انواع توحيد

توحيد به سه نوع تقسيم مي شود:

1- توحيد ربوبيت

2- توحيد الوهيت

3-توحيد اسماء وصفات

1- توحيد ربوبيت

و آن اعتقاد داشتن به اين است که الله تعالي خالق بندگان و روزي رساننده آنها است، و اوست که به آنها زندگي مي بخشد و سپس آنها را مي ميراند و همچنين ميشود گفت که توحيد ربوبيت يعني منفرد دانستن الله تعالي به افعالي که مخصوص او است، افعالي همچون خلق کردن و روزي رساندن. به اين نوع توحيد تمام انسانها حتي يهود و نصاري و مجوس نيز اقرار داشته اند و هيچکس آن را رد نکرده است بجز کساني که در گذشته بنام دَهْرِيه و امروز بنام کمونيست شناخته مي شوند.

دليل اثبات توحيد ربوبيت

بايستي به ناداناني که وجود الله تعالي را منکر مي شوند، گفته شود هيچ عاقلي قبول نمي کند که اثري بدون مؤثر و يا فعلي بدون فاعل و يا مخلوقي بدون خالق وجود داشته باشد.

و چيزي که تمام عقلاء آنرا قبول دارند اين است که اگر انسان سوزني ببيند يقين پيدا خواهد کرد که اين سوزن را صانعي دُرست کرده است. پس چگونه امکان دارد که اين عالم پر عظمت بدون خالق باشد؟ و با اين نظم عجيبي که در بين سيارات و کهکشانها و تمام مخلوقات چه در زمين و چه در آسمان وجود دارد، بدون مُنَظِّم بوجود آمده باشد؟

براستي هر کس که صاحب ذره اي عقل و فهم باشد، پي بوجود خالق آسمان و زمين خواهد برد.

الله تعالي مي فرمايد:

)أَمْ خُلِقُوا مِنْ غَيْرِ شَيْءٍ أَمْ هُمُ الْخَالِقُونَ( (سورة الطور/ 35).

«آيا بدون خالق خلق شده اند؟ يا اينکه خود شان، خود را خلق کرده اند؟». بديهي است که هيچ مخلوقي بدون آفريننده بوجود نمي آيد و همچنين امکان ندارد که چيزي خالق خود باشد. چون در اين صورت آن چيز بايستي در آن واحد هم خالق باشد و هم مخلوق، و اين امکان ندارد.

در اين صورت تنها جوابي که باقي مي ماند اين است که الله تعالي، خالق آسمانها و زمين است. به اين مطلب حتي مشرکين نيز اقرار داشتند. الله تعالي مي فرمايد:

)وَلَئِن سَأَلْتَــهُم مَّنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ لَيَقُولُنَّ خَلَقَـهُنَّ الْعَزِيزُ الْعَلِيمُ( (سورة الزخرف/ 9).

«اي رسول الله! اگر از اين مشرکين بپرسي که چه کسي آسمانها و زمين را خلق کرده است، خواهند گفت: آنها را الله عزيز و عليم خلق کرده است».

اما دهريون و کمونيستها معتقدند اين طبيعت است که همه چيز را خلق کرده است.

ما مي دانيم طبيعتي که اينها را آنرا مي پرستند در واقع همين مخلوقاتي هستند که الله تعالي آنها را خلق کرده است، مانند آسمان و زمين و خورشيد و ماه و درياها و… و اين طبيعت آنچنان که مي بينيم نه داراي حيات است و نه علم و نه شنوائي و نه بينائي و نه… پس چطور ممکن است طبيعتي که خود فاقد اينگونه صفات است مخلوقي همچون انسان بيافريند که داراي اين صفات مي باشد؟

پس واضح است که اين دهريون و کمونيستها فقط به خاطر جهل و دشمني با اديان است که وجود خالق را منکر مي شوند. واين انکار معمولا از چهار چوب زبان فراتر نمي رود. و اگر شما کسي از آنها را وقتي که مصيبتي بر او واقع گشته ببنيد، خواهيد دانست که چطور در آن موقع رو بسوي خالق زمين و آسمان مي کند و افکار کفر آميز خود را رها مي سازد. اما وقتيکه مصيبت از او دور شد، دوباره به انکار کسي مي پردازد که تا چندي پيش رو بسوي او آورده بود.

و دليل ديگري که خالق بودن طبيعت را رد مي کند اين است که انسان توانسته است در بسياري از امور بر طبيعت چيره شود. انسان کوهها را صاف مي کند، درياهاي خروشان را در کنترول خود در مي آورد، به اعماق اقيانوسها مي رود، و در دل آسمانها نفوذ مي کند، و هنگاميکه شب فرا مي رسد با استفاده از برق آن را به روز تبديل مي کند و… پس بايد پرسيد اين چه خالقي است که اينگونه از مخلوق خود شکست خورده است؟!

پس حق همانطور که الله سبحانه و تعالي مي فرمايد اين است که:

)اللَّهُ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ( (سورة الزمر: 62).

«خالق تمام مخلوقات الله است. و او است که تدبير تمام چيزها را بدست دارد».

 

دليل قبول داشتن مشرکين توحيد ربوبيت را

الله تعالي مي فرمايد:

)وَلَئِن سَأَلْـتَــهُم مَّنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لَا يَعْلَمُونَ( (سورة لقمان: 25).

«(اي رسول الله!) اگر از اين مشرکين بپرسي که چه کسي آسمانها و زمين را خلق کرده است، خواهند گفت: الله. بگو: الحمد لله (که خود تان اعتراف کرديد)، ولي اکثر آنها نمي دانند (که فقط خالق است که بايستي عبادت شود)».

وهمچنين الله تعالي مي فرمايد:

)قُلْ مَن يَرْزُقُكُم مِّنَ السَّمَاءِ وَالأَرْضِ أَمَّن يَمْلِكُ السَّمْعَ والأَبْصَارَ وَمَن يُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَيُخْرِجُ الْمَيَّتَ مِنَ الْحَيِّ وَمَن يُدَبِّرُ الأَمْرَ فَسَيَقُولُونَ اللّهُ فَقُلْ أَفَلاَ تَتَّقُونَ # فَذَلِكُمُ اللّهُ رَبُّكُمُ الْحَقُّ فَمَاذَا بَعْدَ الْحَقِّ إِلاَّ الضَّلاَلُ فَأَنَّى تُصْرَفُونَ( (سورة يونس: 31-32).

«اي رسول الله به اين مشرکين بگو، کيست که از آسمان و زمين به شما روزي مي رساند؟ و يا اينکه چه کسي مالک و آفريننده گوشها و چشمهاي شماست؟ و چه کسي بوجود مي آورد جاندار را از بي جان (مانند بوجود آمدن انسان از نطفه و پرنده از تخم) و بوجود مي آورد بي جان را از جاندار (مانند بوجود آمدن نطفه از انسان و تخم از پرنده)؟ و چه کسي امور هستي را اداره مي کند؟ خواهند گفت: الله. پس به آنها بگو: آيا از عقاب او نمي ترسيد که اينگونه در عبادت تان با او شريک قرار مي دهيد؟ اوست رب برحق شما. بغير از حق چه چيزي جز گمراهي وجود دارد؟ پس چگونه از حق روي مي گردانيد و بسوي باطل و گمراهي مي رويد؟ و همچنين الله سبحانه و تعالي مي فرمايد:

)وَلَئِن سَأَلْتَــهُم مَّنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ لَيَقُولُنَّ خَلَقَـهُنَّ الْعَزِيزُ الْعَلِيمُ( (سورة الزخرف/ 9).

«اي رسول الله! اگر از اين مشرکين بپرسي که چه کسي آسمانها و زمين را خلق کرده است، خواهند گفت: آنها را الله عزيز و عليم خلق کرده است».

پس اين آيات اين امر را براي ما واضح گردانيد که مشرکين معتقد بوجود الله سبحانه و تعالي بودند، و همچنين به اينکه خالق و روزي رساننده آنها اوست ايمان داشتند اما گمراهي آنها در اين بود که در عبادات خود با الله Y شريک قرار مي دادند و ديگر معبودات را واسطه اي بين خود و او مي پنداشتند.

پس روشن مي گردد که ايمان داشتن به توحيد ربوبيت به تنهائي، انسان را مسلمان نمي سازد، و او را از عذاب آخرت نجات نمي دهد، مگر اينکه همراه با توحيد ربوبيت به توحيد الوهيت نيز ايمان بياورد و به آن در زندگي خود عمل کند.

 

2- توحيد الوهيت

و به آن توحيد عبادت نيز گفته مي شود، و مراد از آن اين است که انسان تمام انواع عبادات را فقط براي الله تعالي بجا بياورد. چون اوست که فقط شايستگي عبادت شدن را دارد. وغير از او هيچکس ولو اينکه داراي مقام و منزلت والايي چه دنيوي و چه ديني باشد، شايستگي عبادت شدن را ندارد. واين همان توحيدي است که الله تعالي بخاطر آن انبياء و پيامبران (عليهم السلام) را بسوي امتهايشان مبعوث داشت. و قرآن بهترين شاهد بر اين امر است.

الله تعالي در مورد نوح u مي فرمايد:

)وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحًا إِلَى قَوْمِهِ إِنِّي لَكُمْ نَذِيرٌ مُّبِينٌ# أَن لاَّ تَعْبُدُواْ إِلاَّ اللّهَ إِنِّيَ أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍ أَلِيمٍ( (سورة هود: 25-26).

«و بي شک ما نوح را بسوي قومش فرستاديم تا که به آنها بگويد من برحذر دارنده آشکاري براي شما هستم، بسوي اين که غير از الله را عبادت نکنيد، من از عذاب روز قيامت بر شما مي ترسم).

و همچنين الله I در مورد هود u مي فرمايد:

)وَإِلَى عَادٍ أَخَاهُمْ هُودًا قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُواْ اللّهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَـهٍ غَيْرُهُ إِنْ أَنتُمْ إِلاَّ مُفْتَرُونَ( (سورة هود: 50).

«و بسوي قوم عاد پيامبري از خود شان بنام هود فرستاديم او به آنها گفت: اي قوم من! فقط الله را عبادت کنيد، براي شما معبودي بحقي جز او نيست، و شما با عبادت کردن اين معبودات باطل به الله تعالي افتراء مي زنيد چونکه إله بحقي جز او نيست».

و همچنين الله I در مورد صالح u مي فرمايد:

)وَإِلَى ثَمُودَ أَخَاهُمْ صَالِحًا قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُواْ اللّهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَـهٍ غَيْرُهُ( (سورة هود: 61).

«و بسوي قوم ثمود پيامبري از خود شان بنام صالح فرستاديم، او به آنها گفت: اي قوم من! فقط الله را عبادت کنيد، براي شما معبود بحقي جز او نيست».

و همچنين الله I در مورد شعيب u مي فرمايد:

)وَإِلَى مَدْيَنَ أَخَاهُمْ شُعَيْبًا قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُواْ اللّهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَـهٍ غَيْرُهُ( (سورة هود: 84).

«و بسوي قوم مدين پيامبري از خود شان بنام شعيب فرستاديم او به آنها گفت: اي قوم من فقط الله را عبادت کنيد، براي شما معبود بحقي جز او نيست».

و همچنين الله تعالي از قوم موسي u مي فرمايد:

)قَالَ أَغَيْرَ اللّهِ أَبْغِيكُمْ إِلَـهًا وَهُوَ فَضَّلَكُمْ عَلَى الْعَالَمِينَ( (سورة الأعراف: 140).

«موسي گفت: چگونه براي شما معبودي جز الله قرار دهم؟ (در حاليکه خود تان نشانه هاي عظمت و قدرت او را ديديد و همچنين او با إعطا کردن نعمت هاي فراوان) شما را بر ديگر انسانهاي (زمان تان) برتري داده است».

و همچنين الله تعالي از قول عيسي u مي فرمايد:

)إِنَّ اللّهَ رَبِّي وَرَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ هَـذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِيمٌ( (سورة آل عمران: 51).

«بي شک، الله، رب من و شماست، پس فقط او را عبادت کنيد. اين (يعني فقط الله را عبادت کردن) راه مستقيم و صحيح مي باشد».

و همچنين الله تعالي به رسول الله r امر کرده است تا که به اهل کتاب بگويد:

)قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ تَعَالَوْاْ إِلَى كَلَمَةٍ سَوَاء بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ أَلاَّ نَعْبُدَ إِلاَّ اللّهَ وَلاَ نُشْرِكَ بِهِ شَيْئًا وَلاَ يَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضاً أَرْبَابًا مِّن دُونِ اللّهِ( (سورة آل عمران: 64).

«بگو: اي اهل کتاب! بياييد بسوي کلمه حق و عادلانه اي که بين ما و شما يکسان باشد. و آن اين است که جز الله را عبادت نکنيم و با او چيزي شريک قرار ندهيم و بعضي از ما بعضي ديگر را براي خود رب قرار ندهند».

در اين آيه الله تعالي به رسول الله r امر مي کند که به يهود و نصاري بگويد که رو بسوي توحيد بياورند و عقايد باطل خود، مانند عقيده دشتن به الوهيت و ربوبيت مسيح و عزير -عليهما السلام- را ترک کنند.

و همچنين الله تعالي تمام بشريت را مورد خطاب قرار مي دهد و مي فرمايد:

)يَا أَيُّهَا النَّاسُ اعْبُدُواْ رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ وَالَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ( (سورة البقرة: 21).

«اي انسانها، فقط رب تان که شما و انسانهاي قبل از شما را خلق کرده است، عبادت کنيد تا که پرهيزگار شويد».

پس، از اين آيات نتيجه مي گيريم که تمام انبياء و رسل به خاطر اين به پيامبري مبعوث گشتند تا که امتهاي خود را بسوي توحيد الوهيت دعوت دهند و آنها را از شريک قرار دادن با الله تعالي در عبادات برحذر دارند همانطوري که الله تعالي مي فرمايد:

)وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَّسُولاً أَنِ اعْبُدُواْ اللّهَ وَاجْتَنِبُواْ الطَّاغُوتَ( (سورة النحل: 36).

«و بي شک در هر امتي پيامبري مبعوث داشتيم براي دعوت کردن بسوي اينکه الله را عبادت کنيد و از طاغوت دوري جوئيد»([1]).

——————————————————————————–
 ([1]) طاغوت: هر مخلوقي است که از حد تجاوز کند. مثلا شيطان طاغوت مي باشد و کسيکه ادعاي علم غيب کند نيز طاغوت است، چونکه علم غيب را فقط الله تعالي ميداند، پس اين شخص با اين ادعا پا را از گليم خود فراتر نهاده و از حد خود تجاوز کرده است و همچنين حاکمي که مخالف قوانين الله تعالي قانون وضع مي کند و به قوانين الهي عمل نمي کند طاغوت مي باشد، چونکه قانون گذاري از اموري است که فقط مخصوص الله سبحانه وتعالي است. الله تعالي ميفرمايد: ) إِنِ الْحُكْمُ إِلاَّ لِلّهِ( (سورة الأنعام: 57). «حکم فرمائي فقط مخصوص الله است». و همچنين مي فرمايد: )وَمَن لَّمْ يَحْكُم بِمَا أَنزَلَ اللّهُ فَأُوْلَـئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ( (سورة المائدة: 44). «و کسانيکه به احکامي که الله نازل کرده است حکم نکنند، کافر مي باشند». پس هر مخلوقي که از حد خود تجاوز کند و بخواهد اموري را که فقط مخصوص الله است براي خود قرار دهد نوعي طاغوت مي باشد و بر هر فرد مسلمان واجب است که به اين طاغوت کفر بورزد و از او دوري جويد.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: