پس از مخابرات، سپاه پاسداران “تراکتور سازی کردستان” را نیز تصاحب کرد

خبرنامه آزادی برابری : پس از کش و قوسهای فراوان سرانجام “شرکت مالی و اعتباری مهر” وابسته به “سپاه پاسداران” علیرغم مقاومت شدید مدیران شرکت تراکتور سازی کردستان، موفق به تصاحب آن شده و به مدیر عامل کنونی آن اخطار داده که در اولین فرصت ممکن “استعفا” دهد و این خواسته با مخالفت مدیر مذکور و مقامات مسئول در استانداری کردستان مواجه گردیده است.

شرکت تراکتور سازی کردستان که بخشی از شرکتهای اقماری تراکتور سازی ایران است، از شروع سال در برنامه خرید سپاه پاسداران قرار گرفته است اما مقاومت مدیران آن تا چند روز گذشته این اقدام را به تاخیر انداخته بود. این در حالی است که طی چند روز گذشته “موسسه مالی و اعتباری مهر” وابسته به سپاه پاسداران اقدام به خرید آن کرده و از مدیر کنونی آن را تحت فشار قرار داده که یا در اسرع وقت استعفا داده و یا آنکه وام هنگفتی از موسسه نامبرده درخواست کند. اما این خواسته نیز مورد قبول وی قرار نگرفته است. اصرار مسئولین شرکت مهر وابسته به سپاه مبنی به استعفای مدیرعامل تراکتور سازی کردستان ابعاد دیگری به قضیه داده است تا آنجا که مدیرعامل تراکتور سازی کردستان ضمن مخالفت با استعفا و گرفتن وام، گفته که به غیر از برکناری به هیچ شیوه دیگر مسئولیتش را واگذار نخواهد کرد.

یک منبع آگاه در استانداری کردستان ضمن افشای این خبر اعلام کرد که اختلاف بر سر فروش کارخانه تراکتور سازی کردستان تا جایی پیش رفته که استاندار خود شخصا برای جلوگیری از این اقدام سپاه پاسداران به تهران رفته و مقامات مسئول در کابینه دولت و وزارتخانههای مرتبط را از مسئله آگاه کرده اما تا کنون تلاشهایش نتیجه ای نداده است. مدیرعامل کنونی شرکت تراکتور سازی کردستان از مدیران بومی بوده و تلاشهای فراوانی برای پیشرفت کارخانه مذکور انجام داده و علاوه بر سوددهی و استفاده از کارگران بومی سعی در توسعه بیشتر آن داشته است اما فشار سپاه پاسداران مبنی بر جانشینی یک سرهنگ سپاه به جای مدیر کنونی آن “داوود امراه نژاد”، تاکنون ثمر نداده و ماجرای واگذاری شرکت مذکور را بغرنج تر کرده است. شایان ذکر است که “شرکت تراکتور سازی کردستان” تنها واحد تولیدی و بزرگ در غرب کشور است، ۱۶۰ پرسنل و کارگر دارد.

موسسه مالی و اعتباری مهر که در آغاز سال جاری علیرغم مخالفتهای فراوان مدیران ونمایندگان مجلس استان آذربایجان شرقی، شرکت تراکتور سازی تبریز را نیز با مبلغی ۱۷۷ میلیارد تومانی تصاحب کرده و مدیر عامل آن شرکت را نیز وادار به استعفا کرده و تغیرات بسیاری در سطح مدیریت آن کارخانه ایجاد کرده بود و اکنون نیز یکی از سرهنگهای سپاه پاسداران به نام “ع، حنفی” را به منظور جایگزینی مدیرعآمل کنونی شرکت تراکتور سازی کرستان تعیین کرده است.

Advertisements

No Responses Yet

  1. همينجوري سپاه جلو بره مال منم ميگيره
    ها ها ها ها

  2. همانطور که می‌دانیم از چند سال قبل هم یعنی دقیقاً از سال 83 مسئله‌ی ممنوعیت فعالیت اقتصادی برای نیروی نظامی سپاه هم از میان برداشته شده بود و در طول سالیان گذشته این نیروی نظامی تمام همّ خود را در افزایش توان اقتصادی به کار گرفت و با تاسیس شرکت‌های عظیم اقتصادی وارد کارزار شد و آهسته آهسته به شکلی نرم یا شاید مخملین ابتدا کلیه‌ی پروژه‌های راهسازی را به دست گرفت سپس به پل سازی سد سازی، ساختمان سازی و شهرک سازی، کشتی سازی، اسکله سازی، اسلحه‌و مهمات سازی، هلیکوپتر و هواپیما سازی، موشک سازی، موشک بازی و هر نوع ساخت و سازی مبادرت ورزید.

    در همین میانه پروژه‌های نفت و گاز و پتروشیمی که همواره بیشترین گردش مالی و سود را داشته است در حاشیه اما در متن و بطن خود بر عهده‌و در اختیار سپاه فرار گرفت.

    احداث خطوط لوله‌ی انتقال انرژی و پیمانکاری ساخت قطعات و لوازم پالایشگاهی و کشف و استخراج و انتقال همه و همه به تدریج در اختیار یا کنترل نیروی مقتدر سپاه پاسداران انقلاب اسلامی قرار گرفتند.

    اما این نیروی توانمند نظامی که به منظور حفاظت و صیانت از مرز‌های کشور و حراست از کیان نظام و همان چیز‌هایی که در لابلای اخبار مجریان محترم بخش‌های خبری روزانه به اطلاع ما ملت شریف می‌رسانند، رفته رفته به عظیم ترین غول اقتصادی تبدیل شد و در عین حال کماکان مهمترین قدرت نظامی کشور نیز باقی ماند.

  3. خریداری سهام 8 هزار میلیارد تومانی مخابرات، واگذاری معدن سرب و روی انگوران زنجان با نازلترین قیمت ممکن به بسیج فرزند خلف سپاه صورت گرفت .

    در واقع امروز روندی که برای اجرای اصل 44 زیر عنوان خصوصی سازی شکل گرفته باید با تاسف گفت و پذیرفت که این خصوصی سازی نیست که اجرا می‌شود بلکه نظامی سازی یا بهتر بگویم سپاهی سازی است که در کشور در کلیه‌ی اجزا و ارکان آن به جریان در‌آمده و در چنین شرایطی کیست که نداند دولت تنبل و ناتوان هر چه که بود با مردم سر و کار داشت و دست کم به لحاظ قانونی تحت نظر مجلس نماینگان قرار داشت ولی سپاه در هیچ یک از امور خود هرگز گزارشی شفاف از عملکرد خود به هیچ مرجعی ارایه نکرده تا در خصوص اموال تازه به تملک خود در‌آورده‌اش پاسخگوی کسی باشد.

  4. موسوي و كروبي زيربيرق كسي رفتندكه خون به دل امام كرد (خبر ويژه)

    «مگر مي شود با تابلوي خط امامي بودن، زير بيرق كسي رفت كه خون به دل امام كرد و كار را به جايي رساند كه پيرمراد ملت از خدا طلب مرگ كرد؟ مگر مي شود شعار خط امام را فرياد زد و دست خط امام را ناديده گرفت». سايت «الف» (وابسته به دكتر احمد توكلي) با طرح پرسش هاي مذكور مي نويسد: شايد بشود به مدد فضاسازي هاي رسانه اي و به راه انداختن موج بي سر، برخي واقعيت ها را كتمان كرد و بعضي حقايق را وارونه جلوه داد و رأي 25 ميليون آدم فرودست بي تريبون را با جيغ هاي بنفش خفه كرد. اما با تاريخ و حافظه تاريخي مردم كاري نمي شود كرد.
    سايت مذكور به درج گوشه اي از رنجنامه حضرت امام خميني(ره) به شيخ آلت دست منافقين و باند مهدي هاشمي پرداخت: «با دلي شكسته و سينه اي گداخته از آتش بي مهري ها با اتكا به خداوند متعال به شما كه حاصل عمر من بوديد چند نصيحت مي كنم، ديگر خود دانيد: 1- سعي كنيد افراد بيت خود را عوض كنيد تا سهم مبارك امام بر حلقوم منافقين و گروه مهدي هاشمي و ليبرالها نريزد. 2- از آنجا كه ساده لوح هستيد و سريعاً تحريك مي شويد در هيچ كار سياسي دخالت نكنيد، شايد خدا از سر تقصيرات شما بگذرد…»
    سايت الف سپس نوشت: اين بخشي از رنجنامه خميني بت شكن است خطاب به فردي كه با رفتار و عملكرد سخيفش، جان و تن پير عارف انقلاب را آنچنان رنجور كرد تا مرگ خود را از خدا طلب كند. جاي هيچ شك و شبهه اي نيست! مو لاي درز اين سند نمي رود. اين سند تاريخي مورد تأييد «دفتر نشر آثار امام» بوده – دفتري كه عمادالدين باقي در آن مسئوليت داشته است! -و در كتاب «رنجنامه سيداحمد خميني به آيت الله منتظري» تصوير دستخط شريف امام آورده شده است. يك جستجوي ساده در اينترنت درباره موضوع عزل آقاي منتظري و واكنش روحانيوني از جمله سيداحمد خميني، مهدي كروبي، حميد روحاني و برخي ديگر از اعضاي دفتر امام كه البته همگي از جنا ح چپ و متحد اصلي آقاي ميرحسين موسوي، نخست وزير وقت بوده اند، موضوع را كاملاً روشن مي كند و شكي در صحت «اختلاف عميق بين امام و منتظري» و خروج وي از مسير انقلاب و نظام باقي نمي گذارد.
    سيداحمد خميني در كتاب رنجنامه خطاب به منتظري مي نويسد: «يادتان هست در ملاقات آخر خود با امام شما نيم ساعت حرف زديد و امام سكوت كردند. وقتي بلند شديد برويد، امام فرمودند: «بيشتر حرف هاي شما درست نبود، خدا انشاءالله مرا ببخشايد و مرگم را برساند.» امام تنها همين دو جمله را فرمودند. آيا از خود پرسيده ايد كه چه كرديد كه امام، مرگ خود را از خدا خواسته است و آن را به اطلاع شما رسانده است؟»
    نويسنده «الف» در پايان تأكيد مي كند: «اينها را گفتم تا به عمق شكاف بين امام و منتظري، آن هم از زبان كساني كه امروز در كنار آقاي ميرحسين موسوي ايستاده اند و دوستان گرمابه و گلستان وي هستند، اشاره كرده باشم، وگرنه اين موضوع تاريخي آنچنان در حافظه تاريخي ملت نقش بسته است كه نيازي به تشريح و تبيين آن نيست».
    گفتني است جريان مدعي اصلاح طلبي- چپ هاي سابق مدعي خط امام- پس از انتخابات ارتباطات خود با باند مهدي هاشمي و شخص منتظري را علني كرده و موسوي و كروبي با ارسال نامه هايي، به نامبرده ابراز ارادت كرده و رهنمود خواستند.

  5. شما چقدر احمق هستید
    سپاه نیازی به این چیزها نداره
    همه خصوصیات رو داره دیگه نیازی نیست که بره شرکت ها رو داشته باشی
    همه ایران دست سپاه .بسیج . نیروی انتظامی . ارتش هست
    واقعا احمقد

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: