اختلافات زوجين

حمد و سپاس براي خداوندي که آفريد و برابر گردانيد، و اندازه گرفت و هدايت کرد و به راه آورد. او را سپاس و ستايش مي‌کنم و همو در ابتدا و در انتها شايسته تمجيد است. و شهادت مي‌دهم که هيچ خدايي بحق جز خداي يگانه وجود ندارد و او بي‌شريک مي‌باشد. و شهادت مي‌دهم به اينکه مولا و پيغمبر ما، محمد، بنده و فرستاده او، پيغمبري برگزيده و بنده‌اي منتخب است. درود و سلام و برکات خدا بر او و آل و اصحاب او و بر کساني که دعوت او را اجابت کنند و پيروان راه او باشند، اما بعد:

يکي از بزرگترين نعمتها و آيات خدا اينکه خانواده را محل آرامش و آسايش قرار داده است، در سايه آن جانها به محبت، مهرباني، مصونيت و پاکي و زندگي ارزشمند و پوشيدگي [در برابر گناهان] مي‌رسند. و در دامان آن نوزاد پرورش مي‌يابد، وقايع ترقي مي‌کنند، نسبتهاي خويشاوندي استوار مي‌گردند و عهد و پيمان کفالت محکم مي‌شوند.

روانها با همديگر مرتبط و قلبها در هم مي‌آميزند: ﴿هُنَّ لِبَاسٌ لَکُمْ وَأَنْتُمْ لِبَاسٌ لَهُنَّ﴾. [البقرة: 187].   آنان لباس شمايند و شما لباس آنانيد.

و در اين روابط ناگسستني و خانواده‌هاي آباد خصال ارزشمند رشد مي‌کنند و مرداني پرورش مي‌يابند که براي سپردن بزرگترين امانتها به آنان شايسته‌اند و زناني تربيت مي‌شوند که بر استوارترين اصول پا مي‌گيرند.

 اسباب اختلاف بين زوجين

البته همچنانکه واقعيت زندگي بشر و طبيعت او ـ چنانکه خدا خلق کرده و خود بر مخلوقاتش عالم‌تر است ـ نشان داده، حالتهايي بر او عارض مي‌شود که سفارشات بي‌تأثير مي‌شوند و محبت و آرامش نمي‌تواند در آن رسوخ کند، به گونه‌اي که چنگ زدن به ريسمان زوجيت باعث اذيت و مشقت شده، مقصود ازدواج تحقق نمي‌يابد و خير و صلاح فرزندان شکل نمي‌گيرد. اين حالات اضطراب و ناسازگاري مي‌تواند علتها و اسباب داخلي و يا خارجي داشته باشد.

اين اختلافات گاهي از دخالت غيرحکيمانه اوليا و نزديکان زوجين، و يا از دخالت در همه امور کوچک و بزرگشان ناشي مي‌شود و گاهي کار به جايي کشيده مي‌شود که اوليا و بزرگان زوجين مي‌خواهند مهرباني آن دو با يکديگر را با سيطره يافتن بر آنان از بين ببرند، که کار به دادگاهها کشيده مي‌شود و در نتيجه اسرارشان فاش و پرده‌هاي [پوشاننده‌شان] کنار زده مي‌شوند و اين همه به خاطر مسأله کوچک و يا چيز بي‌ارزشي بوده که دخالت نامناسب و دوري از حکمت، عجله و شتاب، تصديق شايعه‌ها و شايعه‌پردازان آن را به اينجا کشانده است.

و گاهي اختلاف از کمي بصيرت در دين و جهل به احکام باگذشت شريعت، فزوني رسم‌هاي نادرست و پيروي از افکار و ايده‌هاي رايج نشأت مي‌گيرد.

مثلاً بعضي از شوهران گمان مي‌کنند که تهديد به طلاق و يا تلفظ آن راه‌حل صحيحي براي رفع اختلافات خانوادگي و مشکلات زن و شوهر است و براي گفتگو با همسرش جز الفاظ طلاق چيز ديگري نمي‌دانند، درآمد و شد، در امر و نهي و بلکه در همه امورش جز اين الفاظ چيز ديگري نمي‌دانند. غافل از اينکه با اين کار آيات خدا را به سخره گرفته، کارشان گناه، خانه‌اشان نابود و اهلشان را از دست مي‌دهند.

اي مسلمانان! آيا اين فهم دين است؟

طلاق سنّت [به شيوه‌اي که شارع اجازه داده] و شريعت آن را جايز شمرده، براي بريدن ريسمان زوجيت نيست و بلکه تشريع آن براي به تأخير انداختن جدايي است و دوره‌اي براي آرامش يافتن، تدبّر در مسأله و معالجه و حل مشکل موجود.

﴿لَا تُخْرِجُوهُنَّ مِن بُيُوتِهِنَّ وَلَا يَخْرُجْنَ إِلَّا أَن يَأْتِينَ بِفَاحِشَةٍ مُّبَيِّنَةٍ وَتِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ وَمَن يَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ لَا تَدْرِي لَعَلَّ اللَّهَ يُحْدِثُ بَعْدَ ذَلِكَ أَمْراً * فَإِذَا بَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَأَمْسِكُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ أَوْ فَارِقُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ﴾. [الطلاق: 1- 2].

زنان را (بعد از طلاق، در مدت عده) از خانه‌هايشان بيرون نکنيد. و زنان هم (تا پايان عده از منازل شوهرانشان) بيرون نروند، مگر اينکه زنان کار زشت و ….. آشکاري انجام دهند. اينها قوانين و مقررات الهي است و هر کسي از قوانين و مقررات الهي پافراتر نهد و تجاوز کند به خويشتن ستم مي‌کند. تو نمي‌داني چه بسا خداوند بعد از اين حادثه، وضع تازه‌اي پيش آورد * و هنگامي که مدت عده آنان به پايان رسيد يا ايشان را به طرز شايسته‌اي نگاه داريد و يا به طرز شايسته‌اي از ايشان جدا شويد.

اين طلاقي است که از طرف شارع وضع شده و بلکه مسأله به همين محدود نشده بلکه در طلاق سنّت [سنّتي] اين راه آخر براي حل مشکل بوده و قبل از آن انواع پيشگيري بايد مراعات شوند.
راه‌هاي حل اختلاف بين زوجين

برادر مسلمان! خواهر مسلمان!

چنانه نشانه‌هاي اختلاف و علايم ناسازگاري و نافرماني آشکار شد طلاق و يا تهديد به طلاق راه حل نيست. مهم‌ترين چيزي که براي حل مشکل لازم است: صبر و تحمل، شناخت اختلاف در احساسات و نظرات و تفاوت در خلق و خوي مي‌باشد به همراه ضرورت تسامح و چشم‌پوشي از تعداد زيادي از مسايل، چرا که خير و مصلحت هميشه در آن چيزي نيست که دوست داريم و آرزو مي‌کنيم، بلکه چه بسا خير و صلاح در چيزي باشد که نمي‌خواهيم و دوست نداريم: ﴿وَعَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ فَإِن كَرِهْتُمُوهُنَّ فَعَسَى أَن تَكْرَهُواْ شَيْئاً وَيَجْعَلَ اللّهُ فِيهِ خَيْراً كَثِيراً﴾. [النساء: 19].

و با زنان خود بطور شايسته معاشرت کنيد و اگر هم از آنان کراهت داشتيد (شتاب نکنيد و زود تصميم به جدايي نگيريد) زيرا که چه بسا از چيزي بدتان بيايد و خداوند در آن خير و خوبي فراواني قرار بدهد.

و زماني که خللي [در روابط] آشکار شود و روابط فرسايش يابد و نافراني زن و تجاوز از حد و حدود خود و ميل به عدم انجام وظيفه از جانب زن مشاهده گردد به گونه‌اي که الفباي نفرت، کوتاهي در اداي حقوق شوهر و بي‌توجهي به فضايل وي ديده شود راه‌حل اين مشکل در اسلام چه به ـ صراحت و چه به کنايه ـ طلاق نمي‌باشد. خداوند متعال مي‌فرمايد:

﴿وَاللاَّتِي تَخَافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَاهْجُرُوهُنَّ فِي الْمَضَاجِعِ وَاضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ فَلاَ تَبْغُواْ عَلَيْهِنَّ سَبِيلاً﴾. [النساء: 34]. و زناني که از سرکشي و سرپيچي ايشان بيم داريد، پند و اندرزشان دهيد و (اگر مؤثر واقع نشد) از همبستري با آنان خودداري کنيد (اگر باز هم مؤثر واقع نشد) آنان را بزنيد پس اگر شما را اطاعت کردند راهي براي (تبيه) ايشان مجوييد (و بدانيد که) بيگمان خداوند بلند مرتبه و بزرگ است.

راه‌حل پند و توجيه کردن و بيان اشتباه وي و يادآوري حقوق [طرفين] و ترساندن از خشم و غضب الهي است با طي طريق فرزانگي و تحمل و وقار در ترغيب و ترهيب.

و دوري از همسر در بستر و تنبيه او، در مقابل تجاور وي از حدود خود و نافرماني‌اش مي‌باشد. بايد توجه کرد که خدا فرموده «في المضجع» در بستر از آنان دوري کنيد و نه فرموده «عن المضجع» به معني پرهيز از همبستر شدن با آنان.

آري، اين دوري، دوري در بستر است و نه ترک منزل و نه دوري در جلوي چشمان خانواده و فرزندان و نه در برابر بيگانگان.

هدف از اين کار حل مشکل است و نه شهرت يافتن و يا خوار کردن (طرف مقابل) و نه کشف اسرار و استار[1]. که در برابر نافرماني و تجاوز، دوري و تنبيه ضمانت حفظ و برابري هستند.

گاهي راه حل مشکل به مقداري قساوت و خشنونت نياز دارد زيرا گروهي از مردم وجود دارند که براي اصلاحشان معاشرت به نيکي و نصيحت مهربانانه کفايت نمي‌کند، اينان گروهي هستند که به خاطر مهرباني و بردباري زياد با ايشان دچار طغيان شده‌اند. چنانچه قساوت را ببينند سرکشي‌شان رام و جوش و خروششان آرام مي‌شود.

آري، گاهي پناه بردن به مقداري خشونت دواي سودمندي است، و چرا از آن استفاده نشود در حاليکه طرف مقابل به اداي وظيفه‌اش بي‌توجه بوده و از سرشتش تجاوز کرده است؟

نزد هر عاقلي يک امر بديهي است که قساوت، چنانچه باعث بازگرداندن نظام خانواده و روابطش باشد و الفت و محبت را به آن بازگرداند از طلاق و جدايي بدون نزاع بهتر است. پس اين يک راه حل ايجابي و معنوي و براي تأديب است، نه براي سختگيري و انتقام، و استفاده از آن فقط براي اصلاح نافرماني و رفع نگراني است.

در مقابل چنانچه زن از ستم و رويگرداني شوهرش ترسيد، در قرآن راه‌حل برايش قرار داده شده:

﴿وَإِنِ امْرَأَةٌ خَافَتْ مِن بَعْلِهَا نُشُوزاً أَوْ إِعْرَاضاً فَلاَ جُنَاْحَ عَلَيْهِمَا أَن يُصْلِحَا بَيْنَهُمَا صُلْحاً وَالصُّلْحُ خَيْرٌ﴾. [النساء: 128]. هر گاه همسري ديد که شوهرش (نسبت به او بدي مي‌کند و) او را آزار مي‌دهد و يا (از او) رويگردان است، بر هيچيک از آن دو گناهي نيست ميان خويشتن مصالحه کنند و صلح بهتر است.

راه‌حل صلح و آشتي است و نه طلاق و جدايي و اين، البته مقتضي گذشت از بعضي از حقوق مالي [مادي] و شخصي است براي حفظ نکاح.

«وَالصُّلْحُ خَيْرٌ» صلح بهتر است از جدايي، ستم، نافرماني و طلاق.

برادر مسلمان! خواهر مسلمان! آنچه گذشت بيان سريع و يادآوري اجمالي جنبه‌اي از جوانب فهم دين خدا و حرکت بر آن منهج است. ولي مسلمانان چقدر از اين حقيقت دورند؟

حَکَم قرار دادن دو نفر در اختلافات بين زوجين کجا رفته است؟

چرا اصلاح گران از اين راه حل منصرف شده‌اند؟ آيا به خاطر زهد در اصلاح درون است و يا رغبت در از هم گسيختن خانواده و پراکندگي فرزندان؟

جز ستم، سفاهت و ناداني، دوري از خوف الهي و مراقبت از آن، ترک بسياري از احکام و به بازيچه گرفتن حدود الهي چيز ديگري ديده نمي‌شود.

ابن ماجه و ابن حبان و غيره از رسول خدا -صلى الله عليه وسلم- نقل کرده‌اند که فرمود: حال کسي که با حدود خدا بازي کند چگونه خواهد بود: (مکرّراً به همسرش) بگويد: تو را طلاق دادم، … مراجعه نمودم؟ آيا حدود خدا به بازي گرفته مي‌شود در حالي که من بين شما هستم»[2].

 
——————————————————————————–

[1]. پرده‌دري و آبروريزي.

[2]. سنن ابن ماجه (2017) و صحيح ابن حبان (4265).
آخرين راه حل اختلافات زوجين

هرگاه همه راههاي حل اختلافات با شکست مواجه شد و ماندن در آن زندگي سخت و ناخوشايند شد بگونه‌اي که باعث تحقق اهداف و حکمتهاي ارزشمندي که خدا در ازدواج قرار داده، نشد. خداوند از باب ساده‌گيري در قانونگذاري و جامعيت احکام گريزگاهي را براي اين تنگنا قرار داده، ولي متأسفانه اکثر مسلمانان از طلاق به شيوه درست [و سنّتي] که شريعت اجازه داده بي‌خبرند و لذا هميشه الفاظ طلاق را بر زبان مي‌رانند بدون مراعات حدود خدا و شريعت او.

طلاق در حال حيض حرام است، سه طلاق با هم حرام است و طلاق در حال طهر [حالت پاکي مابين دو حيض] بعد از نزديکي حرام است و همه اين انواع، طلاقهاي بدعتي و حرام مي‌باشند که صاحب آن مرتکب گناه شده است، با اين وجود بنابر صحيح‌ترين رأي از علماء طلاق واقع مي‌شود.

ولي طلاق مباح [و سنّي] که بر مسلمانان واجب است آن را بدانند بدين‌گونه است که در طهري که نزديکي روي نداده و يا به هنگام حامله بودن، همسرش را يک طلاق واحد بدهد.

طلاق به اين شيوه راه‌حل است، زيرا مدت زمان محدودي را در حالت بريدگي زوجين از هم فراهم مي‌کند که در آن آرامش و مراجعه مجدد فراهم مي‌شود.

مرد طلاق دهنده به شيوه‌اي که گذشت بايد مدت زماني را که طهر طول مي‌کشد منتظر بماند، چه کسي مي‌داند: درونها تغيير مي‌کنند و قلبها بيدار مي‌شوند و خدا هر کاري را که اراده کند واقع مي‌سازد.

و مدت زمان عده ـ عدة زن حائضه يا عده به حساب ماهانه و يا عده وضع حمل زن حامله ـ فرصتي است براي بازگشت دوباره و حساب و کتاب، در اين مدت ريسمان محبتي که پاره شده و رابطه زوجيتي که از هم پاشيده مي‌تواند اصلاح گردد.

و آنچه که مسلمانان نمي‌دانند اينکه: زني که طلاق داده شده ـ طلاق رجعي ـ بايد در خانه شوهرش بماند، نه اجازه خروج دارد و نه کسي اجازه اخراج او را دارد. بلکه خداوند آن خانه را خانه او ـ يعني زن طلاق داده شده ـ به حساب آورده: ﴿لَا تُخْرِجُوهُنَّ مِن بُيُوتِهِنَّ﴾ آنها را از خانه‌هاي خودشان بيرون نکنيد.

و اين اسلوب براي تأکيد حق اقامت آنها در آن منزل است، زيرا اقامت آنها در منزل شوهرشان راهي است براي مراجعه دوباره، و گشايش اميدي است براي برانگيخته شدن عواطف دوستي و يادآوري زندگي مشترک. همسر در اين حالت به خاطر حکم طلاقي که گرفته دور به نظر مي‌رسد ولي نزديک و جلوي چشمان شوهر است.

و آيا اين قانون جز آرام کردن طوفان و برانگيختن درون و بازگشت به جايگاه اصلي و آرامش در بررسي احوال خانه و فرزندان و شئون خانواده هدف ديگري دارد: ﴿لَا تَدْرِي لَعَلَّ اللَّهَ يُحْدِثُ بَعْدَ ذَلِكَ أَمْراً﴾.

تو نمي‌داني، چه بسا خداوند بعد از اين حادثه، وضع تازه‌اي پيش آورد.

پس اي مسلمانان! تقواي خدا پيشه کنيد و از اهل بيتتان محافظت نمائيد و احکام دينتان را بياموزيد، حدود خدا را اقامه، و از آن تجاوز نکنيد و [روابط] فيمابين را اصلاح نماييد.

خداوندا! فهم دين و بصيرت در شريعت به ما ارزاني دار و ما را از هدايت کتابت سودمند گردان و به ما توفيق حرکت بر مسير پيغمبرت ص را عطا بفرما.

وصلي الله علي محمد وآله وصحبه وسلّم

براى ارتباط با مترجم مى توانيد به آدرس زير تماس بگيريد:

السعودية: الرياض ـ الرمز البريدي: (11757) ص. ب: (150103)

www.aqeedeh.com

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: