نماز و طهارت

 كيفيت نماز حضرت رسول صلى الله عليه وسلم-واجب بودن أداي نمازها در جماعت-وضوء، غسل، و نماز-تيمم

نويسنده:

شيخ عبد العزيز بن باز -رحمه الله-

وشيخ محمد بن صالح العثيمين -رحمه الله-
بسم الله الرحمن الرحيم

كيفيت نماز حضرت رسول صلى الله عليه وسلم

از عبدالعزيز بن باز به همه كسانيكه دوست دارند همانند رسول كريم نماز را برپاي دارند و به اين سخن ايشان جامه عمل بپوشانند كه فرمودند: ((همانگونه كه ميبينيد من نماز مي خوانم، نماز بخوانيد))[1].

1- انجام وضوي كامل (وضوي كامل بگيريد): وچگونگي آن بهمان صورت است كه خداوند امر فرموده است:

﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلاةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَأَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرَافِقِ وَامْسَحُوا بِرُؤُوسِكُمْ وَأَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَيْنِ﴾. (المائدة: 6).

(معني): (اي كسانيكه كه ايمان آورده ايد، چون خواهيد براي نماز برخيزيد، صورت ودستها را تا آرنج بشوئيد، وسرخود را مسح كنيد، وپاهاي خود را تا قوزك (بجلک) بشوئيد).

وحضرت رسول عليه السلام فرمودند: ((هيچ نمازي بدون طهارت قبول نمي شود))[2].

2– روي نمودن نمازگزار بسوي قبله: كه همان كعبه است. در نتيجه نمازگزار در هر كجا كه باشد با تمام بدنش بسوي قبله متوجه مي گردد و انجام نماز مورد نظر را چه فرض باشد وچه نافله با قلبش نيت مي كند، واين نيت را بر زبان نمي آورد. چون تلفظ نيت نماز غير مشروع بوده، وهرگز نه حضرت رسول عليه السلام و نه اصحاب ايشان رضي الله عنهم دست به انجام چنين عملي زده اند.

سنت است كه شخص، چه امام وچه منفرد، در مقابل خود ستره اي[3] گذاشته ودر پشت آن نماز بخواند.

3- بر زبان راندن تكبيره الاحرام: كه بايد بگويد: ((الله اكبر))، ونگاه خود را به محل سجود، يا سجده گاهش متمركز سازد.

 4- آنگاه دستهاي خود را تا مقابل شانه هايش ويا گوشهايش بالا ميبرد.

5- سپس دو دست خود را برسينه اش ميگذارد، وكيفيت آن بدين صورت است كه كف دست راست را بر پشت دست چپ قرار ميدهد. دليل اين عمل حديثي است كه از ((وائل بن حجر)) و ((قبيصه بن هلب الطائي)) ازپدرش رضي الله عنهما روايت شده است.

6– سنت است كه شخص دعاي استفتاح[4] را بخواند كه به اين صورت است:

«اللَّهُمَّ بَاعِدْ بَيْنِيْ وَبَيْنَ خَطَايَايَ كَمَا بَاعَدْتَ بَيْنَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ، اللَّهُمَّ نَقِّنِيْ مِنْ خَطَايَايَ كَمَا يُنَقَّى الثَّوْبُ الأَبْيَضُ مِنَ الدَّنَسِ، اللَّهُمَّ اغْسِلْنِيْ مِنْ خَطَايَايَ بِالثَّلْجِ وَالْمَاِء وَالْبَرَدِ».

واگر خواست ميتواند بجاي آن، اين دعا را بخواند:

«سُبْحَانَكَ اللَّهُمَّ وَبِحَمْدِكَ، وَتَبَارَكَ اسْمُكَ، وَتَعَالَى جَدُّكَ، وَلاَ إِلَهَ غَيْرُكَ».

وآنگاه ميگويد: «أعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ. بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ». وپس از آن سوره فاتحه را ميخواند. چون حضرت رسول عليه السلام فرمودند:

«نماز كسي كه فاتحه الكتاب را نخواند، قبول نخواهد شد»[5].

وپس از قرائت اين سوره در نماز هاي جهريه (نمازهائي كه در آن إمام سوره ها را به صداي بلند ميخواند)، به صداي بلند ((آمين)) ميگويد. وسپس قسمتي از قرآن را ميخواند.

7 – با گفتن تكبير ودر حاليكه دستهايش را تا مقابل شانه هايش يا گوشهايش بالا آورده است به ركوع ميرود. دراين حالت، سر و كمر در يك خط قرار گرفته، ودستها در حاليكه انگشتان آن از هم باز هستند بر زانو قرار ميگيرند. و شخص در ركوع خود آرام گرفته، وميگويد: «سُبْحَانَ رَبِّيَ الْعَظِيْمِ». و بهتر است كه اين سخن را سه بار ويا بيشتر تكرار كند. و مستحب است كه برآن بيافزايد: «سُبْحَانَكَ اللَّهُمَّ رَبَّنَا وَبِحَمْدِكَ اللَّهُمَّ اغْفِرْلِيْ».

8 – سپس چه شخص نمازگزار إمام، وچه منفرد باشد، درحاليكه دستهايش را تا مقابل شانه ها يا گوشهايش بلند كرده است سر از ركوع بالا مي آورد وميگويد: «سَمِعَ اللهُ لِمَنْ حَمِدَهُ». وپس از قيام ميگويد: «رَبَّنَا وَلَكَ الْحَمْدُ، حَمْداً كَثِيْراً طَيِّباً مُبَارَكاً فِيْهِ. مِلْءَ السَّمَوَاتِ، وَمِلْءَ الأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا، وَمِلْءَ مَا شِئْتَ مِنْ شَيْءٍ بَعْدُ».

واگر بر آن، اين دعا را بيافزايد نيز كار خوبي انجام داده است: «أَهْلَ الثَّنَاءِ وَالْمَجْدِ، أَحَقُّ مَا قَالَ الْعَبْدُ، وَكُلُّنَا لَكَ عَبْدٌ اللَّهُمَّ لاَ مَانِعَ لِمَا أَعْطَيْتَ، وَلاَ مُعْطِيَ لِمَا مَنَعْتَ، وَلاَ يَنْفَعُ ذَا الْجَدِّ مِنْكَ الْجَدُّ». چون اين دعا در بعضي از احاديث صحيح از حضرت رسول عليه السلام بثبوت رسيده است.

واگر شخص نمازگزار مأموم باشد، پس از سر برآوردن از ركوع «رَبَّنَا وَلَكَ الْحَمْدُ» را تا آخر آن بر زبان ميراند.

9 – آنگاه تكبير گفته وبه سجده ميرود. ودر صورت امكان زانوهايش را قبل از دستهايش بر زمين ميگذارد. و اگر انجام اين عمل براي او با مشقت همراه بود، دستهايش را قبل از زانوان خود بر زمين مينهد. در حالت سجده، شكم انگشتان پا، وهمه انگشتان دو دست بسوي قبله وبر زمين قرار ميگيرند، وبهم ميچسپند. در اين حالت هفت عضو بدن با زمين تماس دارند كه از اين قرارند:

پيشاني وبيني، دو دست، دو زانو، وشكم انگشتان دو پا و آنگاه ميگويد «سُبْحَانَ رَبِّيَ الأَعْلَى»، واين جمله را سه بار ويا بيشتر تكرار ميكند.

ومستحب است كه برآن بيافزايد: «سُبْحَانَكَ اللَّهُمَّ رَبَّنَا وَبِحَمْدِكَ، اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِيْ».

وهمچنين درحالت سجده، مستحب است كه شخص بر دعا بيافزايد چون رسول خدا عليه السلام ميفرمايد: ((اما در ركوع، پس خداوند را به عظمت ياد كنيد، واما در سجود، پس در دعا اجتهاد و كوشش كنيد، چون نزديك است كه دعاي شما مستجاب گردد))[6].

وهمچنين در موضع ديگري فرمودند:

((نزديكترين حالت بنده به پروردگارش، زماني است كه در حال سجده است. پس در دعاء اكثار ورزيد))[7]. (اين دو حديث را مسلم در صحيح خود روايت نموده است). ودر اين حالت براي خود وديگر مسلمانان خير دنيا وآخرت را مسئلت ميكند، حال چه اين نماز فرض ويا نفل باشد. در حالت سجده شخص بازوانش را از پهلو، شكمش را از رانها، و رانها را از ساق پاهايش جدا كرده، وساعد دست را از زمين بلند ميكند. چون حضرت رسول عليه السلام مي فرمايد:

((درسجود خود معتدل باشيد وهيچكدام از شما دستهايش را همانند سگان دراز نكند))[8].

10 – آنگاه با گفتن تكبير، سر از سجود بر مي آورد ودر حاليكه پاها از زانو تا شده اند پشت قدم چپش را بر زمين گذاشته وبر كف قدم چپ خود (قسمت گودي كف پا) مينشيند، وكف (شكم) انگشتان پاي راست را بر زمين نصب ميكند (در اين حالت انگشتان پاي راست به جلو تا ميشوند). و دستهايش را برقسمت مشترك ران وزانوها گذاشته وميگويد: «رَبِّ اغْفِرْ لِيْ رَبِّ اغْفِرْ لِيْ، رَبِّ اغْفِرْ لِيْ. اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِيْ وَارْحَمْنِيْ، وَارْزُقْنِيْ، وَعَافِنِيْ، وَاهْدِنِيْ، وَاجْبُرْنِيْ، وَارْفَعْنِيْ».

ودر اين جلوس (كه به جلسه ميان دو سجده معروف است) به اطمينان ميرسد. يعني آنقدر كه همه فقرات بدن به مكان اوليه خود بازگردند، واين اطمينان، به اطمينان در اعتدال پس از ركوع بسيار شبيه است. اين مسئله به اين دليل است كه حضرت رسول عليه السلام اعتدال پس از ركوع، واعتدال ميان دو سجده را كمي طول ميدادند.

11 – با گفتن تكبير دوباره به سجده ميرود، وهمه اعمالي كه درسجده اول انجام داده بود، انجام ميدهد.

12 – آنگاه با گفتن تكبير سر از سجده برمي آورد، وهمانند جلسه ميان سجدتين، كمي درنگ كرده و جلوس خفيفي انجام ميدهد. (اين هيئت نشستن به جلسه استراحت معروف است) اين جلسه برطبق صحيح ترين قول از أقوال دوگانه علماء مستحب بوده وترك آن هيچ اشكالي نداشته ودعاي مخصوصي نيز ندارد. آنگاه براي ركعت دوم برمي خيزد. و در انجام اين عمل، براي برخاستن خود، دستهايش را بر زمين تكيه ميدهد. وپس از آن سوره فاتحه و بدنبال آن، هرچه از قرآن كه برايش ميسر باشد مي خواند، وسپس همه اعمال ركعت اول را انجام ميدهد.

شخص ماموم (كسي كه به اقتداي امام جماعت نماز مي خواند) هرگز اجازه ندارد كه در انجام حركات نماز از امام پيشي بگيرد. چون رسول خداوند عليه السلام امتش را از اين عمل برحذر داشته است. وهمچنين همراهي امام در انجام حركات نماز نيز مكروه است. وسنت اينگونه حكم ميكند كه شخص، حركات نماز را بلافاصله پس از إمام، وپس از انقطاع صداي وي انجام دهد. چون حضرت رسول عليه السلام مي فرمايد: ((همانا قرار دادن امام براي اين منظور است كه به او اقتدا شود،‌ پس عملي مخالف با او انجام ندهيد. هنگاميكه او تكبير گفت، شما تكبير بگوييد، وهنگامي كه گفت: سمع الله لمن حمده، شما بگوييد: ربنا ولك الحمد، وهنگاميكه به سجده رفت، شما به سجده برويد))[9].

13 – درصورتي كه نماز، همانند نماز صبح، جمعه وعيدين، دو ركعتي باشد، پس از برخاستن از سجده دوم، پشت قدم چپش را بر زمين گذاشته وبر كف آن مي نشيند، وكف انگشتان پاي راست را بر زمين نصب مي كند. ودست راست را بر ران راست خود گذاشته وهمه انگشتان دست راستش را به جز سبابه مشت مي كند، وبا انگشتان سبابه به نشانه توحيد به جلو اشاره مي كند..درصورتيكه انگشت كوچك، وانگشت نزديك به آنرا گره نموده وبا انگشت شست وانگشت وسط خود حلقه اي بسازد و با انگشت سبابه به جلو اشاره كند نيز كار درستي انجام داده است. چون اين دو صفت، هر دو از حضرت رسول عليه السلام به ثبت رسيده است. وبهتر است كه هرگاهي يكي ازاين دو عمل را انجام دهد. و دست چپ خود را بر قسمت مشترك ران وزانوي چپ خود گذاشته ودعاي تشهد را مي خواند، كه از اين قرار است:

«التَّحِيَّاتُ ِللهِ، وَالصَّلَوَاتُ وَالطَّيِّبَاتُ، السَّلاَمُ عَلَيْكَ أَيُّهَا النَّبِيُّ وَرَحْمَةُ اللهِ وَبَرَكاَتُهُ، السَّلاَمُ عَلَيْنَا وَعَلَى عِبَادِ اللهِ الصَّالِحِيْنَ، أَشْهَدُ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللهُ، وَأَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَرَسُوْلُهُ». وسپس مي گويد:

_______
یا
_______
اَلتَّحِيَّاتُ المُبارَکَاتُ. الصَّلَواتُ. الطَّيِّباتُ لِلَّهِ اَلسَّلامُ عَلَيکَ أَيُّهَا النَّبِيُّ وَ رَحمَتهُ الله وَ بَرَکاتُهُ اَلسَّلامُ عَلَينَا وَ عَلَي عِبَادِالله الصَّالِحِينَ. أَشهَدُأَنَ لاَ اِلهَ اِلَّا اللهُ وَحدَهُ لاَ شَرِيکَ لَهُ. وَ أَشهَدُ أَنَّ مُحَمَّدا»عَبدُهُ وَ رَسوُلُهُ. اَلَّلهُمَّ صَلِّ عَلَي مُحَمَّدَ وَ عَلَي آلِ مُحَمَّدِ کَمَا صَلَّيتَ عَلَي اِبرَاهِيمَ وَ عَلَي آلِ اِبرَاهِيمَ وَ بَارَک عَلَي مُحَمَّدِ وَ عَلَي آلِ آل مُحَمَّدِ کَمَا بَارَکتَ عَلَي اِبرَاهِيمَ وَ عَلَي آلِ اِبرَاهِيمَ فِي العَالَمِينَ اِنَّکَ حَِميدَ مَجِيدَ

«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَعَلَى آلِ مُحَمَّدٍ، كَمَا صَلَّيْتَ عَلَى إِبْرَاهِيْمَ وَعَلى آلِ إِبْرَاهِيْمَ، إِنَّكَ حَمِيْدٌ مَجِيْدٌ، اللَّهُمَّ بَارِكْ عَلَى مُحَمَّدٍ وَعَلَى آلِ مُحَمَّدٍ، كَمَا بَارَكْتَ عَلَى إِبْرَاهِيْمَ وَعَلَى آلِ إِبْرَاهِيْمَ، إِنَّكَ حَمِيْدٌ مَجِيْدٌ». و ازچهار چيز به خداوند پناه برده ومي گويد: «اللَّهُمَّ إِنِّيْ أَعُوْذُ بِكَ مِنْ عَذَابِ جَهَنَّمَ، وَمِنْ عَذَابِ الْقَبْرِ، وَمِنْ فِتْنَةِ الْمَحْيَا وَالْمَمَاتِ، وَمِنْ فِتْنَةِ الْمَسِيْحِ الدَّجَّالِ».

وپس از آن، هرآنچه را كه از خير دنيا وآخرت بخواهد، ازخداوند مسئلت مي كند، واگر براي پدر ومادرش وديگر مسلمانان دعا كند، هيچ اشكالي ندارد. حال خواه اين نماز نافله، ويا فرض باشد. وپس از آن به طرف راست وچپ خود سلام مي دهد ومي گويد: ((السلام عليكم ورحمة الله. السلام عليكم ورحمة الله)).

14 – اگر نماز همانند مغرب، سه ركعتي، ويا همانند ظهر، عصر وعشاء چهار ركعتي باشد، شخص دعاي تشهد ياد شده را مي خواند، وبر حضرت رسول عليه السلام صلوات مي فرستد، وآنگاه با تكيه دادن بر زانوانش بر مي خيزد، ودستهايش را تا مقابل شانه هايش بالا مي آورد و ميگويد: ((الله اكبر)).

و پس از آن همانگونه كه گفته شد دستها را بر سينه اش مي گذارد. و فقط سوره فاتحه را مي خواند.

ودر صورتيكه در بعضي از اوقات در ركعت سوم وچهارم نماز ظهر، علاوه بر سوره فاتحه، قسمتي از قرآن را بخواند هيچ اشكالي ندارد. چون دليل اين عمل درحديث أبي سعيد – رضي الله عنه – ازحضرت رسول عليه السلام به ثبوت رسيده است. و آنگاه پس از ركعت سوم نماز مغرب، وپس از ركعت چهارم نمازهاي ظهر، عصر، وعشاء دعاي تشهد را خوانده، وبر رسول خدا عليه السلام صلوات مي فرستد، واز عذاب جهنم، عذاب قبر، و فتنه مسيح دجال به خداوند پناه مي برد. و همانگونه كه گفته شد در دعاء إكثار مي ورزد.

اما حالت نشستن او در اين مقام با حالت نشستن در انتهاي نماز دوركعتي فرق دارد واز اينقرار است شكم انگشتان پاي راست خود را بر زمين نصب مي كند، وقدم چپ خود را از زير ساق پاي راستش مي گذراند، ونشيمنگاه خود را بر زمين مي نهد. اين حالت نشستن، ازحديث ((أبي حميد)) نتيجه مي شود. سپس به طرف راست وچپ خود سلام مي دهد ومي گويد: السلام عليكم ورحمة الله. السلام عليكم ورحمة الله)).

وپس از آن سه بار ((أَسْتَغْفِرُ اللهَ)) مي گويد، وادامه مي دهد: «اللَّهُمَّ أَنْتَ السَّلاَمُ وَمِنْكَ السَّلاَمُ، تَبَارَكْتَ يَا ذَا الْجَلاَلِ وَالإِكْرَامِ. لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللهُ وَحْدَهُ لاَ شَرِيْكَ لَهُ، لَهُ الْمُلْكُ وَلَهُ الْحَمْدُ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيْرٌ، اللَّهُمَّ لاَ مَانِعَ لِمَا أَعْطَيْتَ، وَلاَ مُعْطِيَ لِمَا مَنَعْتَ، وَلاَ يَنْفَعُ ذَا الْجَدِّ مِنْكَ الْجَدُّ. لاَ حَوْلَ وَلاَ قُوَّةَ إِلاَّ بِاللهِ، لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللهُ، وَلاَ نَعْبُدُ إِلاَّ إِيَّاهُ، لَهُ النِّعْمَةُ وَلَهُ الْفَضْلُ وَلَهُ الثَّنَاءُ الْحَسَنُ، لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللهُ مُخْلِصِيْنَ لَهُ الدِّيْنَ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُوْنَ».

وپس از آن سي وسه بار (سبحان الله))، سي وسه بار ((الحمدلله)) وسي وسه بار ((الله اكبر)) گفته و سپس يكبار مي گويد: «لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللهُ وَحْدَهُ لاَ شَرِيْكَ لَهُ، لَهُ الْمُلْكُ وَلَهُ الْحَمْدُ، وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيْرٌ».

كه روي هم رفته صدبار خواهد شد.

سپس ((آيه الكرسي))، ﴿قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ﴾ و ﴿قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ﴾ و ﴿قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ﴾ را پس از نمازها قرائت مي كند. و مستحب است كه پس از نمازهاي صبح ومغرب، اين سه سوره را هر كدام سه بار تكرار كند. چون دراين مورد، از حضرت رسول عليه السلام حديث صحيح به ثبوت رسيده است. وهمچنين بدليل ثبوت اين ذكر ازحضرت رسول عليه السلام: «لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللهُ وَحْدَهُ لاَ شَرِيْكَ لَهُ، لَهُ الْمُلْكُ وَلَهُ الْحَمْدُ، وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيْرٌ».

مستحب است كه پس از نمازهاي صبح ومغرب، آنرا ده بار تكرار كند.

ودر صورت اينكه شخص نماز گزار إمام باشد، پس از گفتن سه بار ((أستغفر الله)) وگفتن: «اللَّهُمَّ أَنْتَ السَّلاَمُ وَمِنْكَ السَّلاَمُ، تَبَارَكْتَ يَا ذَا الْجَلاَلِ وَالإِكْرَامِ»، بسوي ديگر نمازگزاران برگشته، و روبروي آنان مي نشيند، وپس از انجام اين عمل دعاها و أذكار ياد شده ديگر را ادامه مي دهد. دليل اين عمل نيز از أحاديث زيادي كه حديث عائشه – رضي الله عنها – در صحيح مسلم نيز يكي از آنها است، ازرسول خداوند عليه السلام به ثبوت رسيده است. و بايد دانست كه همه اين أذكار سنت بوده وهيچكدام فرض نمي باشند.

برهمه مسلمانان، چه زن وچه مرد درحال اقامت (مقيم بودن)، مستحب است كه برخواندن دوازده ركعت نماز محافظت كنند، كه عبارتند از: چهار ركعت نماز قبل از نماز ظهر، و دو ركعت بعد از آن، دو ركعت نماز بعد از نماز مغرب، دو ركعت پس از نماز عشاء، ودو ركعت قبل از نماز صبح. چون حضرت رسول عليه السلام همواره در حالت مقيم بودن اين نمازها را انجام مي دادند، واين نمازها به ((سنن رواتب)) معروفند. ودر صحيح مسلم از ((أم حبيبه)) – رضي الله عنها – ازحضرت رسول عليه السلام به ثبوت رسيده است كه فرمودند: ((كسي كه در شبانه روزش صورت داوطلبانه (نافله) دوازده ركعت نماز بخواند، براي او خانه اي در بهشت بنا خواهد شد))[10].

وامام ترمذي درروايت خود از اين حديث، اين نمازها را به سنن رواتب تفسير كرده است.

اما درحالت سفر، حضرت رسول عليه السلام نمازهاي سنت ظهر، مغرب، وعشاء را رها نموده، وهمواره نمازهاي سنت فجر ووتر را محافظت مي نمودند. پس بايد همواره ايشان عليه السلام را الگوي اعمال خود دانسته واز ايشان تبعيت كنيم. وخداوند مي فرمايد:

﴿لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ﴾ (الأحزاب: 21). (معني): همانا در رسول خدا براي شما الگوي نيكي است)).

وحضرت رسول عليه السلام فرمودند: (همانگونه كه مي بينيد من نماز مي خوانم، نماز بخوانيد))[11].

والله ولي التوفيق… وصلي الله وسلم علي نبينا محمد بن عبدالله وعلي آله وأصحابه وأتباعه بإحسان إلي يوم الدين.

 
[1] «صلوا كما رأيتموني أصلي». روايت بخاري.

[2] «لا تقبل صلاة بغير طهور». روايت مسلم.

[3] ستره: هرچيز كه نمازگزار جلوي خود نهد تا مانع مرور ديگران از جلوي نماز وي گردد ستره مي نامند، حداقل ارتفاع ستره يك وجب مي باشد، و مي تواند ستون، ديوار و امثال آن را ستره خود قرار دهد.

[4] دعاي استفتاح دعائيست كه بعد از تكبيره الاحرام وقبل از خواندن سوره فاتحه در ركعت اول نماز خوانده مي شود.

[5] لاصلاة لمن لم يقرأ بفاتحة الكتاب. روايت بخاري ومسلم.

 

[6] «أما الركوع فعظموا فيه الرب، وأما السجود فاجتهدوا في الدعاء فَقَمِنٌ أن يستجاب لكم». روايت مسلم.

[7] «أقرب مايكون العبد من ربه وهو ساجد فأكثروا من الدعاء». روايت مسلم.

[8] «اعتدلوا في السجود ولا يبسط أحدكم ذراعيه انبساط الكلب». روايت بخاري ومسلم.

[9] «إنما جعل الإمام ليؤتم به فلا تختلفوا عليه فإذا كبر فكبروا وإذا قال سمع الله لمن حمده فقولوا ربنا ولك الحمد فإذا سجد فاسجدوا». (متفق عليه).

[10] «من صلي اثنتي عشرة رکعة في يومه وليلته تطوعا بني الله له بيتا في الجنة». (روايت مسلم).

[11] «صلوا كما رأيتموني أصلي». روايت بخاري.
——————————————————————————–
 واجب بودن أداي نمازها در جماعت

از عبدالعزيز بن عبد الله بن باز به همه مسلمان، وفقهم الله لما فيه رضاه ونظمني وإياهم في سلك من خافه واتقاه. آمين.

السلام عليكم ورحمة الله وبركاته، أما بعد…

به من ابلاغ گرديده است كه بسياري از مردم در أداي نمازها در جماعت سستي نموده وسهل انگاري برخي از علما را بهانه اين عمل خود قرار مي دهند. لذا واجب خود دانستم كه خطورت اين امر عظيم را براي برادران خود بازگو كنم.

هرگز جايز نيست كه مسلمانان در مورد امري كه خداوند بزرگ در كتاب خود، ورسول بزرگوار او در سخنانش بدينگونه آن را پر شان وعظيم خوانده اند سستي وسهل انگاري نموده وآن را كوچك و بي ارزش بپندارند. همانا الله جل شأنه در مواضع بسياري از كتاب كريمش نماز را ذكر نموده، وبا بزرگ داشتن منزلت آن برمحافظت وانجام اين نمازها درجماعت أمر كرده است. ونيز سستي وتنبلي در أداي آنان را از صفات منافقين برشمرده ومي فرمايد:

﴿حَافِظُوا عَلَى الصَّلَوَاتِ وَالصَّلاةِ الْوُسْطَى وَقُومُوا لِلَّهِ قَانِتِينَ﴾ (البقرة: 238).

(معني): ((برنمازها ونماز وسطي محافظت نموده وبراي خداوند به اطاعت قيام كنيد)).

درنتيجه هنگاميكه يك شخص در أداي جمعي اين نمازها با برادران خود تخلف نموده وباز مي ماند چگونه مي تواند به اين قول خداوند عمل نموده، واز نمازهاي مذكور محافظت كرده وآن را تعظيم كند؟ حال آنكه خداوند مي فرمايد:

﴿وَأَقِيمُوا الصَّلاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ وَارْكَعُوا مَعَ الرَّاكِعِينَ﴾ (البقرة: 43).

 (معني): ((ونماز را برپا داشته وزكات را بدهيد، وبا ركوع كنندگان ركوع كنيد)).

اين آيه كريمه نصي در وجوب نماز جماعت، و مشاركت نمازگزاران در انجام نمازها مي باشد. واگر منظور از اين نص، فقط وفقط إقامه نمازها بود، با وجود امر به إقامه نمازها در اول آيه، ختم اين آيه با جمله ﴿وَارْكَعُوا مَعَ الرَّاكِعِينَ﴾ مناسبت ومعنايي نداشته وبسيار بيهوده جلوه ميكرد. نيز خداوند مي فرمايد:

﴿وَإِذَا كُنْتَ فِيهِمْ فَأَقَمْتَ لَهُمُ الصَّلاةَ فَلْتَقُمْ طَائِفَةٌ مِنْهُمْ مَعَكَ وَلْيَأْخُذُوا أَسْلِحَتَهُمْ فَإِذَا سَجَدُوا فَلْيَكُونُوا مِنْ وَرَائِكُمْ وَلْتَأْتِ طَائِفَةٌ أُخْرَى لَمْ يُصَلُّوا فَلْيُصَلُّوا مَعَكَ وَلْيَأْخُذُوا حِذْرَهُمْ وَأَسْلِحَتَهُمْ﴾ (النساء: 102).

(معني): (( (اگر در هنگام جهاد) درميان آنان بودي ونماز را براي آنان اقامه كردي، بايد گروهي همراه با تو مسلح به نماز بايستند، وهنگاميكه اين گروه نماز را تمام كردند، پشت شما قرار گرفته، و گروه ديگري كه نماز نخوانده اند بيايند، و مسلح با تو نماز بخوانند، وبسيار مواظب باشند)).

واگر قرار بود كسي از نماز جماعت معاف شود، سزاوار بود آنانكه در مقابل دشمن صف كشيده وبا خطر تهاجم دشمن روبرو هستند معاف شوند، پس چون آنها معاف نشده اند اين چنين استنباط مي شود كه اداي نماز جماعت از مهمترين واجبات است وجائز نيست كسي از آن تخلف نمايد.

در صحيحين أبي هريره رضي الله عنه از رسول الله عليه السلام اينگونه نقل مي كند كه فرموده اند:

((قصد كردم دستور اقامه نماز دهم. سپس شخصي را به امامت نمازگزاران بگمارم، آنگاه همراه با مرداني كه هيمه وهيزم به همراه دارند، به سوي كساني كه در نماز حاضر نمي شوند بشتابم، و خانه هاي آنان را به آتش كشم ))[1].

ودر صحيح مسلم از عبد الله بن مسعود – رضي الله عنه – روايت مي شود كه گفت:

(ما را مي ديدي كه به جز شخص بيمار، ومنافقي كه نفاقش بر همگان آشكار بود، كس ديگري از نماز تخلف نمي ورزيد، وحتي شخص بيمار با راه رفتن در ميان دو مرد، به آنان تكيه مي داد تا در نماز حاضر گردد))[2].

ونيز مي گويد:

((براستي رسول خداوند عليه السلام، راه وروش رستگاري را به ما آموخت، وهمانا أداي نماز در مسجدي كه در آن أذان گفته مي شود، از راه و روشهاي رستگاري است))[3]. ونيز فرمود:

((كسي كه دوست دارد فردا (روز قيامت) خداوند را با مسلماني ملاقات كند، پس اين نمازهائي كه آنان را ندا مي دهند، حفظ كند. چون براستي خداوند را رستگاري را بر نبي شما تشريح نموده است، واين نمازها از همان راههاي رستگاري مي باشند واگر شما نيز همانند اين متخلف در خانه هاي خود نماز بخوانيد، سنت نبي خود را ترك گفته ايد واگر سنت نبي خود را ترك كنيد، گمراه خواهيد شد. وهيچ مردي نباشد كه در خانه خود وضوء گرفته، وآن را به خوبي انجام دهد، وآنگاه به مسجدي از اين مساجد بيايد، مگر اينكه خداوند براي هر قدمي كه بر مي دارد براي او حسنه اي نوشته، واو را يك درجه بالا برده، واز او سيئه اي پاك مي كند. وهمانا ما را مي ديدي، كه از اين نمازها به جز منافقي كه نفاق وي بر همه آشكار است، كس ديگري تخلف نمي ورزيد. و همانا مردي را مي آورند، درحاليكه درميان دو شخص ديگر تكيه داده، تا اينكه دردرون صف جاي گيرد))[4].

ونيز در صحيح مسلم از ابي هريره رضي الله عنه روايت مي شود كه مي گويد: مردي نابينا به سوي رسول خدا آمده وگفت: ((اي رسول خدا عليه السلام، من كسي را ندارم كه مرا به مسجد بياورد، پس آيا به من اجازه مي دهي كه در خانه خود نماز بخوانم؟)) و رسول الله به او فرمودند: ((آيا صداي أذان را مي شنوي؟)) مرد جواب داد: ((آري)). پس رسول خدا فرمودند: ((آن ندا را اجابت كن)).

واحاديثي كه بر واجب بودن نماز جماعت، وجوب أدا نمودن آنان در مساجد دلالت دارند بسيارند. در نتيجه جهت پيروي از امر خداوند ورسولش، ودوري از آنچه خداوند ورسول او نهي نموده اند، وهمچنين پرهيز از مشابهت با أهل نفاق كه خداوند آنان را با صفاتي ناپسند ياد مي كند، بر هر مسلماني عنايت به اين امر، مبادرت به سوي انجام آن، ووصيت نمودن ديگران يعني فرزندان، خانواده، همسايگان، وساير مسلمانان جهت برپا داشتن آن واجب است.

آري، از زشت ترين صفاتي كه خداوند در آيات منزله خود به منافقين نسبت مي دهد، سستي وتنبلي آنان در أداي نمازاست، خداوند مي فرمايد:

﴿إِنَّ الْمُنَافِقِينَ يُخَادِعُونَ اللَّهَ وَهُوَ خَادِعُهُمْ وَإِذَا قَامُوا إِلَى الصَّلاةِ قَامُوا كُسَالَى يُرَاؤُونَ النَّاسَ وَلا يَذْكُرُونَ اللَّهَ إِلاَّ قَلِيلاً * مُذَبْذَبِينَ بَيْنَ ذَلِكَ لا إِلَى هَؤُلاءِ وَلا إِلَى هَؤُلاءِ وَمَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَلَنْ تَجِدَ لَهُ سَبِيلاً﴾. (النساء: 142-143).

(معني): ((همانا منافقين با خداوند مكر وحيله ميكنند، وخداوند نيز با آنها مكر مي كند، وچون به نماز آيند، از روي بي ميلي وبه حال كسالت نماز گزارند، به مردم ريا مي كنند وبه جز اندكي ذكر خدا نمي كنند. دودل ومتردد باشند، نه به سوي مؤمنان يك دل مي روند ونه به سوي كافران. وهر كه را خداوند گمراه كند، هرگز نمي تواني براي او، راهي به سوي هدايت يابي)).

ونيز تخلف از أداي نمازها در جماعت، ازاسباب ترك كلي آنها ميباشد. و بر همگان معلوم است كه ترك نماز يعني كفر، گمراهي، وخروج از دايره اسلام. چون حضرت رسول عليه السلام مي فرمايند:

((حدفاصل بين يك مرد، وكفر وشرك،‌ ترك نماز است ))[5].

وهمچنين فرمودند:

((عهد ميان ما وآنان نماز است، پس هر كسي آن را ترك كند، كافر شده است))[6].

وآيات واحاديثي كه در تعظيم شأن نماز، و واجب بودن محافظت برآن، واقامه آن برطبق شرع خداوند، و إخطار در مورد ترك آن آمده اند، بسيار زياد، وبرهمگان معلومند.

درنتيجه واجب هر مسلماني است كه جهت اطاعت از خداوند سبحان ورسول او عليه السلام ودوري از غضب خداوند وعذاب دردناك او، از اداي آنان در وقت معلومش محافظت نموده، و اين نمازها را بر طبق شرع خداوند، وهمراه با برادرانش ودر جماعت، و در مساجد خداوند برپا كند.

وهنگاميكه حق هويدا شده و دلائل آن ظاهر گشت، هيچكس اجازه ندارد كه به بهانه قول اين وآن، آن را زير پا گذارد. چون خداوند مي فرمايد:

﴿فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلاً﴾ (النساء: 59).

(معني): ((بايستي اگر در امري كارتان به گفتگو و نزاع كشد، به حكم خداوند ورسول باز گرديد، اگر به خدا وروز قيامت ايمان داريد، اين كار براي شما بهتر وخوش عاقبت تر خواهد بود)).

وهمچنين مي فرمايد:

﴿فَلْيَحْذَرِ الَّذِينَ يُخَالِفُونَ عَنْ أَمْرِهِ أَنْ تُصِيبَهُمْ فِتْنَةٌ أَوْ يُصِيبَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ﴾ (النور: 63).

(معني): ((پس كسانيكه از امر او مخالفت مي كنند بايستي از اينكه فتنه اي گريبانگير آنها شود ويا دچار عذابي دردناك گردند بترسند)).

وفوايد ومصالح بسيار زياد نماز جماعت بر هيچكس پنهان نيست، چون اين نمازها باعث تعارف وتعاون مسلمانان بر نيكي وتقوا گشته، وسبب وصيت نمودن به حق، وصبر بر آن مي گردد.

نماز جماعت باعث تشويق متخلف، تعليم شخص نادان وجاهل، وبه خشم آوردن أهل نفاق، ودوري از راه آنان گشته، وشعائر خداوند را بين بندگانش آشكار ساخته، وهمراه با قول وعمل بسوي خداوند سبحان مي خواند…

خداوند من وشما را در راه رضاي خود، و صلاح أمر دنيا وآخرت موفق نموده، وما را از شرور نفس وزشتيهاي كردارمان، وهمچنين مشابهت كفار ومنافقين، درپناه خود گيرد، إنه جواد كريم.

والسلام عليكم ورحمة الله وبركاته، وصلي الله وسلم علي نبينا محمد وآله وصحبه.

 
[1] «لقد هممت أن آمر بالصلاة فتقام، ثم آمر رجلا أن يصلي بالناس، ثم أنطلق برجال معهم حزم من حطب، إلي قوم لا يشهدون الصلاة، فأحرق عليهم بيوتهم». (الحديث) روايت بخاري ومسلم.

[2] «لقد رأيتنا وما يتخلف عن الصلاة إلا منافق علم نفاقه، أو مريض، وإن كان المريض ليمشي بين الرجلين حتي يأتي الصلاة». روايت مسلم.

[3] «إن رسول الله عليه السلام علمنا سنن الهدي، وأن من سنن الهدي الصلاة في المسجد الذي يؤذن فيه». روايت مسلم.

[4] «من سره أن يلقي الله غدا مسلما فليحافظ علي هذه الصلوات حيث ينادي بهن، فإن الله شرع لنبيكم سنن الهدي و إنهن من سنن الهدي، ولو أنكم صليتم في بيوتكم كما يصلي هذا المتخلف في بيته لتركتم سنة نبيكم، ولو تركتم سنة نبيكم لضللتم، وما من رجل يتطهر فيحسن الطهور، ثم يعمد إلي مسجد من هذه المساجد، إلا كتب الله له بكل خطوة يخطوها حسنة، ويرفعه بها درجة، ويحط عنه بها سيئة، ولقد رأيتنا وما يتخلف عنها إلا منافق معلوم النفاق، ولقد كان الرجل يؤتي به يهادي بين الرجلين حتي يقام في الصف». روايت مسلم.

[5] «بين الرجل وبين الكفر والشرك ترك الصلاة». روايت مسلم.

[6] «العهد الذي بيننا وبينهم الصلاة فمن تركها فقد كفر». (روايت امام أحمد).
——————————————————————————–

وضوء، غسل، و نماز

الحمدلله رب العالمين والصلاة والسلام علي خاتم النبيين وإمام المتقين وسيد الخلق أجمعين نبينا محمد وعلي آله وأصحابه أجمعين.

أما بعد…

بنده فقير بدرگاه خداوند ((محمد بن صالح العثيمين)) مي گويد:

آنچه در پيش روي شما است، رساله كوچكي است درباره وضوء، غسل، ونماز برحسب آنچه در كتاب خداوند وسنت رسول وي عليه السلام آمده است.
وضوء

وضوء، طهارت واجبي است از حدث اصغر، همانند إدرار، مدفوع، بادشكم، خواب عميق، و خوردن گوشت شتر.

چگونگي وضوء

1 – شخص انجام وضوء را در قلب خود، وبدون بر زبان راندن آن نيت مي كند. چون رسول خداوند عليه السلام هرگز نه در وضوء، ونه در نماز، ونه در ديگر عبادات خود، نيت خويش را تلفظ ننموده وبر زبان نرانده است. ونيز به بيان دليل كه خداوند از امور قلبي همه مردم آگاه بوده، ودر نتيجه خبر دار نمودن او از امور قلبي دليل وعلتي ندارد.

2 – نام خداوند را برزبان رانده ومي گويد: ((بسم الله)).

3 – كف وپشت دست خود را سه بار مي شويد.

4 – سه بار دهان وبيني خود را مي شويد.

5 – صورت خود را در عرض از گوش تا گوش، ‌ودر طول از محل روئيدن موي سر تا پائين ريش، سه بار مي شويد.

6 – آنگاه ابتداي دست راست، وسپس دست چپ خود را از سر انگشتان تا آرنج، هركدام سه بار مي شويد.

7 – سرخود را يكبار مسح مي كند. به اين ترتيب كه دو دست خود را خيس كرده، و آن را از جلوي سر تا پشت آن برموها كشيده، وبه همين حالت آنان را دوباره به جلوي سر بر مي گرداند.

8 – سپس دوگوش خود را يكبار مسح مي كند. به اين ترتيب كه سبابه خود را در راهها وشيارهاي گوش گذرانده، وبا انگشت شست پشت گوش خود را پاك مي كند.

9 – آنگاه دو پاي خود را هر كدام سه بار از سر انگشتان، تا قوزك پا مي شويد، كه در اين عمل، اول از پاي راست شروع مي كند، وسپس به پاي چپ مي پردازد.

غسل

غسل طهارت واجبي است از حدث اكبر، همانند جنابت وحيض.

چگونگي غسل:

1 – شخص انجام غسل را در قلب خود وبدون تلفظ آن نيت مي كند.

2 – آنگاه نام خداوند را ذكر كرده، مي گويد: ((بسم الله)).

3 – آنگاه همانگونه كه در مبحث وضوء گفته شد، وضوء كاملي مي گيرد.

4 – سپس برسر خود مقداري آب ريخته و آنرا خوب خيس مي كند، وپس از اينكه سرخود را خيس كرد، بر آن سه بار آب مي ريزد.

5 – آنگاه بقيه بدن خود را مي شويد.
تيمم

تيمم، طهارت واجبي است با خاك كه در صورت عدم دسترسي به آب، ويا بروز ضرر از استعمال آن، جاي وضوء وغسل را ميگيرد.

چگونگي تيمم:

انجام تيمم را به جاي غسل ويا وضوء در دل نيت مي كند، وكف دستان خود را برزمين ويا ديواري كه به زمين متصل است زده، وبا آن صورت وسپس كف وپشت دو دست خود را مسح مي كند.
نماز

نماز، عبادتي است داراي اقوال وافعال كه با تكبير شروع شده، وبا تسليم پايان مي پذيرد.

بر شخص واجب است كه در صورت اراده نماز، در صورت مبتلا بودن به حدث اصغر وضوء گرفته، ودر صورت مبتلا بودن به حدث اكبر غسل كند. ودر صورتي كه آب در دسترس او نبوده و يا اينكه استفاده از آب باعث بروز ضرر گردد، به جاي وضوء وغسل، تيمم مي كند. شخص بايد بدن، لباس، و مكان نماز خويش را از هرگونه نجاست پاك كند.

كيفيت نماز

1 – شخص با تمام بدن خود وبدون انحراف والتفات، بسوي قبله ميايستد.

2 – نمازي را كه مي خواهد بخواند، در قلب خود و بدون تلفظ آن نيت مي كند.

3 – سپس مي گويد: ((الله اكبر))، كه اين سخن به ((تكبيره الاحرام)) معروف است، ودر هنگام گفتن آن دستهاي خود را تا مقابل شانه هايش بالا مي آورد.

4 – آنگاه كف دست راست خويش را بر پشت كف دست چپ، وبرسينه مي گذارد.

5 – پس از آن دعاي استفتاح را مي خواند كه از اين قرار است:

«اللَّهُمَّ بَاعِدْ بَيْنِيْ وَبَيْنَ خَطَايَايَ كَمَا بَاعَدْتَ بَيْنَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ، اللَّهُمَّ نَقِّنِيْ مِنْ خَطَايَايَ كَمَا يُنَقَّى الثَّوْبُ الأَبْيَضُ مِنَ الدَّنَسِ، اللَّهُمَّ اغْسِلْنِيْ مِنْ خَطَايَايَ بِالثَّلْجِ وَالْمَاِء وَالْبَرَدِ».

يا اينكه مي گويد:

«سُبْحَانَكَ اللَّهُمَّ وَبِحَمْدِكَ، وَتَبَارَكَ اسْمُكَ، وَتَعَالَى جَدُّكَ، وَلاَ إِلَهَ غَيْرُكَ».

6 – سپس مي گويد: «أعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ».

7 – آنگاه پس از گفتن: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ».، سوره فاتحه را قرائت مي كند و ميگويد:

﴿الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ * الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ * مَالِكِ يَوْمِ الدِّينِ * إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ * اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ * صِرَاطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَلا الضَّالِّينَ﴾. وپس از آن مي گويد: ((آمين))،‌ يعني: ((خداوندا إجابت كن)).

8 – سپس قسمتي از قرآن را مي خواند. و در نماز صبح قرائتش را طولاني مي كند.

 9 – آنگاه جهت تعظيم خداوند كمر خم كرده وبا گفتن تكبير به ركوع مي رود، وهنگام گفتن تكبير دستها را تا مقابل شانه هايش بالا مي آورد. سنت بر اين است كه شخص كمر خود را درحالت ركوع كاملا صاف نگه داشته وسر خود را در امتداد آن قرار دهد وكف دستان خود را بر روي زانويش بگذارد وانگشتان دستهايش را به يكديگر نچسباند.

10 – و در ركوع خود سه بار مي گويد: «سُبْحَانَ رَبِّيَ الْعَظِيْمِ». واگر اين جمله را نيز به آن اضافه كند، بسيار نيكو است: «سُبْحَانَكَ اللَّهُمَّ رَبَّنَا وَبِحَمْدِكَ اللَّهُمَّ اغْفِرْلِيْ».

11 – پس از آن با گفتن: «سَمِعَ اللهُ لِمَنْ حَمِدَهُ»، سر از ركوع بر ميدارد، ودستهاي خود را تا مقابل شانه هايش بالا مي آورد. شخص مأموم (كسي كه پشت سر إمام نماز مي خواند) مأمور به گفتن اين جمله نيست، وبه جاي آن مي گويد: «رَبَّنَا وَلَكَ الْحَمْدُ».

12 – وپس از بالا آمدن از ركوع مي گويد: «رَبَّنَا وَلَكَ الْحَمْدُ، حَمْداً كَثِيْراً طَيِّباً مُبَارَكاً فِيْهِ. مِلْءَ السَّمَوَاتِ، وَمِلْءَ الأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا، وَمِلْءَ مَا شِئْتَ مِنْ شَيْءٍ بَعْدُ».

13 – سپس در مقام خشوع در مقابل خداوند به سجده اول مي رود، و هنگام سجودش مي گويد: ((الله اكبر)). در هنگام سجود هفت عضو بدن بر زمين قرار مي گيرند كه از اين قرارند: پيشاني با بيني، كف دو دست، دو زانو، وشكم انگشتان دوپا. در اين حالت بازوها از پهلو دور مي شوند، وشخص نبايد آرنج خود را بر زمين بچسباند. سر همه انگشتان دست و پا نيز بسوي قبله قرار مي گيرند.

14 – در سجود خود سه بار مي گويد: «سُبْحَانَ رَبِّيَ الأَعْلَى». واگر اين ذكر را نيز به آن اضافه كند، كار خوبي انجام داده است: «سُبْحَانَكَ اللَّهُمَّ رَبَّنَا وَبِحَمْدِكَ اللَّهُمَّ اغْفِرْلِيْ».

15 – آنگاه با گفتن ((الله اكبر)) سر خود را از سجود بر ميدارد و مي نشيند.

16 – اين نشستن، به جلسه ميان سجدتين معروف است وحالت آن نيز بدين گونه است: شخص پاي چپ خود را از زانو تا مي كند. و بر قدم پاي چپش مي نشيند. پاي راست نيز از زانو تا مي شود وشكم انگشتان پاي راست بر زمين نصب مي گردند. شخص دست راست خود را برآن قسمت از ران راست كه به طرف زانو است گذاشته، و انگشت كوچك خود و انگشت كناري آن را مشت مي كند، وبا انگشت شست وانگشت وسط حلقه اي مي سازد. آنگاه سبابه را نيز به جلو بلند كرده، وهنگام دعا آن را حركت مي دهد. دست چپ نيز بر آن قسمت از ران چپ كه به طرف زانو است قرار مي گيرد، كه البته آنرا مشت نميكند.

17 – در اين حالت نشستن مي گويد: : «رَبِّ اغْفِرْ لِيْ وَارْحَمْنِيْ، وَاهْدِنِيْ، وَارْزُقْنِيْ، وَاجْبُرْنِيْ، وَعَافِنِيْ».

18 – آنگاه با گفتن: ((الله اكبر))، خاشعانه به سجده دوم رفته، واعمالي را كه در سجده اول انجام داده بود، اينجا نيز انجام مي دهد.

19 – سپس با گفتن: ((الله اكبر)) برخاسته، وركعت دوم را همانند ركعت اول بجاي مي آورد. فقط فرق آن اين است كه در ركعت دوم، دعاي استفتاح خوانده نمي شود.

20 – آنگاه پس از انتهاي ركعت دوم با گفتن: ((الله اكبر)) همانند جلسه ميان دوسجده مي نشيند.

21 – ودر اين هيئت نشستن ((تشهد)) را كه به اين صورت است، مي خواند:

«التَّحِيَّاتُ ِللهِ، وَالصَّلَوَاتُ وَالطَّيِّبَاتُ، السَّلاَمُ عَلَيْكَ أَيُّهَا النَّبِيُّ وَرَحْمَةُ اللهِ وَبَرَكاَتُهُ، السَّلاَمُ عَلَيْنَا وَعَلَى عِبَادِ اللهِ الصَّالِحِيْنَ، أَشْهَدُ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللهُ، وَأَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَرَسُوْلُهُ».
____________
یا
++++++++

اَلتَّحِيَّاتُ المُبارَکَاتُ. الصَّلَواتُ. الطَّيِّباتُ لِلَّهِ اَلسَّلامُ عَلَيکَ أَيُّهَا النَّبِيُّ وَ رَحمَتهُ الله وَ بَرَکاتُهُ اَلسَّلامُ عَلَينَا وَ عَلَي عِبَادِالله الصَّالِحِينَ. أَشهَدُأَنَ لاَ اِلهَ اِلَّا اللهُ وَحدَهُ لاَ شَرِيکَ لَهُ. وَ أَشهَدُ أَنَّ مُحَمَّدا»عَبدُهُ وَ رَسوُلُهُ. اَلَّلهُمَّ صَلِّ عَلَي مُحَمَّدَ وَ عَلَي آلِ مُحَمَّدِ کَمَا صَلَّيتَ عَلَي اِبرَاهِيمَ وَ عَلَي آلِ اِبرَاهِيمَ وَ بَارَک عَلَي مُحَمَّدِ وَ عَلَي آلِ آل مُحَمَّدِ کَمَا بَارَکتَ عَلَي اِبرَاهِيمَ وَ عَلَي آلِ اِبرَاهِيمَ فِي العَالَمِينَ اِنَّکَ حَِميدَ مَجِيدَ
++++++++++++++++++++++
«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَعَلَى آلِ مُحَمَّدٍ، كَمَا صَلَّيْتَ عَلَى إِبْرَاهِيْمَ وَعَلى آلِ إِبْرَاهِيْمَ، إِنَّكَ حَمِيْدٌ مَجِيْدٌ، اللَّهُمَّ بَارِكْ عَلَى مُحَمَّدٍ وَعَلَى آلِ مُحَمَّدٍ، كَمَا بَارَكْتَ عَلَى إِبْرَاهِيْمَ وَعَلَى آلِ إِبْرَاهِيْمَ، إِنَّكَ حَمِيْدٌ مَجِيْدٌ».
«اللَّهُمَّ إِنِّيْ أَعُوْذُ بِكَ مِنْ عَذَابِ جَهَنَّمَ، وَمِنْ عَذَابِ الْقَبْرِ، وَمِنْ فِتْنَةِ الْمَحْيَا وَالْمَمَاتِ، وَمِنْ فِتْنَةِ الْمَسِيْحِ الدَّجَّالِ».

و پروردگارش را به هر آنچه از خير دنيا وآخرت كه بخواهد دعا مي كند.

22 – آنگاه بطرف راست خود سلام فرستاده ومي گويد: ((السلام عليكم ورحمة الله)). وهمچنين بطرف چپ خويش اين سلام را مي فرستد.

23 – واگر نماز سه ركعتي ويا چهار ركعتي بود. در انتهاي تشهد يعني: «…أَشْهَدُ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللهُ، وَأَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَرَسُوْلُهُ». دعا را قطع مي كند.

24 – آنگاه با گفتن ((الله اكبر)) برخاسته وقائم مي شود، ودر اين هنگام دستهايش را تا مقابل شانه هايش بالا مي برد.

25 – سپس بقيه نماز را همانند ركعت دوم بجاي مي آورد. أما در قرائت خود فقط سوره فاتحه را خوانده وبدان اكتفا مي كند.

26 – سپس بحالت ((تورك)) مي نشيند. يعني پاي راست خود را تا كرده، وكف انگشتان پاي راست را بر زمين مي گذارد، وقدم چپش را از زير ساق پاي راست گذرانيده، ونشيمنگاه خود را بر زمين مي گذارد، وهمانند تشهد اول دستهاي خود را بر رانهايش مي گذارد.

27 – ودر اين حالت نشستن تشهد را به صورت كامل قرائت ميكند.

28 – آنگاه بطرف راستش سلام مي فرستد و مي گويد:

((السلام عليكم ورحمة الله))، وسپس به همين صورت به طرف چپ خود سلام مي فرستد.

 

امور مكروه درنماز

1 – ملتفت شدن به اين طرف و آن طرف، با سر ويا چشم در نماز مكروه مي باشد. اما نظرانداختن به آسمان حرام است.

2 – انجام حركتهاي غير ضروري در نماز كراهت دارد.

3 – به همراه داشتن شيئ كه انسان را در نماز بخود مشغول كند، همانند چيزي كه وزن داشته ويا رنگارنگ باشد، كه در اين صورت شخص را به خود جلب مي كند.

4 – ((تخصر)) يا گذاشتن دستها بر روي خاصره يا تهيگاه.

 

اموري كه نماز را باطل ميكند

1– سخن گفتن از روي عمد، حتي اگر مقدار آن كم باشد.

2– منحرف شدن از قبله با تمامي بدن.

3– خروج باد از مقعد شخص، وهر آن چيزي كه باعث انجام وضوء ويا غسل مي گردد.

4 – انجام حركات زياد ومتوالي وغير ضروري.

5 – خنده در نماز، حتي، اگر بسيار كم باشد.

6 – اضافه كردن ركوع، سجود، قيام، ويا نشستني به حركات نماز به صورت عمد.

7 – سبقت گرفتن از إمام در انجام حركات نماز به صورت عمد.

 

مسائل در أحكام سجود سهو در نماز

1 – در صورتي كه شخص در نماز دچار سهو شده واشتباها ركوع، سجود، قيام ويا نشستني بر آن بيافزايد، پس از سلام دادن دوبار سجده نموده و دوباره سلام مي دهد.

مثلا: اگر شخص مشغول أداي نماز ظهر بود، و براي ركعت پنجم برخاست، وسپس به او اين مسئله گوشزد شده ويا خود او متوجه آن شد، بدون گفتن تكبير مي نشيند، وتشهد أخير را به پايان مي برد و سلام مي دهد. آنگاه دوبار سجده سهو نموده و دوباره سلام مي دهد.

وهمچنين اگر تا پس از سلام دادن به اين اشتباه خود آگاه نشد نيز به همان صورت دوبار سجده سهو كرده ودو باره سلام مي دهد.

2 – اگر قبل از إتمام نمازش سلام بدهد، واين أمر در مدتي نزديك ونه چندان طولاني يعني به اندازه اي كه بتواند بقيه نمازش را به آن بيافزايد به او گوشزد شده، ويا خودش متوجه آن گردد، آنچه از نمازش را كه باقي مانده است به پايان برده، سجده سهو نموده، و سپس سلام مي دهد.

مثلا: اگر شخص به أداي نماز ظهر مشغول بود، ودر نتيجه سهو در انتهاي ركعت سوم سلام داد، و اين اشتباه به او گوشزد شده، ويا خودش متوجه آن گرديد، بايد برخاسته وركعت چهارم را به جاي آورد، وپس از انتهاي تشهد دوبار سجده سهو نموده، و پس از آن سلام دهد. واگر پس از گذشت مدتي طولاني اين اشتباه را بياد آورد، بايد همه نمازش را از اول بخواند.

3 – در صورتي كه شخص تشهد اول ويا ديگر واجبات نماز را فراموش كند، قبل از سلام دو بار سجده سهو ميكند، ونمازش درست است. ودر صورتي كه يكي از اين واجبات فراموش شده را قبل از انتقال از محل آن وورود به حركت بعدي بياد آورد، آن را انجام مي دهد، وبر او هيچ اشكالي وارد نيست. ودر صورتي كه اين واجب فراموش شده را پس از انتقال از محل آن وقبل از رسيدن به حركت بعدي بياد آورد، به حركت قبلي برگشته وآنرا انجام مي دهد.

مثلا: در صورتي كه شخص، انجام تشهد اول را فراموش كند، ولي قبل از قيام آنرا بياد آورد، پس تشهدش را مي خواند وبقيه نماز را به صورت طبيعي آن ادامه مي دهد، وهيچ امري بر او نيست و در صورتي كه انجام تشهد را فراموش كرده و براي قيام برخيزد، اما قبل از قائم شدن كامل بدن آن را بياد آورد، برگشته وتشهد را مي خواند وبقيه نماز را ادامه مي دهد. اما أهل علم عقيده دارند كه اين شخص بايد قبل از سلام، دوبار سجده سهو كند. و اين مسئله به اين خاطر است كه قيام ناقصي به نماز او اضافه شده است. والله أعلم.

4 – در صورتي كه شخص مشكوك باشد كه آيا دو ركعت از نماز را به جاي آورده، و يا اينكه سه ركعت آن را انجام داده است، وهيچكدام ازاين دو احتمال نزد او بر ديگري برتري نداشته باشد، پس بايد شك خود را به يقين تبديل كند. بدين صورت كه همواره بر عدد كمتر يقين مي كند، وآنگاه در انتهاي نماز وقبل از سلام دوباره سجده سهو مي كند.

مثلا: اگر شخص مشغول أداي نماز ظهر باشد، ودر ركعت دوم خود شك كند، يعني اينكه نداند كه هم اكنون در ركعت دوم است يا ركعت سوم، و هيچ كدام ازاين دو احتمال در ذهنش بر ديگري برتري نيابد، بايد به عدد كمتر كه همان ركعت دوم است يقين كرده وبقيه نماز را برا ين مبنا ادامه دهد. و در انتهای نماز وقبل از سلام دوبار سجده سهو كند.

5 – اگر شخص در تعداد ركعاتي كه ادا كرده است مشكوك باشد، ونداند كه مثلا دو ركعت را ادا كرده است، ويا اينكه سه ركعت را به انجام رسانيده است، اما يكي از اين دو احتمال را بر ديگري برتري دهد، آنگاه است كه بايد بر احتمال أرجح يقين كند. خوا ه اين احتمال عدد كمتر باشد، يا بيشتر. وپس از سلام دوبار سجده سهو نموده ودو باره سلام مي دهد.

در ركعت دوم خود مشكوك شد كه آيا اين ركعت، ركعت دوم است يا سوم، اما نزد او اين احتمال كه اين ركعت، ركعت سوم است، بر احتمال ديگر ارجحيت داشت، در نتيجه بر اين احتمال ديگر أرجحيتي ركعت سوم يقين نموده و بقيه نمازش را برهمين مبنا ادامه مي دهد. آنگاه پس از سلام دوبار سجده سهو نموده و دوباره سلام مي دهد.

ودر صورتي كه پس از اتمام نماز مشكوك شد، به اين شك هيچ توجهي نمي كند، مگر اينكه در مورد اشتباهي يقين حاصل كند. واگر اين شخص فردي بود كثيرالشك (كسي كه زياد شك مي كند)، پس نبايد به اين شك خود وقعه اي نهاده وبراي آن ارزشي قائل گردد. چون اين شك از روي وسواس است.

والله أعلم، وصلي الله وسلم علي نبينا محمد و آله وصحبه.

چگونگي طهارت شخص بيمار

1 – شخص بيمار بايد عمل طهارت را با آب انجام دهد. در نتيجه براي رفع حدث أصغر وضوء گرفته، و جهت رفع حدث أكبر غسل مي كند.

2 – واگر بعلت عجز، ويا ترس از بيشتر شدن بيماري، ويا خوف از كندي بهبودي نمي توانست با آب طهارت بگيرد، پس بايد تيمم كند.

3 – كيفيت تيمم به اين صورت است كه با كف دستهاي خود بر زمين طاهر يكبار ضربه زده، وبا آن همه صورت خود را مسح كند، وسپس كف و پشت دستهايش را با يكديگر مسح كند.

4 – اگر شخص از طهارت خودش عاجز بود، پس بايد شخص ديگري او را وضوء و يا تيمم دهد.

5 – اگر در قسمتهائي از اعضاي طهارت زخم و جرح وجود داشت، آن را با آب مي شويد. واگر شستن با آب باعث وخامت زخم شود، بايد دست خود را با آب تركرده، وبا آن روي زخم مسح كند. واگر مسح كردن نيز باعث عفونت زخم مي شد، پس بايد تيمم كند.

6 – اگر در بعضي از اعضاي طهارت شكستگي وجود داشت، ومحل اين شكستگي با گچ ويا پارچه پوشيده شده بود، بايد به جاي شستن اين اماكن، آن را با آب مسح كند، وهيچ احتياجي به تيمم نيست. چون مسح جاي شستن را مي گيرد.

7 – شخص مي تواند بر ديوار ويا هرچيز طاهر ديگري كه بر آن گرد نشسته است تيمم كند. واگر ديوار بوسيله چيزي همانند رنگ كه از جنس زمين نيست پوشيده شده باشد، نمي توان بر آن تيمم كرد، مگر اينكه برآن گرد نشسته باشد.

8 – اگر تيمم گرفتن بر زمين، ديوار، ويا هر چيز ديگري كه بر آن گرد نشسته است غيرممكن بود، ميتوان خاك را در ظرف ويا دستمالي نگهداري كرده، وبا آن تيمم نمود.

9 – در صورتي كه شخص براي أداي نماز تيمم نموده وتا نماز بعدي بر اين طهارت باقي بماند، مي تواند به همين تيمم اكتفا نموده ونماز بعدي را نيز به همين تيمم أدا كند، واحتياجي به تيمم دوباره ندارد. چون او هنوز بر طهارت خود باقي بوده، واين طهارت باطل نشده است.

10 – برشخص بيمار واجب است كه بدن خود را از نجاست طاهر كند. واگر بر انجام طهارت توانائي نداشت، به همان حالت نماز مي خواند ونمازش صحيح بوده واحتياجي به اعاده آن نيست.

11 – برمريض واجب است كه با لباسي طاهر نماز بخواند. ودر صورت نجاست لباسش بايد آنرا شسته و يا با لباس طاهري عوض كند. واگر اين أمر نيز امكان نداشت به همان حالت نماز مي خواند، و نماز او صحيح بوده واحتياجي به إعاده آن نيست.

12 – شخص بيمار بايد در مكان طاهري نماز بخواند. ودر صورت نجاست اين مكان يا شيئ بايد آنجا را شسته، ويا آن شيئ را با شيئ طاهر ديگري عوض كند. يا اينكه بايد بر آن، دستمال، وياشيئ طاهر ديگري فرش كرد. واگر اين امور امكان نداشت، به همان صورت نماز مي خواند، ونماز او هيچ اشكالي ندارد، واحتياجي به إعاده نماز نيست.

13 – شخص بيمار نمي تواند به دليل عجز از طهارت، نماز خود را از وقت محدد آن عقب بياندازد. بلكه بقدر امكان طهارت گرفته و نماز را در وقت خود أدا ميكند. حتي اگر در بدن، لباس، ومكان نمازش نجاستي باشد كه قادر به زودودن آن نيست.

كيفيت نماز گزاردن شخص بيمار

1 – بر شخص بيمار واجب است كه نماز فريضه را ايستاده بخواند. حتي اگر كه در اين حالت كج شده وبر ديوار، عصا، ويا هر چيز ديگري تكيه زند.

2 – پس در صورتي كه نتواند به صورت ايستاده نماز را أدا كند، مي تواند بنشيند. وبهتر است كه در اين حالت در هنگام قيام وركوع چهار زانو بنشيند.

3 – واگر نماز خواندن به صورت نشسته نيز برايش امكان نداشت، به پهلو ورو به قبله نماز مي خواند، كه در اين صورت بهتر است كه بر پهلوي راست خود بخوابد. واگر نتوانست روبه قبله نماز بخواند، به هرجهتي كه مي تواند نماز گزارده، ونمازش صحيح است وهيچ احتياجي به اعاده آن نيست.

4 – واگر نماز گزاردن به پهلو نيز براي او غير ممكن بود، به كمر خوابيده، پاهاي خود را متوجه قبله مي كند. وبهتر است كه در اين حالت، سرخود را كمي بلند كند، تا نگاهش متوجه قبله باشد. واگر براي او امكان نداشت كه پاهايش را متوجه قبله كند، به هر حالتي كه هست نماز گزارده، و نمازش صحيح است، وهيچ احتياجي به اعاده ندارد.

5 – بر بيمار واجب است كه در نماز خود، ركوع و سجود كند. و در صورت عدم توانائي، اين اعمال را با حركت واشاره سرش انجام ميدهد، كه در حالت سجود، سرخود را پائينتر از حالت ركوع قرار مي دهد. واگر شخص مي توانست ركوع كند واز سجود عاجز بود، در هنگام ركوع، ركوع خود را انجام داده، ودر هنگام سجود با سر خود به سجود اشاره مي كند، ودر صورتيكه شخص مي توانست به سجود برود، اما از ركوع عاجز بود، در هنگام سجود، سجده كرده، ودر هنگام ركوع با سر خود به ركوع اشاره مي كند.

6 – واگر اشاره كردن به سر نيز در هنگام ركوع و سجود برايش غير ممكن بود، با چشمان خود به اين اعمال اشاره مي كند. پس براي ركوع كمي چشمان خود را بر هم گذاشته، وبراي سجود چشمان خود را بيشتر مي بندد. واما اشاره كردن با انگشتان دست در هنگام سجود و ركوع كه برخي از بيماران آنرا انجام مي دهند، هرگز صحيح نبوده، ودر كتاب وسنت هيچ اصل ونشاني از آن نمي شناسيم. و أهل علم نيز بدان اشاره اي نكرده اند.

7 – واگر اشاره كردن به سر وچشم نيز براي بيمار امكان نداشت، به قلب خود نماز مي خواند. در نتيجه تكبير گفته و آيات را قرائت مي كند، وسجود، ركوع، قيام وقعود (نشستن) را به قلب خود نيت مي كند. «ولكل امرئ ما نوي».

8 – بر شخص بيمار واجب است كه همه نمازها را در اوقات محدد خود بخواند، وهمه واجبات آن را تا حد استطاعت انجام دهد. واگر به جاي آوردن نمازها در وقت مكتوب آن برايش با مشقت همراه بود، ميتواند بين نمازهاي ظهر وعصر، وهم چنين مغرب و عشاء جمع بسته و اين نمازها را به صورت جمع بخواند. در نتيجه اين نمازها يا بصورت ((جمع تقديم)) خوانده مي شوند، يعني نماز عصر را پس از نماز ظهر و در وقت نماز ظهر، ونماز عشاء را پس از نماز مغرب، ودر وقت نماز مغرب أدا مي كند. ويا اينكه اين نماز ها را بصورت ((جمع تأخير)) مي خواند. يعني نماز ظهر را قبل از نماز عصر، ودر وقت نماز عصر، ونماز مغرب را قبل از نماز عشاء، ودر وقت نماز عشاء به جاي مي آورد. وبايد شخص ببيند كه كداميك از اين حالات جمع براي او راحت تر مي باشد.

اما نماز صبح را نمي توان به صورت جمع با نمازهاي ديگر خواند.

9 – در صورتيكه شخص بيمار مسافر بوده وبراي معالجه به ديار ديگري غير از شهر خود مسافرت كرده باشد، بايد نمازهاي چهار ركعتي را به صورت ((قصر)) بخواند. يعني نمازهاي ظهر، ‌عصر، و عشاء را به جاي چهار ركعت، دو ركعت أدا مي كند، تا اينكه به شهر خود باز گردد. حال خواه اين سفر طولاني ويا كوتاه باشد.

والله الموفق

نوشته فقير إلي الله

محمد الصالح العثيمين

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: