درخواست میرحسین برای لغو تجمع فردا

میرحسین موسوی در اطلاعیه شماره 13 خود، با تاكید بر مخالفت با تحریم ایران، از دانشجویان خواست از برگزاری مراسم روز سه شنبه به عنوان تولد وی خودداری كنند.

وی همچنین با انتقاد تلویحی از برخی تندروی ها در شعارهای روز قدس و تاكید بر اجرای بدون تنازل قانون اساسی و به ویژه جمهوری اسلامی، نه یك كلمه كم نه یك كلمه زیاد، با اشاره به برخی تلاشها برای تحریم كشورمان اظهار كرده است: این نه تحریم یك دولت،‌ بلكه تحمیل رنج‌های بسیار بر مردم است راه سبز را زندگی كردن به این معناست و ما با اعمال هرگونه تحریمی بر علیه ملت خود مخالفیم.

در بخشی هایی از بیانیه مهندس موسوی آمده است: راهپیمایی روز قدس امسال در روند حوادث چند ماه گذشته بدون تردید یك نقطه عطف محسوب می‌شود. نتایجی بسیار مبارك از آنچه در این مناسبت اتفاق افتاد انتظار می‌رود كه مختص به یك سلیقه و یك گرایش نیست، بلكه فضلی عام و دستاوردی برای تمام كسانی است كه در این سرزمین ریشه دارند، حتی اگر برخی از آنها به خاطر پیشداوری‌های نادرست اینك و امروز نتوانند این نعمت و رحمت را لمس كنند.

این بركت، میوه دوراندیشی‌های امام بود. او بارها به ما می‌گفت بنیان‌های درست را چنان بگذارید كه پس از شما اگر خواستند هم نتوانند آنها را خراب كنند. شاید ما نتوانسته باشیم حق این رهنمود را به درستی ادا كنیم، ولی او خود در سیره‌اش این‌گونه عمل می‌كرد؛ تمامی ستون‌های جمهوری اسلامی را بر پایه‌هایی از اعتماد مردم برافراشت و علاوه بر آن در هر سال چندین سنت و میعاد برای حضور عملی آنان در صحنه قرار داد، تا كسی قادر نباشد این شالوده را دیگرگون كند.

روز قدس از جمله این میعادهاست. با چنین سنتی نمی‌توان مردم را از صحنه دور كرد. با چنین دعوتی نمی‌توان بدون تامین و ترویج عدل در داخل به وقوع ستم در دور دست معترض بود. آن گاه او این مناسبت را نه فقط مختص به فلسطین، كه روز مستضعفین و اسلام نامید تا كمترین شائبه‌ای باقی نگذارد. اینك ارزش اهتمام آن پدر دلسوز برای پر كردن مستمر صحنه از حضورهای میلیونی مردم معلوم می‌شود.

سی سال پیش از این امام ما از مسلمانان جهان خواست با حفظ تعدد و تفاوت‌هایشان بر روی درد مشتركی كه تمامی آنان را می‌آزرد همصدا شوند. چقدر این پیام با سخن امروز ما نزدیك است؛ اسلام نگفته است برای آن كه وحدت پیدا كنیم باید مثل هم بیندیشیم. آن وحدتی كه ما بدان دعوت شده‌ایم در عین قبول تفاوت‌هاست و قدس روزی است كه مسلمانان باید با تحمل تنوع در دیدگاه‌های خود درمان دردهای مشترك‌شان را دنبال كنند. از این روست كه اگر این مناسبت به یك پسند سیاسی تعلق یابد سال به سال شكوه خود را از دست می‌دهد؛ آثاری كه برایش آرزو شده است باقی نمی‌گذارد و دیگر نمی‌تواند روز اسلام و روز مستضعفان باشد.

آرمان این روز آن است كه رنگ‌های گوناگون را آمیخته با یكدیگر به صحنه بیاورد. روز قدس امسال ما این گونه نبود، اما برای چنین چیزی بود. اتفاقا اینجانب آخرین جمعه از رمضان امسال را در میان كسانی حاضر شدم كه جمعی از آنان با مشت‌های گره كرده به پیشوازم آمده بودند و برایم آرزوی مرگ داشتند. در مسیر پرهیاهویی كه بایكدیگر همراه شده بودیم سیمایشان را مرور می‌كردم و می‌دیدم‌ كه آن چهره‌ها را دوست دارم. و می دیدم پیروزی ما آن چیزی نیست كه در آن كسی شكست بخورد. همه باید با هم كامیاب شویم، اگرچه برخی مژده این كامیابی را دیرتر درك كنند.

…خشونت چاره ساز نیست. ادخلوا فی السلم كافه؛ همگی در مسالمت وارد شوید. خشم مركبی است كه سوار خود را به زمین می‌زند. …. ما به اندازه‌ای كه از خود صبر و خرد نشان بدهیم از كوشش‌هایمان نتیجه می‌گیریم و اگر به سوی تندروی‌های بی‌‌دلیل بلغزیم چه بسا كه حاصل یك هفته و یك ماه تلاش را در یك روز و یك صحنه جا بگذاریم. مردم ما از آن رو خود را شایسته رفتارهایی مناسب‌تر از سوی حاكمان می‌بینند كه هوشیار و خردمندند،‌ و خردمند كسی است كه نه فقط میان خوب و بد، بلكه میان خوب و خوبتر و بد و بدتر تمیز بدهد.

….

آن چیزی كه می‌تواند این هدف بزرگ را محقق كند پایبندی به شعارهای زرینی است كه انتخاب كرده‌ایم. هیچ كلمه‌ای كه دوستی و برادری میان مردم را تحت تاثیر قرار دهد به بازسازی هویت و وحدت ملی ما نمی‌انجامد. ما اسلام رحمانی را درمان دردهای خود می‌دانیم …

ما خواستار اجرای بدون تنازل قانون اساسی و بازگشت جمهوری اسلامی به اصالت اخلاقی نخستینش هستیم. ما جمهوری اسلامی نه یك كلمه كم نه یك كلمه زیاد را می‌خواهیم، …..

ما تنها در صورتی به این اطمینان می‌رسیم كه دستاوردهای سیاسی – اجتماعی خود را به زندگی‌های روزمره‌مان متكی كنیم. در طول یك قرن گذشته مردم ما از این قبیل دستاوردها كم نداشته‌اند، اما همه آنها متكی به مبارزه بوده است؛ تا فضای جهاد و تلاش وجود داشت این دستاوردها زنده بود و همین كه مردم خسته می‌شدند یا تصور می‌كردند باید به خانه‌هایشان بازگردند محصول از میان می‌رفت. مبارزه امری مقدس است، اما دائمی نیست. آنچه دائمی است زندگی است.

این درسی است كه ما از رزمندگان خود در هشت سال دفاع مقدس آموختیم. در آن سال‌ها دو گروه در جبهه‌های جنگ حاضر می‌شدند؛ گروه نخست ایام جنگ را مبارزه كردند و سپس به نظرشان رسید وقت زندگی كردن رسیده است؛ وقت آن كه پول روی پول بگذارند و برج روی برج بسازند. و گروه دوم كه برای معنویتی سرشارتر به جبهه می‌رفتند. آنها برای ایثار كردن عازم جبهه نمی‌شدند؛ می‌رفتند تا از فضای نورانی‌ آنجا بهره‌مند شوند.

شاید برای كسانی كه آن فضا را تجربه نكرده‌اند هضم این كلمات آسان نباشد، اما واقعیت دارد. نه آن كه ایثار نمی‌كردند؛ نامدارترین قهرمانان ما آنان بودند. اما درمقابل آن گوهرهایی كه به دست می‌آوردند باور نداشتند كه دارند از خود‌گذشتگی می‌كنند. آنها سال‌های جنگ را زندگی كردند و پس از آن مبارزه‌شان شروع شد؛ مبارزه‌ای آرام برای پاسداری از حیاتی، یا لااقل خاطره حیاتی كه چشیده بودند. اگر آنها نبودند ما نمی‌توانستیم هشت سال با دستان خالی بایستیم.

در زمان انتخابات وقتی گروهی از آنان مرا مفتخر كردند و كمیته ایثارگران را به عنوان یكی از فعال‌ترین بخش‌های ستاد اینجانب شكل دادند احساس سربلندی می‌كردم و چون می‌گفتند به امید تجدید نورانیت ایام امام گردهم ‌جمع شده‌اند بار خود را به مراتب سنگین‌تر می‌دیدم. بعید می‌دانم كسی در میان ملت ما باشد كه به آنان مباهات نكند. آنها درست در نقطه مشترك سبزی قرار دارند كه همه ما را به یكدیگر پیوند داده است.

…اخیرا گروهی از اساتید ایرانی مقیم خارج در نامه‌ای ضمن تشریح برداشت خود از راه سبز امید هر چیزی كه منافع ملت ایران را تامین كند هدف این جنبش معرفی كرده بودند. بر این اساس آنان توصیه می‌كردند كه بخواهیم در هیچ تحریمی بر علیه ایران شركت نكنند. اینجانب نظر آنان را پسندیدم و بر آن صحه گذاشتم، زیرا این نه تحریم یك دولت،‌ بلكه تحمیل رنج‌های بسیار بر مردم است راه سبز را زندگی كردن به این معناست و ما با اعمال هرگونه تحریمی بر علیه ملت خود مخالفیم.

این یك نمونه است. كسی به كسانی كه این خواسته را با ما در میان می‌گذارند از ضرورت زندگی كردن راه سبز نگفته بود. ما بقی ما نیز از این ضرورت آگاه باشیم یا نباشیم به هدایتی فطری در همین مسیر هستیم، لذا ضرورت ندارد كه این شیوه را به یكدیگر تلقین كنیم؛ تنها كافی است از آن آگاه باشیم و پرستاری كنیم.

زندگی ادامه دارد و افراد موقتی هستند. هر جمعی و جماعتی كه سرنوشت خود را به بود و نبود كسان پیوند زدند سرانجام – حداقل با فقدان او – سرخورده شدند. هرگاه مردمی برای تنی یا افرادی از همراهان عادی خود امتیازات بی‌دلیل قائل شدند سرانجام تشخیص عقلانی خود را در مقابل خواست آنان واگذار كردند و به جاه‌ طلبان مجال دادند كه در آنان طمع كنند.

در پایان بیانیه میرحسین موسوی درباره اخباری مبنی بر برگزاری مراسم تولد وی آمده است: تولد اینجانب نه هفتم مهر كه روز آشنایی با شماست. حتی اگر روز هفتم مهر به دنیا آمده بودم نیز جا نداشت حركت شما به كیش شخصیت آلوده شود. امیدوارم این كلمات مرا صمیمانه و از سر نگرانی و نه یك شكسته‌ نفسی بی‌حقیقت و تعارف‌ گونه تلقی كنید.

http://tabnak.ir/fa/pages/?cid=66197

Advertisements

No Responses Yet

  1. من از اول هیچکدوم نه موسوی نه کروبی و…رو قبول نداشتم ولی وقتی دیدم رو حرفش وایسیده فهمیدم خیلی مرد

  2. موسوی غلط کرده مرگ بر وطن فروش

  3. جنبش سبز غلط تو كردي و طرفداراي انتري نژاد تو و امسال تو بايد قبل از آوردن اسم موسوي كروبي و خاتمي وضو بگيريد و دهن كثيفتون رو آب بكشيد

  4. موسوي خيلي خره

  5. موسوی غلط کرده مرگ بر وطن فروش

  6. 7مهر تولد موسوی مبارک !
    14 مهر تولد کروبی مبارک !!
    21 مهر تولد خاتمی مبارک !!!
    6 آبان تولد احمدی نژاد مبارک !!!!
    دیگه نبود ؟
    آخه میخوام کیک سفارش بدم
    100 سال به این سالا !
    انشا الله در کنار هم سالها با خوبی و خوشی حکومت کنید
    ولی من که چشم آب نمیخوره !!!!
    همین روزاست که آمریکا با ناو وینسنتش دخل هممونو میاره

  7. خر مگس که جشن تولد نداره؟

  8. بابا میر حسین که متول اسفند ماه 1320 است .مرگ بر دروغگو

  9. روزها،
    بيرق تو نشان شير و خورشيد دارد و بيرق من نقش الله، بيرق تو كجا و بيرق من كجا؟
    آرمان تو سبوعيت است و آرمان من،… اصلا تو از پرچم عشق نشان چه مي فهمي؟
    تو كه افتخارت دريوزگي است و قبله ات آمريكا و مقتدايت هوس هاي بي پايان.
    آن روزها كه در خيابانهاي USA توله سگت را به گردش مي بردي و برق دلارهاي اجنبي دل و دينت را مي برد،
    در وجب به وجب اين خاك، سروقامتي به زمين مي افتاد و خون سرخ لاله رويي آبروي اين سرزمين مي شد.
    كودكان از ترس مي لرزيدند و مادران دردمندانه مي گريستند، پدران درهم مي شكستند و همسران در حسرت مي گداختند،
    اما پرچم عشق نشان لحظه اي بر خاك نيفتاد.
    اين روزها،
    همه دين خود را به انقلاب و امام و شهيدان ادا كردند،
    يكي گفت صدا و تصوير مرا پخش نكنيد، يكي گفت ديگر فيلم بازي نمي كنم، يكي گفت ديگر جايزه هاي شما را نمي گيرم،
    يكي سبز به خودش بست، يكي سياهپوش شد،
    يكي سينه سپر كرد و گفت: من اين انقلاب را به آتش مي كشم و حق خودم را از آن مي گيرم.
    يكي گفت: براي حفظ نظام، انقلاب را بي آبرو مي كنم.
    يكي قلم بدست گرفت و يكي كوكتل و يكي كلت…
    نمي دانم، شايد اگر توپ و تانك داشتند روي صدام را هم سفيد مي كردند.
    اين روزها،
    انگليس و اسرائيل خط امامي شده اند براي مدعيان خط امام، خط مي دهند، نسخه مي پيچند، مصاحبه ترتيب مي دهند،
    شعار مي سازند و ساعت الله اكبر تنظيم مي كنند و خلاصه، خط امام را حسابي خط خطي مي كنند.
    به قول آقا، اين روزها، بسياري از خواص در امتحان مردود شدند.
    يك خط امامي تندرو به گاردريل انقلاب كوبيد.
    يكي از شاهراه ولايت خارج شد.
    يكي در اتوبان رسالت چپ كرد.
    آن يكي در يادگار امام كورس گذاشت.
    ديگري در صادقيه ويراژ رفت.
    يكي بسيج را دور زد، آن يكي آزادي را دنده عقب رفت.
    ديگري در وحدت اسلامي خاموش كرد.
    بعضي ها اما،… چراغ قرمز ولي عصر را هم رد كردند.
    اين روزها،
    جاي هيتلر و چنگيز و نرون خاليست، كه امروز به نامردان عالم نوبل مي دهند.
    اين روزها،
    كسي به كودك فلسطيني نوبل نمي دهد آخر صورت هاي معصوم فسفرسوخته شان صلح جهاني را به خطر مي اندازد و ضجه هاي مادرانشان آوازه حقوق بشر را خاموش مي كنند.
    اين روزها،
    آقاي اوباما، از دلنگراني هايش براي كودكان اسرائيلي مي گويد، اينكه از ترس موشك هاي حماس خواب راحت ندارند.
    بسيار تاثرانگيز است، ولي چاره چيست؟ اين فلسطيني ها كه ول كن نيستند،
    اما آقاي اوباما، شما كه مرد تغيير هستيد و با اسرائيل هم منافع مشترك داريد،
    صهيونيست ها 06-05 سال ميهمان ناخوانده سرزمين فلسطين بودند، حالا شما يك ايالت به آنها بدهيد تا از شر اين فلسطيني ها راحت شوند، شما كه كشور قدرتمندي هستيد، يك ايالت كمتر يا بيشتر فرقي نمي كند،
    حداقل كودكان صهيون در پناه امن شما به آرامش مي رسند
    و دنيا به شايستگي شما براي رهبري دهكده جهاني ايمان خواهد آورد!
    اين روزها،
    همه جا پر از رنگ و رياست. دين محمد(ص) ملعبه دجاله هاست.
    اسلام زخمي طالبان و القاعده و وهابي هاست.
    سبز هم نيرنگ ديرپاي قرآن بر سر نيزه هاست.
    هركس راهش از ديگري جداست.
    نعوذ بالله هركس خودش يك پا خداست.
    اين روزها،
    علي اما تنهاي تنهاست.
    سردار پرافتخار عشق و ايمان، دست بسته، غريب و خسته ميان خيل ياران،
    زخمي تر از هميشه، دلواپس جمل و صفين و نهروان.
    خونين دل و خار در چشم، آماج بغض ها و كينه هاست.
    او تنها اميد گمشدگان در غبار فتنه هاست،
    بر عهد خود استوار
    رهبرم خامنه اي، فرزند شايسته روح خداست.
    ¤ خواهر شهيد و همسر جانباز 07درصد

  10. lمترجم
    خاتمي هم در كتاب خاطراتش كه چندماه قبل منتشر شده ملاقات خاتمي با جرج سوروس حامي كودتاهاي مخملي را تأييد كرده است.
    گفتم: «كنت تيمرمن» مسئول سابق ميز ايران در وزارت خارجه آمريكا و عضو سازمان سيا هم ملاقات خاتمي و سوروس را تأييد كرده است.
    گفت: دهها سند غيرقابل انكار ديگر هم انجام اين ملاقات را اثبات مي كند و با وجود اينهمه سند و مدرك، معلوم نيست آقاي خاتمي چگونه ملاقاتش با سوروس را تكذيب كرده است.
    گفتم: تنها استدلال آقاي خاتمي اين است كه چرا حرف مرا باور نداريد ولي حرف جرج سوروس و تيمرمن و… را قبول مي كنيد؟
    گفت: معلوم است كه خاتمي قابل قياس با جرج سوروس صهيونيست و تيمرمن عامل سيا نيست، بلكه سند و مدارك آنها انجام اين ملاقات را اثبات مي كند.
    گفتم: شخصي در خانه همسايه اش رفت كه الاغ او را قرض بگيرد، همسايه گفت الاغم را شخص ديگري با خود برده و در خانه نيست، در همين هنگام صداي عرعر الاغ از درون خانه بلند شد و همسايه كه ديد بدجوري خيط كاشته به طرف گفت؛ يعني تو حرف مرا كه همسايه ات هستم باور نمي كني اما حرف الاغ را قبول مي كني؟! و يارو در جواب گفت؛ حرف الاغ مهم نيست، خود الاغ سند است!

  11. دروغ بزرگ حامیان میرحسین موسوی برای موج آفرینی در دانشگاهها برملا شد.

    به گزارش«جوان آنلاین»،در حالی که حامیان موسوی از برپایی جشن تولید میرحسین موسوی در 7 مهرماه تاکید کرده بودند واین خبر در برخی رسانه های خارجی همچون بی بی سی انتشار یافته بود،بررسی شناسنامه میرحسین موسوی نشان داد که حامیان وی جهت برپایی اغتشاشات باردیگر به جعل روی آورده اند.

    براساس این گزارش تاریخ تولد میرحسین موسوی 11اسفند 1320 می باشد که در خبر جعلی وی متولید 7 مهر 1320 معرفی شده است.

  12. مترجم مخصوص خاتمي در زمان رياست جمهوري وي، ديدار جرج سوروس با خاتمي در محل اقامت وي را تاييد كرد. به گزارش «الف»، هومن مجد مترجم هيات همراه خاتمي در سفر به ايالات متحده، در كتاب اخير خود، سفر سوروس به محل اقامت خاتمي براي ديدار با وي را تاييد كرده است. در صفحه 207 كتاب هومن مجد با عنوان «پارادوكس ايران مدرن» منتشر شده در سال 2009، مترجم همراه هيات خاتمي در سفر به ايالات متحده به اين نكته اشاره كرده است كه عده زيادي از مقامات سابق دولتي آمريكا در كنار افراد تاثيرگذاري همانند سوروس تقاضاي ديدار با خاتمي را داشته اند. نويسنده تاييد مي كند كه سوروس و بلوم براي ملاقات با خاتمي به بوستون پرواز كرده اند. وي همچنين مي نويسد: «خاتمي نمي توانست با هيچ فردي از دولت بوش به هر نحوي ديدار كند اما ظاهرا مقامات دولتي سابق زيادي بودند كه مايل بودند او را ببينند. چهره هاي تاثيرگذار بي شماري همچون جرج سوروس و ريچارد بلوم (همسر ديان فينيستين ]سناتور دموكرات از نيويورك[) هم بودند كه با جت شخصي به بوستون رفتند تا در هتل خاتمي با او به صورت خصوصي ملاقات كنند.»
    گفتني است در پي انتشار خبر ملاقات جرج سوروس (سرمايه گذار اصلي كودتاهاي مخملين) با خاتمي، دفتر خاتمي خبر را تكذيب كرده بود.

  13. تاریخ تولد میرحسین موسوی 11اسفند 1320 می باشد

  14. مرگ بر منافق

  15. دوستان فقط اينو بدونيد چند سال ديگه كساني كه حق موسوي را خوردند و به او ظلم كردند و به او فحش دادند ( عمدا يا سهوا) پشيمان خواهند شد

  16. قسم حضرت عباس رو قبول کنیم یا دم خروس رو

  17. شمس گوه نخور

  18. افشاي دروغ جديد موسوي

    در حالي که جريان سياسي شکست خورده در انتخابات مي کوشد به بهانه ۶۸ سالروز تولد ميرحسين موسوي اغتشاشات جديدي را دامن بزند، بررسي عکسهاي دوره انتخابات نشان مي دهد، وي اصولاً متولد مهرماه نيست. بر خلاف ادعاهاي مطرح شده درباره تولد ميرحسين موسوي در ماه مهر، کذب بودن این شایعه با استناد به شناسنامه وي مشخص شده است.
    موسوی 22 خرداد ماه و در هنگام ثبت نام انتخابات تصوير صفحه اول شناسنامه خود را در وزارت کشور به خبرنگاران رسانه ها نشان داد که بر اساس آن وي متولد ۱۱ اسفند ۱۳۲۰ است. گفته مي شود برخي مشاوران موسوي با درخواست ترويج اين دروغ به وي اعلام کرده اند در صورتي که در ماه اول بازگشايي دانشگاهها اغتشاشي شکل نگيرد، امکان سوار شدن بر بستر هيجانات دانشگاهي در ماههاي بعد به دليل آغاز روند علمي مراکز آموزش عالي بسيار مشکل خواهد بود.

  19. پاسخ به جنبش سبز بالایی زیاد خودتو خسته نکن همه با این طرز شما اشنانند درست مثل صدا وسیمات کسی کیر خودشم حسابت نمیکنه

  20. جناب موسوی!
    این نامه را نوشتم که بگویم که مادران این مرز و بوم از شما نخواهند گذشت اگر بخواهید باز شدن دانشگاه ها را با شروع دوباره ی بلوا و آشوب همراه کنید . ما بچه های مان را به دانشگاه ها نفرستاده ایم که پیاده نظام نیروهای دشمن باشند بی این که خود بدانند و البته شما می دانید.

    من به عینه دیدم که شما با موج سبز تان در این مدت، بچه های ما را به وادی شعار زدگی بی منطق و بی استدلال و تنها با هیجان و احساسات کور کشاندید و از شما می پرسم اگر فی الواقع خود را بر حق می دانید و حرفی حسابی دارید، چرا از روز اول بنای شعله ور کردن آتش احساسات و خاموش گذاشتن فروع عقل و خرد را در طرفداران خود گذاشتید؟ و من مطمئنم که در ادامه ی راه هم اگر بخواهید بروید، چاره ای جز توسل به همین رویه ندارید. ما بچه های مان را روانه دادگاه کردیم که چشم شان باز شود و عقل شان رشد کند و شما همه ی سرمایه گذاری تان بر روی نفهمیدن و تعطیل کردن فکر و عقل و دامن زدن هیجان و احساسات تخریبی و بدبینانه است . چرا؟

  21. سید حسن تقی زاده و سیدضیاء طباطبایی طی مرقومه ای محرمانه از شوی شخص رضاخان مأمور شده اند تاریخ ولادت میرحسین موسوی را از 7 مهر 1320 به 11 اسفند 1320 تغییر دهند.

    به گزارش ثانيه نيوز، آخرالامر بر اساس پژوهش های «جنین شناسی تاریخی» که از ناحیه هواداران یگانه انحصارگر رنگ سبز؛ آخرین سامورایی دانا به اسرار «چیز»! مهندس میرحین موسوی فاش شد که اداره «ثبت احوال و تنظیم سجل» دستگاه رضاخان میرپنج در اقدامی ضد حقوق بشر و متضاد با دموکراسی در ثبت تاریخ تولد میرحسین تقلب کرده است.

    به اذعان منابع خبری؛ سید حسن تقی زاده و سیدضیاء طباطبایی طی مرقومه ای فوق محرمانه از شوی شخص رضاشاه مأمور شده اند طی فرایندی «پیچیده» تاریخ واقعی ولادت میرحسین موسوی را از 7 مهر 1320 به 11 اسفند 1320 تغییر دهند. سند این تقلب در اداره استخبارات بریتانیای کبیر موجود است.

    بر اساس « پژوهش های جنین شناسی تاریخی» دلل این تقلب به پیشگویی های «کاهنان اعظم سبز» بر می گردد که هزارسال پیش از تولد رضاخان از ولادت کودکی در سرزمین آریا خبر داده بودند که هفتم مهرماه به دنیا می آید و در هنگامه تولد‘ «نوری سبز» از او تراوش می کند و چون مقدر شده که تنها او از «اسرار رنگ خضراء» آگاه باشد ثبات و آرامش ایران را تهدید می کند.

    رضاخان ابتدا قصد داشته است که این کودک را از میان بردارد اما چون «هاله سبز» او را می بیند دلش به رحم آمده و از آسیب رساندن به وی حذر می کند اما دستور می دهد تاریخ تولدش را با «تقلب» تغییر دهند؛ از این رو در شناسناه میرحسین موسوی تاریخ تولدش 11 اسفند 1320 قید شده اما این را نباید باور کرد چرا که خود او هم از این واقعه عظیم ناآگاه است و تنها حامیانش از این «راز بزرگ جنینی- تاریخی» باخبرند.

    لذاست که هر چه هوادارانش به او می القائانند که « مهندس! تو ولادت یافته ماه مهری»؛ گوشش بدهکار نیست که نیست! و هر چه فریاد می زنند:« مهندس! تو فی الحال بدنت داغ همی باشد و متوجه همی نیستی» افاقه نمی کند که نمی کند!

    یکی از اعضای اصلی ستاد مهندس در همین خصوص گفت:« در شنوایی مهندس هم تقلب شده است»!

  22. سرانجام حضرت امام(ره) در ششم فروردین 1367 طی نامه‌ای، منتظری را از قائم مقامی ولایت فقیه خلع كرد:‌ «از آنجا كه روشن شده است كه شما این كشور و انقلاب اسلامی عزیز مردم مسلمان ایران را پس از من به دست لیبرال‌ها و از كانال آنها به منافقین می‌سپارید، صلاحیت و مشروعیت رهبری آینده نظام را از دست داده‌اید، شما در اكثر نامه‌ها و صحبت‌ها و موضع‌گیری‌هایتان نشان دادید كه معتقدید لیبرال‌ها و منافقین باید بر كشور حكومت كنند؛ به قدری مطالبی كه می‌گفتید دیكته شده منافقین بود كه من فایده‌ای برای جواب به آنها نمی‌دیدم. مثلا در همین دفاعیه شما از منافقین، تعداد بسیار معدودی كه در جنگ مسلحانه علیه ‌اسلام و انقلاب محكوم به اعدام شده بودند را منافقین از دهان و قلم شما به آلاف و الوف رساندند و می‌بینید كه چه خدمت ارزنده‌ای به استكبار كرده‌اید. در مسأله مهدی هاشمی قاتل، شما او را از همه متدینین متدین‌تر می‌دانستید و با اینكه برایتان ثابت شده بود كه او قاتل است مرتب پیام می‌دادید كه او را نكشید… شما از این پس وكیل من نیستید و به طلابی كه پول برای شما می‌آورند بگویید به قم منزل آقای پسندیده و یا در تهران به جماران مراجعه كنند…»

    امام خمینی (ره) در این نامه تاریخی پیش بینی می‌كند كه «منتظری مشغول به نوشتن چیزهایی می‌شود كه آخرتش را خراب‌تر می‌كند» و لذا ضمن توصیه‌هایی از او می‌‌خواهد: «از آنجا كه ساده لوح هستید و سریعاً تحریك می‌شوید، در هیچ كار سیاسی دخالت نكنید، شاید خدا از سر تقصیرات شما بگذرد».

    رهبر كبیر انقلاب اسلامی در همین نامه خطاب به افكار عمومی می‌گویند: «تاریخ پر است از خیانت بزرگانش به اسلام؛ سعی كنند تحت تأثیر دروغ‌های دیكته شده كه این روزها رادیوهای بیگانه آن را با شور و شوق و شعف پخش می‌كنند نگردند».

    بیست و یكسال از این ماجرا می‌گذرد. اینجا ایران، سال 88 است و صد و چهار روز از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری را پشت سرگذاشته‌ایم. آقای منتظری با دیدن فضای درگیری‌ها و اختلافات سیاسی و با مشاهده تحركات «جنبش آشوب» زبان گشوده و دست به كار شده است. میرحسین موسوی دست به دامان او می‌شود و او نیز، با آغوش باز از میرحسین پذیرایی می‌كند و این در حالی است كه میرحسین موسوی همواره در اظهارات و بیانیه‌هایش مدعی پیروی از اندیشه و منش امام خمینی (ره‌) است. مستمعان بیگانه را بر سر ذوق آورده كه مسعود رجوی رئیس گروهك تروریستی منافقین ضمن تقدیر و تشكر از منتظری، خواستار «افشاگری او علیه نظام جمهوری اسلامی ایران قبل از رسیدن اجل وی» شد. رجوی در بیانیه‌اش منتظری را فردی دانست كه «بالاترین سرمایه دنیوی و اخروی‌اش در پیشگاه خلق، عزل وی از سوی امام خمینی (ره) است».
    ضروری است كه آقای منتظری در این شرایط به این جمله امام خمینی (ره) دقت و توجه ویژه نشان دهد:‌ «از آنجا كه ساده لوح هستید و سریعاً تحریك می‌شوید در هیچ كار سیاسی دخالت نكنید؛ شاید خدا از سر تقصیرات شما بگذرد» و میرحسین موسوی نیز یك‌بار دیگر به خود بنگرد و ببیند از كه بریده و به كه پیوسته است

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: