ترس رژیم از روشنگری یک سایت (دیروز افتتاح شد امروز فیلتر!!!)

چرا وبسایت اسلام راستین  فیلتر می شود آنهم با این سماجت وسرعت زیاد؟  دیروزافتتاح شدو کمتر از 24 ساعت در بیشتر نقاط ایران مسدود وغیر قابل دسترسی …

پایگاه پاسخ به شبهات  شامل هیچ یک از مصادیق تخلف در بندهای مصوبهء شورای عالی انقلاب فرهنگی و یا آیین نامهء هیئت دولت نمی گردد . یعنی مطالبش واقعا ناقض هیچ قانونی نیست . بنابراین از نظر شکلی فیلتر کردن این وبسایت خود عملی غیر قانونی محسوب می شود.

سایت پاسخ به شبهات در جهت اتحاد  بین مسلمانان شیعه وسنی و حل مشکلات فیما بین تلاش میکرد و باعث ترس رژیم شده بود

این سایت در جهت روشنگری و افشای دروغهای کسانی  که نان خودشان راه در دروغ گفتن به مردم در می آوردن فعالیت چشمگیری داشت

لازم به ذکر است این سایت قبل از افتتاح رسمی اش توانسته بود بسیاری از برادران تشیع را تحت تاثیر خود قرار دهد

از نظر  محتوایی نیز مطالب این وبسایت خلاف هیچ قانونی نیست. روزانه هزاران برابر این مطالب نیز در سایت های مذهبی شیعه با شدت واهانت به مقدسات اهل سنت منتشر می شوندو .هیچ مسئولی پاسخگوی آن نیست .

بنابراین در فیلتر کردن این وبسایت تنها چیزی که مد نظر فیلتر کنندگانش قرار نگرفته است همان قانون فیلترینگ کشور و آیین نامهء مصوب هیئت دولت و نیز مصوبهء شورای عالی انقلاب فرهنگی بوده است .

شخص یا اشخاصی که خود را به اصطلاح حافظ آزادی وقانون میدانند، تصور نمی رود دلشان به حال این ملت مظلوم سوخته باشد.  به گونه ای کاملا خودسرانه ، غیر قانونی ، شخصی و احتمالا محفلی و از سر لجاجت و کینه توزی و نفرتی که از اسلام واقعی دارند انجام می گیرد .

http://www.islamtxt.net/

کل مطالب سایت را می توانید از این ادرس دنلود کنید

File Size: 17.858MB

http://www.justupit.com/get.php?id=f7bfe59bce13a3e2c4c113c1d630c702

Advertisements

No Responses Yet

  1. ghalebeton moshkel dare tarmim konid

  2. يك طرفدار گروهك تروريستي منافقين با حمايت از عملكرد موسوي و كروبي تأكيد كرد «انقلابيگري و راديكاليسم در شرايط فعلي به معناي انحلال طلبي براي جنبش سبز است و اين جنبش چاره اي ندارد تا به راه خود در چارچوب ]پوشش[ نظام و قانون اساسي ادامه دهد.»
    «حبيب-ت» (از عناصر فراري مقيم سوئد) كه با سايت وزارت خارجه رژيم صهيونيستي نيز همكاري دارد، مي نويسد: «جنبش سبز فعلاً بضاعت اين را ندارد كه خود را از حمايت بخش نيرومندي از جامعه و منتقدان اصلاح طلب و اصولگراي معتقد به نظام محروم كند». وي با دعوت به نفاق مي افزايد: اگر روزي اين جنبش كه هنوزحالت جنيني دارد و هنوز به طور كامل موفق به فعال كردن نيروهاي بالقوه خود نشده و حتي از مرزهاي پايتخت آنسوتر نرفته، آن سوتر رفت و موسوي و كروبي از آن عقب افتادند، آن گاه مي توان از كاهش يا حذف نقش موسوي سخن گفت.
    وي خطاب به تأكيدكنندگان بر راديكاليسم در شرايط فعلي مي نويسد: شما هم توان رژيم را دست كم و هم نيروي ميداني و عملياتي جنبش را خيلي بالا گرفته ايد. اين جنبش براي تبديل نيروي بالقوه خود به بالفعل راهي بس طولاني در پيش دارد. هر وقت نيروهاي چپ توانستند آن طبقه اي را كه مدعي نمايندگي اش هستند يعني طبقه كارگر را سازمان داده و به عرصه پيكار بكشند و هرگاه اولترا ناسيوناليستهاي سلطنت طلب ما توانستند بورژوازي مدرن و بخشهاي اجتماعي آنرا به ميدان كشند و هرگاه فدراسيونهاي ما توانستند بخشهاي غير فارس را با مطالبات قوميشان به صحنه آورند، آنگاه و فقط آنگاه، شما و ساير مدعيان مي توانيد نقش موسوي و كروبي را انكار و بجاي آنها از بديل پيكر گرفته مفروض خود سخن بميان آوريد. ولي تا آن هنگام جنبش سبز ما نه تنها به رهبري موسوي و كروبي احتياج دارد بلكه بند ناف آن به اين رهبري بسته است.
    اين منافق لائيك به تأسي از پيشنهادهاي سازمان سيا در زمينه شبكه سازي در پوشش نهادهاي مذهبي كه در برخي بيانيه هاي موسوي هم بازتاب يافته نوشت: ممكن است حاميان جنبش مجبور شوند به خاطر انسداد فضاي سياسي و براي سازمان يابي به تكايا و جلسات قرائت قرآن و حتي دستجات و هيئت هاي عزاداري روي بياورند. تضعيف رهبري موسوي و كروبي يعني تضعيف انسجام جنبش.

  3. گفت: يك تحليل گر انگليسي، ادعاهاي گروه هاي ضد انقلاب درباره مردمي بودن ماجراي موسوي را مسخره كرده و نوشته است؛ درحالي كه آمريكا و اروپا به شكست خود اعتراف كرده اند، اين گروه ها همچنان به بازي قبلي خود مشغولند.
    گفتم: چيكار به كار اونا داره، بذار حيوونكي ها بازيشون رو بكنند!
    گفت: همين تحليل گر مي نويسد؛ داستان هايي كه گروه هاي اپوزيسيون ايران درباره موفقيت هاي خود مي سازند به فيلم هاي تخيلي شبيه است.
    گفتم: يك خالي بند به دوستش مي گفت؛ ديروز رفتم جنگل، 2 تا شير، يك پلنگ و 5 تا آهو شكار كردم! رفيقش كه از او خالي بندتر بود با بي اعتنايي گفت؛ فقط همين؟! و خالي بند اولي جواب داد؛ مگه با يك تير، بيشتر از اين هم مي شد؟ و خالي بند دومي با تعجب گفت؛ تازه تفنگ هم داشتي؟!

  4. روزنامه اعتماد: محمود احمدي نژاد شبي که مقابل حريف اصلاح طلبش به مناظره نشست، با دست با پرونده يي که روي ميزش بود بازي مي کرد و در خلال صحبت هاي ميرحسين موسوي تصوير 4+3 همسرش را که در گوشه برگه ها منگنه شده بود به او نشان مي داد و با گفتن جمله «آقاي موسوي بگم؟ آقاي موسوي بگم؟» تلاش داشت رقيب انتخاباتي اش را زير فشار بگذارد تا ترديد درباره صحت مدرک همسر رقيبش به مدد بيايد، گمان نمي کرد که روزي اصولگرايان از پس رسانه ها گوشه مدارکي را نشان دهند و بخواهند برگ برنده احمدي نژاد را مقابل اعضاي کابينه او به کار ببرند.

    محمود احمدي نژاد آمده بود تا مناظره تلويزيوني را از ميرحسين موسوي ببرد. پس در مناظره و در لابه لاي حرف هاي حاشيه سازش در بحبوحه انتقادات از دولت وي بر سر ماجراي مدرک تقلبي، دو چيز گفت تا موسوي را دل آشوب کند؛ نخست آنکه بر موسوي خرده گرفت که چرا در جايي خاتمي را دکتر خطاب کرده در حالي که او مدرک دکترايي ندارد،- در حالي که خاتمي دست کم دو دکتراي افتخاري در کارنامه اش دارد- و ديگر آنکه با نشان دادن پرونده زهرا رهنورد همسر ميرحسين موسوي با اشاره به اينکه او تخلفاتي در مسير آموزش عالي داشته، خواست به موسوي نشان دهد دولتمردان احمدي نژاد و شخص او را نمي شود با يادآوري مدرک جعلي وزير برکنارشده اش- علي کردان- به تنگنا کشيد. پس بي پروا سه بار به موسوي خطاب کرد؛ «بگم؟ بگم؟ بگم؟» او مي خواست با اين کار نشان دهد انبان کلماتش پرتر از آن است که کسي را در مناظره بي پاسخ رها کند، آنچنان که چهار سال اين کار را با خبرنگاران داخلي و خارجي نيز کرده و پرسش آنان را با پرسشي مضاعف، پاسخ گفته بود تا هيچ کس نتوانسته باشد جوابي به صراحت از رئيس دولت ايران بستاند.

    رئيس دولت اما چه مي خواست و چه نه، هدايتگر دولتي بود که براي نخستين بار در طول تاريخ انقلاب، پرونده يي در آن تشکيل شد که عنواني بي سابقه بر خود داشت؛ «مدرک تقلبي». اگرچه احمدي نژاد مدرک را «کاغذ پاره» خوانده بود اما نه توانست علي کردان را از جنجال مدرک تقلبي برهاند و نه پس از آن در دولت دهم و با ادامه روند انتشار اتهام جعلي بودن مدارک و مقالات مديران ارشدش موفق شد هياهوي مدارکي که تقلبي خوانده مي شد و مقالاتي که جعلي توصيف مي شد را آرام سازد.

    اگرچه پيشتر و در زمان دولت اصلاحات موضوع کپي بودن مقاله علمي، دامان معصومه ابتکار يکي از معاونان سيدمحمد خاتمي را نيز گرفته بود اما مدارک تقلبي مديران ارشد دولت احمدي نژاد بر سر زبان ها افتاد و دهان به دهان نقل شد تا دولتمردان ناگزير شوند به پاسخ برآيند و چاره يي کنند اين درد ديرعلاج را؛ دردي که عده يي آن را سلطه طلبي مي خواندند و عده يي جنگ با اخلاق. کساني زياده خواهي اش مي دانستند و کساني ديگر مقابله با اعتماد عمومي. به هر حال هرچه بود، دردي بود براي دولتي که داعيه تخصص داشت هرچند مردان علمي، تخصص را به مدرک نمي شناسند؛ دردي که احمد توکلي نماينده «نه صرفاً حامي و نه صرفاً منتقد » دولت احمدي نژاد، نخستين بار در تارنماي اينترنتي اش «الف» ويروس آن را به جان دولت انداخت و فراگيرش کرد.

  5. خوشبختانه من ترسي از فيلتر كردن دولت كودتا ندارم
    يك فيلتر شكن قوي دارم كه حدود 6 ماهه از آن استفاده ميكنم

  6. دولت وقتی چند تا بی سواد دارد ازش چه انتظاری دارید خوب تو همین سایت شما فیلتر شکن هست همه با فیلتر شکن باز می کنند خریت دولت هست که فکر می کنند با اینکارها مردم کار خودشان را هم نمی کنند

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: