پرسش و پاسخ در مورد عادات طبيعي زنان

(احكام فقهي)

 از

شيخ/ محمد صالح العثيمين
مقدمه

بسم الله الرحمن الرحيم

الحمدلله، نحمده ونستعينه ونستغفره، ونعوذ بالله من شرور أنفسنا، ومن سيئات أعمالنا، من يهده الله فلا مضل له، ومن يضلل فلا هادي له، وأشهد أن لا إله إلا الله وحده لاشريك له، وأشهد أن محمدا عبده ورسوله ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَلا تَمُوتُنَّ إِلاَّ وَأَنْتُمْ مُسْلِمُونَ﴾[1]. ﴿يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالاً كَثِيراً وَنِسَاءً وَاتَّقُوا اللَّهَ الَّذِي تَسَاءَلُونَ بِهِ وَالْأَرْحَامَ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلَيْكُمْ رَقِيباً﴾[2]. ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَقُولُوا قَوْلاً سَدِيداً * يُصْلِحْ لَكُمْ أَعْمَالَكُمْ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَمَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ فَازَ فَوْزاً عَظِيماً﴾[3].

از آنجائيكه جريان و توقف خونهاي طبيعي زنان (حيض و نفاس) در فقه اسلامي تحريم و تحليل بعضي از عبادات و مسائل خانوادگي و زناشوئي از آن ناشي مي شود، و چون مسائل آن بيشتر مربوط به زنان بوده و آنها غالبا بعلت شرم و حيا در مورد آن سوال نمي كنند، لذا در رابطه با آن خونهاي طبيعي بسياري از احكام بر آنها پوشيده مي ماند، اين بود كه مناسب دانستيم بعضي از فتاواي شيخ محمد صالح العثيمين را كه در اين رابطه بصورت سوال و جواب منتشر شده بود انتخاب كرده و آن را در اختيار خواهران مومن قرار دهيم تا شايد قدمي در راه آگاهي آنها در اين رابطه برداشته باشيم.

از خداوند خواهانيم كه اين عمل ناچيز را مورد قبول قرار دهد و آن را براي مسلمين ثمر بخش گرداند.

و صلي الله علي محمد و علي آله و صحبه و سلم.

 
——————————————————————————–

[1]  آل عمران: 102         

[2]  النساء: 1.        

[3]  الاحزاب: 73
________________________

بسم الله الرحمن الرحيم

1-  از شيخ كه خداوند درجه او را در زمره راهيافتگان بلند فرمايد سوال شد كه آيا دليلي بر زمانبندي بعضي از فقها در مورد شروع حيض (عادت ماهيانه) در نه سالگي و پايان آن در پنجاه سالگي وجود دارد؟

شيخ چنين پاسخ دادند: دليلي بر زمانبندي شروع حيض در نه سالگي و پايان آن در پنجاه سالگي وجود ندارد، و صحيح آنست كه هر وقت زن آنخون معروف نزد زنان را ببيند آن خون، خون حيض است، زيرا كه خداوند مي فرمايد:

﴿وَيَسْأَلونَكَ عَنِ الْمَحِيضِ قُلْ هُوَ أَذىً﴾ (البقرة: 222).

و درباره حيض از تو مي پرسند، بگو حيض پليدي است.

آيه عموميت دارد و خداوند حكم (حلال و حرامي كه از وجود حيض ناشي مي شود) را به وجود حيض وابسته نموده، و براي آن سني را تعيين نفرموده است، پس واجب است كه به آنچه حكم بدان وابسته است كه همان وجود (حيض) باشد رجوع شود، پس هر وقت حيض وجود داشته باشد حكم ثابت مي شود و هرگاه وجود نداشته باشد حكم ثابت نمي شود، بنابراين هر وقت زن حيض را ببيند حائض (در حال عادت) است گرچه در سني كمتر از نه سال و بيشتر از پنجاه باشد، زيرا زمانبندي احتياج به دليل و حال آنكه دليلي بر زمانبندي وجود ندارد.

2- از شيخ درباره زني كه بيشتر از پنجاه سال دارد و از وي خوني با اوصاف معروف (اوصاف حيض) خارج مي شود، و زن ديگري كه عمرش از پنجاه تجاوز مي كند، خوني از وي خارج مي شود كه اوصاف خون معروف را ندارد بلكه مايل به رنگ زرد و يا كدر مي باشد سوال شد.

شيخ فرمودند: زني كه از وي خوني با اوصاف معروف خارج مي شود صحيحتر آنست كه آن خون، خون حيض مي باشد، زيرا كه حد و مرزي براي حد اكثر سن حيض وجود ندارد، بنابراين براي خون آن زن احكام خون حيض مانند دوري از نماز، روزه، جماع، وجوب غسل، قضاي روزه و مانند آن مترتب مي شود. اما زني كه زردي و كدري از او خارج مي شود، در صورتي آن كه زردي و كدري در هنگام عادت باشد حيض بشمار مي رود، و اگر در هنگام عادت نباشد حيض بشمار نمي رود، اما اگر خون، خون حيض معروف باشد و قبل يا بعد از زمان عادت خارج شود اين تغيير زمان اثري ندارد و زمان خروج آن، زن بايد احكام حيض را رعايت كرده و در پايان غسل نمايد. آنچه ذكر شد بر مبناي آن قول صحيحي بود كه سن حيض حد و مرزي ندارد، اما بر حسب مذهب امام احمد بن حنبل بعد از سن پنجاه حيض وجود ندارد گرچه خون سياه عادي باشد، كه با آن حال بايد روزه بگيرد و نماز بخواند و در پايان احتياج به غسل ندارد، اما اين قول صحيح نيست.

3- از شيخ درباره خوني كه از زن حامله خارج مي شود سوال شد؟

جناب شيخ چنين پاسخ دادند: – زن حامله عادت ماهيانه به وي دست نمي دهد، و همانگونه كه امام احمد -رحمت الله عليه- مي فرمايد: زنان با قطع حيض متوجه حاملگي مي شوند، و به گفته دانشمندان: خداوند خون حيض را غذاي جنين در شكم مادر قرار داده است، كه هنگام وجود جنين، خون حيض قطع مي گردد، اما ممكن است بعضي از زنان با حامله شدن تحت تاثير قرار نگيرند و بر حسب عادت قبل از حاملگي جريان حيض بر آنها استمرار يابد، در چنين حالتي حكم به حائض بودن مي شود، زيرا كه حيض او استمرار يافته و حاملگي نيز اثري نداشته است، و هر آنچه كه حيض غير حامله آن را حرام، واجب و حلال مي كند اين حيض نيز آن را حرام، واجب و حلال مي نمايد.

خلاصه، خوني كه از حامله خارج مي شود بر دو نوع است:

1) نوعي كه همانند قبل از حاملگي ادامه داشته باشد، كه نسبت به اين خون حكم به حيض بودن آن مي شود، زيرا كه اين دال بر آن است كه حاملگي بر او موثر نبوده، و در نتيجه آن خون، خون حيض است.

2) خوني كه حيض بحساب نمي آيد بلكه از پاره شدن رگ در اثر وقوع حادثه، بلند كردن چيزي، و يا افتادن از جائي، ناگهان از زن حامله خارج مي شود كه اين زن طاهر بوده و آن خون نماز و روزه را بر وي حرام نمي كند.

4- در مورد زني كه هنگام عادت ماهيانه بعلت شرم و حيا نماز خوانده است سوال شد:

شيخ چنين پاسخ دادند: جائز نيست كه زن در حالي كه خون حيض و خون بعد از زايمان از او خارج مي شود نماز بخواند، زيرا كه پيامبر -صلى الله عليه وسلم- درباره زن فرمود: «أليس إذا حاضت لم تصل ولم تصم» مگر نه آنست كه زن موقعي كه حائض مي شود نماز نمي خواند و روزه نمي گيرد؟ و مسلمانان (علماي مسلمين) همه بر اين رأي اند كه روزه و نماز براي زن حائض حلال نيست، بر اين اساس بر زني كه هنگام حيض نماز خوانده واجب است كه از كرده خود توبه و استغفار نمايد.
______________________
 -5از شيخ در مورد زني كه با دارو سبب خروج خون حيض شده و نماز را ترك كرده است سوال شد كه آيا بر آن زن واجب است نمازهاي ترك شده را قضا نمايد؟

شيخ چنين پاسخ دادند: – زن اگر متسبب خروج حيض شود نماز را قضا نمي كند، چونكه حيض خونيست كه هنگام وجود حكمش (حلال و حرامي كه از وجود حيض ناشي مي شود) بر آن مترتب مي شود، كما اينكه اگر زن چيزي را استعمال كند كه خون حيض را قطع نمايد واجبست كه نماز بخواند و روزه بگيرد نه اينكه روزه را قضا كند. به دليل اينكه آن زن در اينحال حائض بشمار نمي رود، پس حكم همراه علتش مي گردد، خداوند مي فرمايد ﴿وَيَسْأَلونَكَ عَنِ الْمَحِيضِ قُلْ هُوَ أَذىً﴾ و درباره حيض از تو مي پرسند، بگو حيض پليدي است.  بنابراين با وجود پليدي حكم ثابت، و بدون آن حكم ثابت نمي شود.

6- از شيخ سوال شد كه آيا جائز است، زن حائض جهت شركت در مجالس ذكر به مسجد برود؟

شيخ چنين پاسخ داد: ماندن زن حائض در مسجد جائز نيست، پس در اينصورت صحيح نيست كه جهت گوش دادن به ذكر و قرائت قرآن به مسجد برود، اما عبور از آن چنانچه زن اطمينان داشته باشد كه مسجد آلوده نمي شود و همچنين نشستن و گوش دادن به ذكر و قرائت قرآن در جائي خارج از مسجد بوسيله بلندگو اشكالي ندارد، زيرا جائز است كه زن در حالت قائدگي به ذكر و قرائت قرآن گوش فرا دهد، و ثابت شده است كه پيامبر -صلى الله عليه وسلم- در حالي كه حضرت عايشه -رضي الله عنها- حائض بود در اتاق وي تكيه مي زد و قرآن را تلاوت مي نمود، اما اينكه براي گوش دادن به ذكر و قرائت در مسجد بماند جائز نيست، و به همين دليل بود كه پيامبر -صلى الله عليه وسلم- در حجة الوداع هنگاميكه از حائض بودن صفيه -رضي الله عنها- با خبر شد و فكر مي كرد صفيه هنوز طواف افاضه نكرده است، فرمودند: آيا ما را در انتظار خواهد گذاشت؟ گفتند: صفيه طواف افاضه را به اتمام رسانده. و اين دال بر آن است كه در حال قاعدگي ماندن در مسجد گرچه براي عبادت باشد جائز نيست، و وارد است كه پيامبر -صلى الله عليه وسلم- دستور دادند زنان براي نماز و ذكر به مصلي عيد بروند، و زنان حائض از مصلي كناره گيرند.

7- از شيخ سوال شد كه اگر مرد بخواهد در روز هاي آخر قاعدگي با زن خود جماع كند آيا جائز است كه در اين حال زن موافقت نمايد؟

شيخ فرمودند: از اين سوال پيداست كه آن زن مي داند هنگام قاعدگي جائز نيست شوهرش با وي نزديكي كند و اين مسئله اي است واضح. خداوند مي فرمايد:

﴿وَيَسْأَلونَكَ عَنِ الْمَحِيضِ قُلْ هُوَ أَذىً فَاعْتَزِلُوا النِّسَاءَ فِي الْمَحِيضِ وَلا تَقْرَبُوهُنَّ حَتَّى يَطْهُرْنَ فَإِذَا تَطَهَّرْنَ فَأْتُوهُنَّ مِنْ حَيْثُ أَمَرَكُمُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَيُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ﴾ (البقرة: 222).

و درباره حيض از تو پرسند، بگو: حيض پليدي است پس در موقع حيض از زنان كناره گيريد تا آنكه پاك شوند پس آنگاه كه پاك شوند از آنجائيكه خدا به شما دستور داده است با آنها نزديكي كنيد محققا خدا توبه كاران و پاكيزگان را دوست مي دارد.

و كليه علما بر اين راي اند كه جماع مرد با همسر خود در حال حيض حرام است، و بر زن واجبست كه همسر خود را از اين عمل باز دارد و با آن مخالفت ورزد كه با درخواست شوهرش در اين مورد موافقت نكند كه اطاعت از مخلوق در مقابل مخالفت با خالق جائز نيست. اما انجام اعمال ديگر با زن، بغير از جماع، در حال قاعدگي وي اشكالي ندارد، مثل لذت بردن از زن خارج از شرمگاه كه در اين حال اگر مني خارج شود غسل واجب مي گردد و اگر مني خارج نشود غسل واجب نمي شود، و اگر فقط مني از مرد خارج شود تنها غسل بر مرد واجب مي شود، و در حالتي كه مني تنها از زن خارج شود غسل فقط بر زن واجب مي شود، و در صورتي كه مني از هر يك از زن و مرد خارج شود غسل بر هر دوي آنها واجب مي شود، زيرا كه غسل هم با خروج مني به هر وسيله اي كه باشد واجب مي شود و هم با فرو رفتن‌آلت تناسلي مرد در آلت تناسلي زن، گرچه مني خارج نشود. و اين مسئله كه منظورم واجب شدن غسل بمجرد جماع (نزديكي) و بدون خروج مني است. اكثريت مردم از آن آگاهي ندارند. و به اين مناسبت متذكر مي شوم كه در صورت وجوب غسل بر زن، لازم است كه به تمامي بدن، مو و زير آن آب برساند و هيچ نقطه اي از جسم خود را ترك ننمايد زيرا كه خداوند مي فرمايد:

﴿وَإِنْ كُنْتُمْ جُنُباً فَاطَّهَّرُوا﴾(المائدة: 6).

 و اگر جنب باشيد پس غسل كنيد.

 و در آيه ذكر نشده كه بعضي از بدن بدون غسل باقي بماند، پس واجب است كه زن به تمامي جسم خود آب برساند، و اگر چنانچه بر زخم، شكستگي دنده و يا اعضاي ديگر چسب زده باشد كافيست كه روي آن را با آب مسح نمايد و احتياجي به تيمم نيست زيرا كه در اين حال آن مسح جايگزين تيمم مي شود. 

8- از جناب شيخ سوال شد كه چنانچه زني بعد از دخول وقت نماز حائض شود آيا قضاي آن نماز بر وي واجب است؟

شيخ چنين پاسخ دادند: چنانچه شروع حيض مثلا نيم ساعت بعد از دخول وقت نماز باشد لازم است بعد از پاك شدن نمازي را كه هنگام دخول وقت آن در پاكي بسر برده است قضا نمايد خداوند مي فرمايد:

﴿إِنَّ الصَّلاةَ كَانَتْ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ كِتَاباً مَوْقُوتاً﴾ (النساء: 103).

هر آئينه نماز بر مومنان فريضه ايست وقت دار.

اما نمازهائي كه هنگام حيض ترك شده است قضا نمي نمايد در قسمتي از حديث پيامبر -صلى الله عليه وسلم- آمده است كه فرمود: «أليست إذا حاضت لم تصل ولم تصم». مگر نه اينست كه اگر زن حائض شود نماز نمي خواند و روزه نمي گيرد؟

و همه علما بر اين راي اند كه نمازهاي ترك شده در وقت حيض احتياج به قضا ندارد.

اما اگر بعد از پايان حيض به اندازه خواندن يك ركعت فرصت داشته باشد نماز آن وقت را بايد بخواند. پيغمبر -صلى الله عليه وسلم- مي فرمايد: «من أدرك رکعة من العصر قبل أن تغرب الشمس فقد أدرك العصر» كسي كه قبل از غروب آفتاب يك ركعت از نماز عصر را دريابد نماز عصر را دريافته است.

در اينصورت اگر چنانچه عصر و يا قبل از طلوع آفتاب پاك شود، و قبل از غروب و يا طلوع به اندازه يك ركعت وقت داشته باشد در مورد اول نماز عصر و در مورد دوم نماز صبح را بايد خواند.
_____________________________
9- از شيخ سوال شد كه زني بعد از عمل جراحي و چهار روز قبل از وقت عادت ماهيانه خون سياهي بغير از خون عادت مشاهده نموده است و بلافاصله بعد از آن، عادت ماهيانه وي شروع شد و مدت هفت روز بطول انجاميده است آيا جريان خون قبل از هفت روز نيز از جمله خون عادت بحساب مي رود؟

شيخ فرمودند: اين مسئله بايد به پزشك مراجعه شود، چون ظاهرا اين خوني كه از اين زن خارج شده است در نتيجه عمل جراحي بوده و خون ناشي از عمل جراحی طبق فرموده رسول الله صلى الله عليه وسلم: «إن ذلك دم عرق» آن خون، خونيست كه در نتيجه قطع رگ جريان يافته است.

و اين دال بر آنست كه خون ناشي از پاره شدن رگ و منجمله عمل جراحي، حيض بشمار نمي رود و منجر به آنچه كه حيض موجب تحريم آن است نمي شود. لذا در چنين حالتي نماز و روزه رمضان واجب مي باشد.

10- از شيخ در مورد زني كه عادتش شش روز بوده و چند روزي بر آن اضافه شده است سوال شد؟

شيخ چنين پاسخ دادند: در صورتي كه عادت اين زن شش روز بوده باشد و سپس اين مدت نه يا ده روز بطول انجامد آن زن تا زماني كه پاك نشده باشد نبايد نماز بخواند، به اين دليل كه رسول الله -صلى الله عليه وسلم- مدت معيني را براي حيض تعيين نفرموده است، خداوند مي فرمايد: ﴿وَيَسْأَلونَكَ عَنِ الْمَحِيضِ قُلْ هُوَ أَذىً﴾ (البقرة: 222) و درباره حيض از تو مي پرسند، بگو حيض پليدي است.

پس تا زماني كه خون باقيست زن بر همان حال خود باقي مي ماند تا اينكه پاك شود و غسل كرده و سپس نماز بخواند، و چنانچه در ماه بعد عادتي كمتر از ماه قبل به وي دست دهد بمجرد پاك شدن غسل مي نمايد گرچه از مدت ما قبل كمتر باشد، و خلاصه اينكه هرگاه حيض جريان داشته باشد جائز نيست كه نماز بخواند، خواه خون حيض برابر عادت قبلي باشد و يا زياد و كم شود، و بعد از پاكي نماز مي خواند. 

11- از شيخ در مورد زني كه عادتش اول هر ماه بوده و سپس خون را در آخر ماه ديده است سوال شد؟

شيخ پاسخ دادند: اگرچنانچه عادت زن به تاخير افتد مثلا عادتش اول ماه بوده باشد و خون را در آخر آن از خون پاك شود طاهر به حساب مي آيد.

12- از شيخ در مورد زني كه عادتش شش روز اول هر ماه بوده و بعدا به استمرار خون از او جريان يافته است سوال شد؟

ايشان چنين پاسخ دادند: اين زن كه شش روز اول هر ماه خون از او خارج مي شده و سپس ناگهان خون بر او استمرار يافته، بر او واجب است كه بر حسب عادت قبلي شش روز اول هر ماه را حيض بحساب آورد و مسائل مربوط به حيض را رعايت نمايد و جريان خون بعد از آن شش روز استحاضه (جريان پيوسته خون از زن پس از روزهاي عادت) شمرده خواهد شد، بعد از آن شش روز غسل كرده و نماز مي خواند و به جريان خون بعد از آن اهميت نمي دهد، زيرا كه عائشه -رضي الله عنها- روايت مي كند كه فاطمه بنت ابي حبيش عرض كرد: يا رسول الله! خون پيوسته از من جريان دارد و پاك نمي شوم آيا نماز را ترك كنم؟ رسول الله -صلى الله عليه وسلم- فرمودند: «لا إن ذلك عرق، ولكن دعي الصلاة قدر الأيام التي كنت تحيضين فيها، ثم اغتسلي وصلي»[1]. نه آن خون، خونيست كه در نتيجه قطع رگ جريان يافته است، اما به شمارش روزهائي كه قاعده مي شدي نماز را ترك گوي سپس غسل كن و نماز بخوان.

و در روايت مسلم آمده است كه پيامبر -صلى الله عليه وسلم- خطاب به ام حبيبه دختر جحش فرمودند: «امكثي قدر ما كنت تحبسك حيضتك، ثم اغتسلي وصلي». مدت زماني كه حيضت ترا (از نماز، روزه و …) باز مي داشت صبر كن، سپس غسل نما و نماز بخوان.

13- درباره مايع زرد رنگي كه دو روز قبل از حيض از زن خارج مي شود سوال شد؟

ايشان چنين پاسخ دادند: در صورتي كه اين مايع زرد رنگ قبل از حيض باشد مسئله اي بوجود نمي آورد، زيرا كه ام حبيبه مي گويد: (ما زردي و كدري را چيزي به حساب نمي آورديم)[2].

پس اگر اين زردي قبل از حيض باشد و با جريان حيض پايان يابد اهميت ندارد، اما اگر زن بداند كه اين مايع زرد مقدمه حيض است پس بايد مسائل مربوط به حيض را رعايت نمايد.

14- از شيخ در مورد زني كه با ديدن كدري و قبل از عادتش نماز را ترك كرده و سپس هنگام عادتش خون جريان پيدا كرده است سوال شد.

ايشان چنين پاسخ گفتند: ام عطيه -رضي الله عنها- مي فرمايد: (ما زردي و كدري را چيزي به حساب نمي آورديم) بر اين اساس به نظرم اين كدري كه قبل از حيض بوجود آمده حيض به حساب نمي آيد.
——————————————————————————–

[1]  روايت بخاري

[2]  روايت مسلم
______________________________
15- از شيخ در مورد زردي و كدري بعد از پاكي سوال شد؟

شيخ گفتند: مشكلات زنان در مورد حيض درياي بي كرانيست كه بعضي از آنها در نتيجه استعمال قرصهاي ضد حاملگي پديد مي آيد، گرچه اين مشكلات سابقا نيز وجود داشته است، ولي وجود آن به اين كثرت متاسفانه انسان را در حل مشكلات مربوط به آن متحير مي سازد، اما قاعده كلي آن است كه هرگاه زن پاك شود و پاكي حقيقي را مشاهده نمايد (منظورم از پاكي ديدن سفيديست و آن عبارت از آبي است سفيد كه زنان آن را مي شناسند)، بعد از آن كدري، زردي، نقطه خون و يا رطوبت، حيض بحساب نمي آيد، و ممانعتي در مورد نماز، روزه، و نزديكي مرد با همسرش بوجود نمي آورد، زيرا كه آن حيض نيست. ام عطيه مي گويد: (كنا لا نعد الصفرة والكدرة شيئا) ما زردي و كدري را چيزي به حساب نمي آورديم. و ابوداود با سندي صحيح و با اين اضافه: (بعد الطهر) بعد از پاكي، روايت كرده است. بر اين مبنا مي گوئيم: بعد از تاكيد از پاكي هر مسئله اي كه رخ دهد ضرري به زن نمي رساند و او را از نماز، روزه و نزديكي شوهرش با وي منع نمي كند، اما بر زن واجب است كه عجله نكند و پايان حيض را مشاهده نمايد، زيرا كه بعضي از زنان قبل از ديدن پاكي بمجرد اينكه جريان خون كاهش يافت شروع به غسل مي كنند. لذا زنان صحابه پنبه آغشته به خون را نزد ام المومنين عائشه -رضي الله عنها- مي فرستادند و ايشان مي فرمود عجله نكنيد تا اينكه مايع سفيد را ببينيد.

16- از جناب شيخ درباره زني كه پنج روز قبل از چله از خون نفاس پاك شده وعبادت نماز و روزه را انجام داده و بعد از چله دوباره خون از وي جريان پيدا كرده است سوال شد؟

جناب شيخ چنين پاسخ گفتند: چنانچه زن قبل از چهل روز پاك شود نماز و اگر رمضان باشد روزه بر وي واجب است، و شوهرش حق دارد با او نزديكي كند گرچه چهل روز به پايان نرسيده باشد و بر اين زن كه روز سي و نهم پاك شده واجب است نماز و روزه را انجام دهد، و نماز و روزه اي را كه به انجام رسانده به جا بوده است، و در صورتي كه بعد از چهل روز دوباره خون جريان پيدا كند حيض شمرده مي شود، مگر اينكه خون اكثر اوقات جريان داشته باشد كه در اينصورت فقط در روزهاي مصادف با عادتش مسائل مربوط به حيض را رعايت مي كند، سپس غسل كرده و نماز مي خواند.

17- از شيخ در مورد زني سوال شد كه دو هفته خون نفاس از او جريان يافته و سپس تدريجا اين خون به ماده اي خلط مانند تبديل مي شود كه مايل به رنگ زرد است و تا آخر چله ادامه دارد. آيا اين ماده كه بلافاصله بعد از خون نفاس جريان پيدا مي كند حكم نفاس را دارد يا خير؟

شيخ چنين پاسخ گفتند: در صورتي كه در آن زن پاكي بوضوح ظاهر نشده باشد مسائل مربوط به نفاس نسبت به آن ماده زرد رنگ و خلط مانند تعلق مي گيرد و آن زن طاهر به حساب نمي آيد مگر اينكه جريان آن ماده به پايان رسد و بعد از اينكه بوضوح اطمينان پيدا كرد كه پاك شده واجب است كه غسل كند و نماز بخواند گرچه پاكي قبل از چله باشد. اما انتظار زنان تا آخر چله به گمان اينكه بايد چهل روز انتظار بكشند گرچه قبل از آن پاك شوند خطا و اشتباه بوده بلكه هرگاه كه زن طاهر شود گرچه روز دهم باشد نماز بر او واجب، و آنچه براي زنان پاك از حيض و نفاس جائز است براي وي نيز جائز مي باشد حتي جماع.

18- سوال شد كه اگر زني در سه ماهگي سقط جنين كند آيا بايد آن زن نماز بخواند و يا نماز را ترك كند؟

شيخ فرمودند: نزد علما معروف است كه اگر زن در سه ماهگي سقط جنين كند نبايد نماز بخواند زيرا اگر زن جنيني را سقط نمايد كه بصورت انسان باشد خوني كه از او خارج مي شود خون نفاس بوده كه نبايد با وجود آن نماز بخواند. دانشمندان مي گويند: مدت زماني كه ممكن است خلقت در آن معلوم شود هشتاد و يك روز بوده كه اين مدت از سه ماه كمتر است، در اين صورت چنانچه متاكد باشد كه در سه ماهگي سقط جنين كرده است خوني كه از او جريان پيدا كرده نفاس مي باشد اما اگر سقط قبل از هشتاد روز باشد خوني كه در اثر آن جريان پيدا مي كند خونيست فاسد كه با وجودش نماز ترك كرده نمي شود، پس اين زن سوال كننده بايد بخاطر آورد كه اگر سقط قبل از هشتاد روز بوده بايد نمازهائي را كه ترك نموده قضا كند و اگر چنانچه نمازهائي را ترك كرده است به ياد نمي آورد بايد سعي كرده و تخمينا آنچه به نظرش مي رسد كه نخوانده است قضا نمايد.
19- اگر چنانچه در ماه مبارك رمضان نقطه اي خون در حال روزه از زن خارج شود و اين وضعيت تا آخر رمضان نسبت به وي ادامه داشته باشد آيا روزه اش صحيح است؟

ج- آري روزه اش صحيح است، و اين نقطه خون نيز چيزي نيست زيرا كه در اثر پاره شدن رگ خارج شده. و از علي بن ابي طالب -رضي الله عنه- نقل شده است كه فرمود: نقطه خوني كه شبيه خون بيني است حيض نيست … اينچنين از علي روايت شده است.

20- هرگاه زن جريان خون و يا درد عادت را احساس نمايد، اما تا قبل از غروب خون خارج نشود، آيا روزه آن روز صحيح است يا اينكه قضاي آن روز بر او واجب مي باشد.

ج- در صورتي كه زن غير حائض در حال روزه احساس حركت خون و يا درد عادت كند اما خون بعد از غروب آفتاب خارج شود، روزه آن روزش صحيح بوده و چنانچه اگر روزه فرض باشد قضاي آن واجب نيست و اگر روزه سنت باشد ثوابش باطل نمي شود.

21- اگر زن خوني را مشاهده كند اما متاكد نيست كه آن خون، خون حيض است يا نه آيا روزه آن روزش صحيح است؟

ج- روزه آن روزش صحيح مي باشد زيرا كه اصل عدم حيض است تا اينكه از حيض بودن آن خون متاكد شود.

22- زني در آخرين روزهاي عادت و قبل از پاكي اثري از خون نمي بيند، آيا در آن روز و قبل از مشاهده مايع سفيد رنگ روزه بگيرد؟

ج- اگر آن زن مانند بعضي از زنان مايع سفيد رنگ را مشاهده نمي كند روزه بگيرد و اگر مايع سفيد رنگ را مشاهده مي كند روزه نگيرد تا اينكه مايع سفيد را ببيند[1].
——————————————————————————–

[1]  زيرا خروج مايع سفيد كه دال بر پايان حيض است، از بعضي از زنان خارج مي شود و از برخي ديگر خارج نمي شود. لذا در جواب اين سوال: اگر اين زن بر حسب عادتش در پايان حيض مايع سفيد از او خارج نمي شود (مشاهده نمي كند) بلكه مجرد قطع خون از او دليل بر انتهاي حيض وي مي باشد روزه بگيرد. اما اگر بر عكس بنا به عادت وي حيضش به پايان نمي رسد مگر اينك مايع سفيد از او خارج شود (مشاهده كند) روزه نگيرد تا اينكه مايع سفيد را ببيند (از او خارج شود). «ناشر».

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: