خودسوزي زن جوان به خاطر مزاحمت هاي خواستگار سابق

اعتماد :  مزاحمت هاي خواستگار سابق يک زن متاهل باعث شد زن جوان که آبروي خود را در خطر مي ديد تصميم به خودکشي بگيرد. او خودسوزي کرد اما با تلاش پزشکان جان به در برد و حقيقت ماجرا را افشا کرد.

وقوع حادثه

نخستين ساعات صبح 28 مردادماه ماموران کلانتري 25 اصفهان به همراه امدادگران سازمان آتش نشاني به سمت خانه يي به راه افتادند که گزارش شده بود يک زن جوان در آنجا آتش گرفته است. پس از اطفاي حريق زن 30 ساله که روشنک نام دارد به بيمارستان منتقل شد. شدت سوختگي او به حدي بود که پزشکان اميد زيادي به بهبودي اش نداشتند با اين حال تلاش خود را آغاز کردند. از سويي ماموران نيروي انتظامي براي پي بردن به چگونگي وقوع حادثه بار ديگر به خانه روشنک رفتند و به بازرسي از آنجا پرداختند. کشف يک پيت بنزين بر عمدي بودن اين حريق دلالت داشت. وقتي شوهر اين زن تحت بازجويي قرار گرفت مدعي شد روشنک خودسوزي کرده است. او گفت؛ من خواب بودم و با صداي جيغ و فرياد همسرم بيدار شدم و دوان دوان خودم را به حياط رساندم و وقتي آن صحنه را ديدم سعي کردم آتش را خاموش کنم. همسايه ها هم با پليس و آتش نشاني تماس گرفتند. اين مرد در ادامه توضيح داد؛ اخيراً با همسرم اختلاف پيدا کرده بودم.

نجات از مرگ

چندي بعد روشنک که تا آستانه مرگ پيش رفته بود بهبودي نسبي پيدا کرد و قدرت تکلمش را بازيافت به همين خاطر ماموران سراغ او رفتند تا جزييات حادثه را از زبان خودش بشنوند. زن 30 ساله ماجرا را اين طور شرح داد؛ من يک سال است که ازدواج کرده ام. هر چند از زندگي ام راضي هستم و شوهرم را دوست دارم اما در اين مدت آرامش و آسايش نداشتم. قبل از اينکه به عقد حميد در بيايم پسري به نام کاظم به خواستگاري ام آمد. او مي گفت مرا خيلي دوست دارد و زندگي بدون من برايش بي معني است. به رغم ابراز عشق و علاقه کاظم به من، ازدواج ما سر نگرفت چون او شغل مناسبي نداشت و خانواده ام معتقد بودند کاظم نمي تواند مرا خوشبخت کند و مرد زندگي نيست. با وجود اينکه چند بار به آن خواستگار جواب رد داديم اما همچنان بر خواسته اش پافشاري مي کرد تا اينکه حميد به خواستگاري ام آمد و با او ازدواج کردم. زن جوان ادامه داد؛ «از وقتي ازدواج کردم مزاحمت هاي کاظم شروع شد. او مرتب با تلفن همراهم تماس مي گرفت و تهديدم مي کرد. هر چه از وي مي خواستم دست از اين کارهايش بردارد اعتنايي نمي کرد و مي گفت وقتي آرام مي گيرد که زندگي ام را از بين ببرد. من چون شوهرم را دوست داشتم، نمي خواستم از ماجرا باخبر شود. احساس مي کردم اگر حميد موضوع را بفهمد خوشبختي مان نابود مي شود و با شوهرم دچار مشکل مي شويم. تهديدها و مزاحمت هاي کاظم آنقدر مرا آشفته کرده بود که به قرص هاي آرام بخش پناه برده بودم.» روشنک در حالي که مي گريست درباره وقايع شب پيش از حادثه گفت؛ «چند بار در حضور حميد، کاظم با من تماس گرفته و باعث سوءظن شوهرم شده بود. آن شب باز هم موبايلم زنگ زد. حميد گوشي را برداشت و بدون اينکه حرف بزند به صحبت هاي شخصي که آن سوي خط بود، گوش داد. باز هم کاظم تماس گرفته بود و همان حرف هاي قبلي اش را تکرار مي کرد. شوهرم بعد از اتمام مکالمه در حالي که از شدت خشم برافروخته شده بود تمام پيامک هايم را کنترل کرد و بعد داد و فرياد به راه انداخت. هر چه توضيح دادم من با کاظم رابطه يي ندارم، او توجهي نکرد و کار را به خانواده ام کشاند. اين موضوع خيلي برايم سنگين بود. من از خانواده يي آبرومند هستم و نمي توانستم در برابر چنين تهمت هايي دوام بياورم براي همين همان شب تصميم به خودکشي گرفتم و صبح روز بعد وقتي حميد خواب بود در حياط خانه خودم را به آتش کشيدم.» بعد از اظهارات اين زن خواستگار سمج بازداشت شد و به مزاحمت و تهديد روشنک اعتراف کرد اما با اعلام رضايت زن جوان و شوهرش آزاد شد.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: