اهميت نماز در اول وقت

نمار يكي از فريضه‌هاي مهم و اصلي اسلام است كه به عنوان دومين ركن اسلام قرار گرفته است و پلي ارتباطي بين خدا و بنده‌اش است. در نماز، بنده دلش را براي راز و نياز با خدايش باز مي‌كند و شروع به حرف زدن، ستايش كردن و درخواست از خداوند مي‌كند و نهايت بندگي‌اش را براي خداوند به منحصه‌ي ظهور مي‌گذارد.

 در اين بين نماز مي‌تواند پل ارتباطي قويتري باشد وتمام ثوابش را در بر داشته باشد، به شرطي كه بر طبق قرآن و سنت صحيح و در اول وقت بر‌‌گذار شود. و انجام آن از طرف نماز‌گذار به تأخير انداخته نشود. ما نيز در اينجا به دليل اهميت موضوع و عادت كردن مردم به تأخير انداختن نمازها، اشاره‌اي گذرا و قابل فهم بر اين مسئله مي‌كنيم تا توانسته باشيم تا حدودي در تبيين بحث خواندن نماز در اول وقت آن، انذار و تبشيري كرده باشيم. خداوند در قرآن مي‌فرمايد:
إن الصلاة كانت علي المؤمنين كتابا موقوتا(نساء/103).
‹ بي‌گمان نماز بر مؤمنان فرض و داراي اوقات معلوم و معين است›.
از ابن مسعود رضي الله عنه روايت است كه: پيامبر صلي الله عليه و سلم فرمود:( أفضل الأعمال، الصلاة في اول وقتها )(ترمذي و حاكم آن را روايت كرده‌اند، و اين حديث صحيح است).
‹ بهترين اعمال، نماز اول وقت است›.
اين حديث بر افضليت نماز خواندن در اول وقتش دلالت مي‌كند، يعني در تمام وقت نماز، مي‌توان آن را خواند. ولي در اول وقت آن بهتر و افضلتر است.
محمد بن عبدالله الخزاعي و عبدالله بن مسلمه گفتند كه: عبدالله بن عمر رضي الله عنه از قاسم بن غنام و او از أم فروه برايمان روايت كرده است كه: ( سئل رسول الله صلي الله عليه و سلم أي الأعمال أفضل؟ قال صلي الله عليه و سلم : الصلاة في اول وقتها )(ابوداود روايت كرده است).
‹ از پيامبر صلي الله عليه و سلم سؤال كرده شد كه چه عملي داراي ثواب بيشتري است؟ پيامبر صلي الله عليه و سلم فرمود : خواندن نماز در اول وقت آن ).
منذري مي‌گويد: أم فروه از زناني بوده كه با پيامبر صلي الله عليه و سلم بيعت كرده و خواهر پدري ابوبكر رضي الله عنه بوده است.
از أم فروه روايت است كه: ( سئل النبي صلي الله عليه و سلم أي الأعمال أفضل؟ قال صلي الله عليه و سلم الصلاة لأول وقتها )(ترمذي روايت كرده است).
‹ از پيامبر صلي الله عليه و سلم سوال شد كه چه عملي داراي ثواب بيشتري است؟ پيامبر صلي الله عليه و سلم فرمود : خواندن نماز در اول وقت آن).
از عبدالله بن مسعود رضي الله عنه روايت است كه (سئلت النبي صلي الله عليه و سلم أي العمل أحب الي الله؟ قال صلي الله عليه و سلم: الصلاة علي وقتها )
( بخاري روايت كرده است).
‹ از پيامبر صلي الله عليه و سلم در مورد محبوبترين عمل نزد خداوند سوال كردم؟ گفت صلي الله عليه و سلم : نماز بر وقتش ).
از عبدالله بن مسعود رضي الله عنه روايت است كه: ( سألت رسول الله صلي الله عليه و سلم : أي العمل أفضل؟ قال صلي الله عليه و سلم : الصلاة لوقتها )(مسلم روايت كرده است).
‹ از رسول الله صلي الله عليه و سلم سوال كردم : كدام عمل داراي ثواب بيشتري است؟ پيامبر صلي الله عليه و سلم فرمود: نماز در وقتش ).
ابن مالك(رح) مي‌گويد: لام در لأول به معناي (في: در) است. و الطيبي مي‌گويد: لام براي تاكيد آمده است و بر نماز خواندن در اول وقتش تاكيد دارد.
ابن بطال مي‌گويد : خواندن نماز در اول وقتش بهتر از به تأخير انداختن آن است، زيرا در حديث از محبوبترين عمل سوال شده و آن هم نمازي است كه تمام اركان، واجبات و سنتها در آن رعايت شده باشد و آن نماز از حيث رعايت سنت، در اول وقت خوانده شود. پس نمازي كه در اول وقت خوانده نشود، محبوبترين عمل نزد خداوند نيست. ابن حجر العسقلاني(رح) مي‌گويد : در حديث (الصلاه علي وقتها) لفظ (علي) دلالت بر استعلاء – در بر گرفتن تمام وقت نماز – مي‌كند و اولويت اوليه و اصليش بر خواندن در اول وقت است.
امام قرطبي(رح) مي‌گويد: در حديث ( الصلاه لوقتها) حرف (لام) براي استقبال در زمان آورده شده و در روايت ديگري گفته كه (لام) براي ابتدا در زمان آمده است. پس در هر دو معنا (لام)، به خواندن نماز در اول وقت دلالت دارد. و در ادامه مي‌گويد: در حديث (الصلاه علي وقتها ) نيز حرف ( علي ) بر اين دو مسئله دلالت مي‌كند، زيرا حرف (علي) در معناي (لام) به كار رفته است. و ابن خزيمه نيز اين نظر را دارد.
از ام المومنين عايشه (رض) روايت است كه : ( ما صلي رسول الله صلي الله عليه و سلم صلاة لوقتها الآخر مرتين حتي قبضه الله)(ترمذي روايت كرده است).
‹ آن نمازي كه پيامبر صلي الله عليه و سلم در آخر وقتش خواند، تا اينكه از دنيا رفت، فقط دو بار بود›.
پيامبر صلي الله عليه و سلم دو بار نماز را در آخر وقت خواند، يك بار با جبرئيل، براي ياد‌گيري خودش و بار ديگر براي شخصي كه از او در مورد اوقات نماز سوال كرده بود و پيامبر صلي الله عليه و سلم براي آموزش او در اول وآخر وقت نماز خواند، و اين دو مورد را نيز براي بيان جايز بودن خواندن نماز در آخر وقت آن انجام داده، و خواندن نماز در اول وقتش داراي فضل و ثواب بيشتري است.
امام شافعي(رح) مي‌فرمايد : خواندن نماز در اول وقتش داراي ثواب بيشتري است. و عمل پيامبر صلي الله عليه و سلم، و خلفاي راشدين بر اين مسئله دلالت دارند. و آنها هميشه نماز را در اول وقت مي‌خواندند. و مردم را نيز بر اين امر تشويق و دعوت مي‌كردند.
مستحب بودن در اول وقت خواندن نماز صبح
از ام المؤمنين عايشه(رض) روايت است كه : ( لقد كان رسول الله صلي الله عليه و سلم يصلي الفجر فتشهد معه نساء من المؤمنات متلفعات بمروطهن ثم يرجعن إلي بيوتهن ما يعرفهن أحد من الغلس )(متفق عليه).
‹ پيامبر صلي الله عليه و سلم نماز صبح را مي‌خواند و بعضي از زنان مؤمنان نيز در حالي كه با چادر خودشان را پوشانده بودند با او در نماز حاضر مي‌شدند، سپس بعد از نماز به خانه‌هايشان برمي‌گشتند و هيچ كس آنها را به خاطر غلس – تاريكي اول فجر – نمي‌شناخت ›.
در اين حديث واضح است كه نماز صبح هنگامي تمام مي‌شد كه هنوز هوا روشن نشده بود.
دو نكته از اين حديث استنباط مي‌شود
01 مستحب بودن خواندن نماز صبح در اول وقت(وقت غلس).
02 جايز بودن آمدن زنان به مساجد براي شركت در نماز جماعت، بدون خود‌آرايي و با پوشش اسلامي.
از جابر بن عبدالله رضي الله عنه روايت است كه : (…… والصبح كان النبي صلي الله عليه و سلم يصليها بغلس )(متفق عليه).
‹ و پيامبر صلي الله عليه و سلم نماز صبح را در هنگام غلس- تاريكي اول فجر- مي‌خواند ›.
در اين حديث بهترين وقتها براي نمازهاي پنجگانه شرح داده شده كه در آن به وقت غلس به عنوان بهترين وقت نماز صبح اشاره شده است.
از سهل بن سعد رضي الله عنه روايت است كه : ( كنت أتسحر في أهلي، ثم يكون سرعة بي، أن أدرك صلاة الفجر مع رسول الله صلي الله عليه و سلم )( بخاري روايت كرده است).
‹ من با خانواده‌ام سحري مي‌كردم، سپس به عجله مي‌افتادم تا به نماز صبح با پيامبر صلي الله عليه و سلم برسم›.
انس بن مالك رضي الله عنه از زيد بن ثابت رضي الله عنه روايت كرده است كه : ( أنهم تسحروا مع النبي صلي الله عليه و سلم ثم قاموا إلي الصلاة، قلت كم بينهما؟ قال : قدر خمسين أو ستين، أي آية)(متفق عليه).
‹ آنها با پيامبر صلي الله عليه و سلم سحري مي‌كردند، سپس بلند مي‌شدند براي نماز، انس مي‌گويد به زيد گفتم : چقدر فاصله بين سحري كردنتان و اقامه‌ي نمازتان بود، زيد گفت : حدود 50 يا 60 آيه‌ي قرآن كريم ›.
ابن حجر عسقلاني(رح) در شرح اين حديث مي‌گويد : اين حديث دلالت بر مستحب بودن خواندن نماز صبح در وقت تغليس مي‌كند، و اول وقت خواندن نماز صبح آغاز فجر است، زيرا در آن هنگام است كه خوردن و آشاميدن در هنگام روزه در آن حرام مي‌شود و فاصله‌ي زماني بين دست كشيدن از خوردن سحري و آغاز نماز صبح به مقدار خواندن 50 آيه از قرآن است، كه اين مدت، مدت لازمه براي قضاي حاجت و وضو گرفتن است.
عبدالله بن مسعود رضي الله عنه روايت مي‌كند : ( أنه صلي الله عليه و سلم أسفر بالصبح مرة ثم كانت صلاته بعد الغلس حتي مات لم يعد إلي أن يسفر)(ابوداود روايت كرده است).
‹ پيامبر صلي الله عليه و سلم يك بار نماز صبح را هنگام اسفار- روشني اول فجر- خواند و ديگر هيچگاه نماز خواندن هنگام اسفار- روشني اول فجر- را تكرار نكرد›.
جمهور علماي اسلام بر اين عقيده هستند كه غلس بهترين وقت براي نماز صبح است ولي اهل عراق، علماي حنفي و سفيان ثوري مي‌گويند كه بهترين وقت براي خواندن نماز صبح هنگام اسفار است، و به حديث – أسفروا بالفجر، فإنه أعظم للأجر : نماز صبح را در روشني اول فجر بخوانيد، زيرا آن داراي پاداش و ثواب بيشتري است- استناد كرده‌اند، كه ترمذي آن را روايت كرده است.
رفع شبه از اين حديث
از رافع بن خديج روايت است كه : ( قال رسول الله صلي الله عليه و سلم : أسفروا بالفجر فإنه أعظم للأجر)( اصحاب سنن روايت كرده‌اند).
امام شافعي(رح) و كساني ديگر معناي آن را بر محقق شدن طلوع فجر حمل مي‌كنند و مي‌گويند منظور پيامبر صلي الله عليه و سلم اين بوده كه نماز صبحتان را تا هنگام اسفار ادامه دهيد.
الشيخ الطحاوي الحنفي در كتاب( شرح معاني الآثار) مي‌گويد كه پيامبر صلي الله عليه و سلم در هنگام تغليس شروع به خواندن نماز صبح مي‌كرد و در هنگام اسفار نماز صبح را تمام مي‌كرد و سلام مي‌داد ، و در ادامه مي‌گويد كه منظور پيامبر صلي الله عليه و سلم در اين حديث اين بوده كه قرائت قرآن را در نماز صبح طولاني كنيد، تا هنگامي كه مي‌خواهيد از نماز تمام شويد به وقت اسفار رسيده باشيد، و حمل اين حديث بر اين كه ناسخ حديث نماز خواندن در غلس باشد، كاري اشتباه و نادرست است زيرا جمهور علما اين مسئله را رد كرده‌اند.
علمايي كه حديث اسفار را شرح داده‌اند در مورد آن مي‌گويند : اسفار در اين حديث به معناي تبيين و تحقق فجر صادق و طلوع آن است، نه اينكه منتظر ماند تا هوا به طور نسبتا كامل روشن گردد، زيرا در اين حالت كم كم وقت نماز صبح تمام مي‌شود، پس لازم است در اول وقت فجر صادق نماز صبح خوانده شود ومدت زمان آن هم تا جايي است كه هوا به طور نسبتا كامل روشن گردد كه در اين حالت وقت نماز صبح به پايان مي‌رسد. و در اين جا منظور تبيين آغاز اسفار براي نماز خواندن است، نه پايان اسفار و نزديك شدن طلوع آفتاب.
خطابي مي‌گويد: منظور از حديث اسفار اين است كه وقتي پيامبر صلي الله عليه و سلم مسلمانان را به تعجيل در نماز صبح امر كرد آنها به گونه‌اي عمل كردند كه نماز صبح را در بين فجر كاذب و فجر صادق مي‌خواندند به همين دليل پيامبر صلي الله عليه و سلم اين حديث اسفار را فرمود تا به مسلمانان توضيح دهد كه نماز را بعد از فجر صادق بخوانيد. چون فجر صادق اول اسفار است و پيامبر صلي الله عليه و سلم نيز بر نماز خواندن در اول وقتش توصيه كرده است و اول وقت نماز صبح، اول اسفار است نه انتهاي اسفار.
شمس الحق العظيم آبادي در عون المعبود مي‌گويد : احاديثي كه در مورد وقت نماز صبح آمده‌ است بر مستحب بودن، خواندن نماز صبح در وقت تغليس دلالت مي‌كنند و نماز صبح در هنگام تغليس داراي ثواب و اجر بيشتري از نماز خواندن در وقت اسفار است. و به همين خاطر بوده كه پيامبر صلي الله عليه و سلم تا آخر عمرش همواره نماز صبح را در وقت تغليس مي‌خواند. وامام مالك، شافعي، احمد، اسحاق بن راهويه، ابوثور، اوزاعي، داود بن علي و ابو جعفر طبري نيز بر اين راي بوده‌اند. و در ميان صحابه، خلفاي راشدين، ابن زبير، انس بن مالك، ابو موسي اشعري و ابوهريره بر اين راي بوده‌اند.
اما حديث عبدالله بن مسعود رضي الله عنه كه در آن مي‌فرمايد: (ما رأيت رسول الله صلي الله عليه و سلم صلي صلاة في غير وقتها غير ذلك اليوم )(بخاري روايت كرده است).
‹ رسول الله صلي الله عليه و سلم را يك بار ديدم كه نماز را در غير وقتش خواند و آن در اين روز- در فجر روز مزدلفه – بود ›.
اين حديث يك مورد خاص بود كه در آن به دليل اينكه پيامبر صلي الله عليه و سلم همراه طلوع فجر و با كمي تاخير داخل مزدلفه شد، در انجام نماز صبح دچار تاخير شد. و خود راوي حديث نيز مي‌گويد كه فقط اين يك مورد بوده كه در آن پيامبر صلي الله عليه و سلم دچار تاخير در انجام نماز شده است، به همين خاطر به اين مورد هم به عنوان دليلي براي به تاخير انداختن نماز صبح نمي‌توان استناد كرد. پس از مجموع اين مباحث نتيجه گرفته مي‌شود كه خواندن نماز صبح در اول وقت آن – هنگام تغليس- سنت رسول الله صلي الله عليه و سلم است و تاخيرآن تا روشني كامل هوا خلاف سنت نبوي است.(1)
—————-
1. فتح الباري، ج/ 1، ص/ 538 ، دار ابن حزم ، تحقيق بيت الأفكار الدوليه. نيل الأوطار ج/ 1، ص/ 263، دار ابن حزم، تحقيق بيت الأفكار الدوليه.

مولوي علي صارمي

http://bidary.com/article.aspx?id=77
01منابع استفاده شده در اين مبحث
01 عون المعبود بشرح سنن ابي داود/ شمس الحق آبادي
02 تحفة الأحوذي بشرح جامع الترمذي/ الحافظ المباركفوري
03 سبل السلام بشرح بلوغ المرام/ العلامة الصنعاني
04 نيل الأوطار/ للشوكاني
05 فتح الباري بشرح صحيح البخاري/ ابن حجر العسقلاني
06 تيسير العلام شرح عمدة الأحكام/ عبدالله آل بسام
07 المنهاج بشرح صحيح مسلم/ الإمام النووي
08 المغني و الشرح الكبير/ ابن قدامه المقدسي
09 الإستذكار/ ابن عبدالبر القرطبي
010 سلسلة الأحاديث الصحيحة/ شيخ الألباني

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: