گزارشی از اعتراضات مردمی 13 آبان

 

مرگ بر دیکتاتور!

با دوستان تصميم گرفتيم طرف سفارت آمريكا كه محل تجمع نيروهاي دولتي بود نريم. در خيابان هاي اصلي و فرعي مركز شهر تجمع هاي مختلف مردمي زياد بود و ما به همين نقاط رفتيم. از ساعت 11 و نيم صبح در فاصله ميان چهار راه انقلاب تا ميدان وليعصر به بالا و فرعي هاي آن درگيري و جنگ و گريز شديد شد. گروه هاي مردمي در دسته هاي سي، چهل، پنجاه و …نفره و بيشتر با شعار «مرگ بر ديكتاتور»شكل ميگرفت و به سمت نيروهاي سركوب هجوم ميبرد و همراه با حمله آنها به فرعي ها عقب نشيني ميكرد و دوباره پس از مدتي اين كار تكرار ميشد. بسياري مغازه ها بسته بود و بعضي از آنها مردم را داخل مغازه كرده و درها را مي بستند. در جايي صاحبخانه اي ما را پناه داد و بچه ها با تيركمان از دريچه اي، بسيجي ها را هدف قرار ميدادند. ميگفتند در همه اين چند ماه اين كار را كرده اند. در جايي ساكنين مجتمع هاي بلند از پشت بام قوطي و سنگ و آشغال بر سر نيروهاي سركوب ميريختند. يك بسيجي در گوشه اي با دوربين پيشرفته در حال عكس گرفتن از اين صحنه ها بود. مرد ميانسالي به مردم هشدار مي داد كه صورت هاي خود را بپوشانند و تغيير محل بدهند. او ميگفت فردا اطلاعاتي ها با اين تصاوير به در خانه ها مي آيند و مردم را دستگير ميكنند و ميگفت تا بحال عده اي اينطوري گرفتار شده اند و كسي هم نميداند چه بسرشان آمده است؛ و در عين مبارزه احتياط هاي لازم را كرد.
در يكي از فرعي ها با گروهي برخورد كرديم كه از ميدان 7 تير مي آمدند. يكي گوشش پاره بود، ديگري سر و صورتش خوني بود، و آن يكي باطوم خورده بود. اما خندان و سرخوش براي اقدام بعدي نقشه مي ريختند. اخبار 7 تير را به مردم ميدادند و ميگفتند تيراندازي واقعي، و نه هوايي و مشقي، شده است. ميگفتند سه تا از لباس شخصي ها در گوشه اي گير افتادند و مردم از خجالتشان در آمدند و مدارك شناسايي شان نيز ضبط شد. برخي دخترها حتي در لباس پوشيدن آرايش جنگي داشتند. بدون مانتو و با شلوار چند جيبه خاكي رنگ و تي شرت و كفشهاي مخصوص دو. مانند ماههاي قبل حضور و راديكاليسم زنان و دختران بسيار چشمگير بود.
حدود ساعت يك در خيابان وليعصر (از ميدان به بالا) تا مطهري درگيري هاي سختي صورت گرفت. در مقاطعي مردم موفق مي شدند نيروهاي سركوب را عقب رانده يا پراكنده كنند و در اين زمان ها همه از پياده رو يا فرعي ها به وسط خيابان اصلي مي آمدند و راهپيمائي ميكردند. باز هم بيشترين شعاري كه داده ميشد «مرگ بر ديكتاتور» بود. در يك جنگ و گريز به خيابان فلسطين شمالي وارد شديم. خيابان ابتدا خلوت بود. اما يكدفعه صف بزرگي از مردم كه بطور منظم راهپيمائي ميكردند و برخي پوستر بزرگ موسوي را در دست داشتند وارد خيابان شدند. دختري بر دوش پسري نشسته بود و مرتبا شعار » خامنه اي قاتله، ولايتش باطله» را سر ميداد و از جمعيت مي خواست آنرا تكرار كنند. در و ديوار خيابان پر بود از شعار «مرگ بر خامنه اي». براي مدت 10 دقيقه اين راهيپيمايي ادامه داشت و همه جور شعاري بگوش مي رسيد. از «يا حسين مير حسين» تا «ما زن و مرد جنگيم، بجنگ تا بجنگيم» تا «نه شرقي، نه غربي، دولت سبز ملي» و…
وارد بلوار كشاورز شديم. چشمانمان از گاز اشك آور مي سوخت. صفوف مردم گاه منظم و گاه پراكنده در دو سوي خيابان حركت ميكرد. دوباره به سمت ميدان وليعصر رفتيم كه با هجوم وحشيانه شخصي پوش هاي موتور سوار و پياده نظام رژيم مواجه شديم و عقب نشستيم. شاهد دعوا و بگو مگوي بين همين نيروها بوديم كه هر يك مي خواست از خود سلب مسئوليت كند و آن يكي را به صف جلو بفرستد و عليه يكديگر حرف ميزدند.
ساعت دو نيم كه مقداري از تلاطم اوضاع كاسته شد تصميم گرفتيم از فرصت استفاده كرده و به طرف پائين چهار راه انقلاب و اطراف خيابان جمهوري بريم و مشاهداتي داشته باشيم. با اتوبوس رفتيم. داخل اتوبوس مردم در حال گپ و گفتگو بودند. بعضي كه در مبارزه شركت داشتند، ديده ها و شنيده هايشان را نقل ميكردند. بعضي ابراز تاسف ميكردند كه نتوانستند شركت كنند چون شاغل هستند و به آنها ابلاغ شده بود كه در صورت غيبت در اين روز از كار اخراج خواهند شد و ميگفتند «كاش 13 آبان امسال به جمعه افتاده بود». برخي هم مثل روال همه جا آيه ياس ميخواندند و مردم را دعوت ميكردند كه سرشان در كار خودشان باشد. يكي از موعظه كننده ها ميگفت «چه فايده؟ كشته ميشين و آب هم از آب تكان نميخوره» و ديگري جواب ميداد «بدبخت انگار متوجه نيستي كه سي ساله داريم هر روز ميميريم. حالا كه تصميم گرفتيم ديگه نميريم ما را از مرگ ميترساني؟». از همه ديدني تر چهره برخي مردهاي حزب الله و يا زنان چادر چاقچوري بود كه خاموش نشسته بودند و با چشماني از حدقه در آمده مردم را نظاره ميكردند. يكي يواشكي پوستر خامنه اي را زير صندلي پنهان كرد تا مردم ندانند او كجا بوده است.
در آندسته خيابان هاي پائين كه ما رفتيم متاسفانه جنب و جوش چنداني بچشم نمي خورد. گرچه مردم و مغازه دارها در مورد اتفاقاتي كه رخ داده بود حرف ميزدند و خبر رد و بدل ميكردند.
حدود ساعت 4 دوباره به ميدان وليعصر و كريمخان برگشتيم. خبر گوش به گوش رسيده بود كه بعد از ساعت 4 اعتراضات شدت خواهد گرفت. تا ساعت 6 و نيم در آن حوالي چرخيديم. درگيري و اعتراضات بصورت پراكنده ادامه داشت اما بشدت صبح نبود. لااقل در محدوده هايي كه ما حضور داشتيم.
اخبار شب سيماي دروغ گوي جمهوري اسلامي از حضور دشمن شكن و گسترده مردم هميشه در صحنه گزارش داد. اما با همه مونتاژهايي كه كرده بودند صحنه ها نه گسترده بود و نه دشمن شكن.
با اينكه حكومت نيروهاي زيادي را بسيج كرده و علاوه بر پايه هايش، عده اي را با زور و تهديد از مدارس و ادارات دولتي به خيابان آورده بود، اما تعداد جمعيت تظاهر كننده مخالف حكومت بيشتر بود. مردم اخبار مبارزات در شهرستان ها، بخصوص در حول و حوش دانشگاهها و خوابگاهها، را به يكديگر مي دادند.
13 آبان امسال با بقيه سالها فرق داشت. آناني كه شاهد 13 آبان تاريخي سال 1357 بوده اند ميگفتند از نقطه نظر مبارزه مردم عليه حكومت، يادآور آن 13 آبان بوده است. اما به نسبت آن سال تعداد شركت كنندگان دانش آموز كمتر بود. حكومتي ها از چندي قبل تدارك گسترده اي ديده بودند كه شركت دانش آموزان در اينروز كنترل شده باشد. از مدارس دولتي با تهديد و ارعاب عده اي را آورده بودند و در مدارس غير دولتي اعلام شده بود كه غيبت در اينروز موجه نخواهد بود. با اين وجود گروههاي كوچك دانش آموزان 15 – 16 ساله مشاهده ميشد كه در كنار هم پر شور و شاداب حركت كرده و در كوله پشتي هايشان سنگ و ديگر ابزار مورد نياز براي درگيري را حمل مي كردند.
امروز از زاويه مقايسه اي با مبارزه قبلي، يعني روز قدس، تفاوت هايي داشت. با وجود حجم بزرگ تبليغات سبز و اعلاميه پراكني هاي موسوي و كروبي، اما نسبت به روز قدس كمتر تحت كنترل آنها قرار داشت. اينرا هم در راديكاليسم بيشتر امروز ميتوان مشاهده كرد، هم در شعارهايي كه بيشتر ادا ميشد و هم در نوع سركوب وحشيانه و گسترده تري كه امروز حكومت به پيش برد.
حال مردم براي روز 16 آذر تدارك مي بينند.
و آخر اينكه نشد اين گزارش را در شب 13 آبان بفرستيم. امان از دست اينترنت و ياهو و http و اين چيزا. هنوز در بخش هايي از شهر «دسترسي امكان پذير نمي باشد».
گزارش ارسالی برای نشریه دانشجویی بذر – 13 آبان 1388
 

Advertisements

11 پاسخ

  1. مطمئن باشید درخت انقلاب با خون پاک هزاران شهید آنقدر تنومند شده است که با این نسیم ها لرزد. دلم برای این از خود بی خبران می سوزد که به گفته مرحوم شریعتی دچار از خود بیگانگی شده اند.

  2. در گذشته جسممان را به بردگی می بردند اما الان عقلمان را به بردگی میبرن(دکتر علی شریعتی)
    قابل توجه مزدوران دولت و….

  3. زن شاه زمانی که می خواست از ایران برود گفت ما این چنین ملت را تربیت داده ایم که توانستند انقلاب کنند این را زن شاه گفت حالا ببینم اینان چگونه ما را تربیت کرده اند

  4. واقعا خجالت بكشيد يك مشت آدمهاي از خدا بيخبر افتادهايد دنبال اينكه اين انقلاب عظيم وبا ريشه را نابود كنيد ولي كور خوانده ايد مردم باشرف و متدين شما بي ريشه ها را نابود خواهند كرد همانطور كه شاه را نابود كردند

  5. ان شين تو اينجا چه غلطي ميكني
    دلت براي خودت بسوزه كه راهي كه ميري به گهستان

  6. فقط گزارش چند تا آشوبگر و تعدادی اغفال شده تهرانی … بد بخت ها چرا از راهپیمایی ملیونی مشهد و شهر های دیگه هیچی نمیگید که همه مردم یک دل و همصدا شرکت کردن برای ایران سبز علوی ….

  7. مشهد که صادرات الاغ داره عزیزم .
    تعداد کمی آدم فهمیده داره . اگر میلیاردی هم تظاهرات کنند تعجبی نداره . بقیشونو از قبرس میارن .
    شهرهای دیگه هم که مثل اصفهان و شیراز و … همه سبز هستند .

    • خاک بر سرت که تفکر اینه ….. تفکر همه چند هزار تا سبز آشوبگر همینه ….. نظر دیگران رو نمیبینند و فقط خودشون رو میبینند ….. فقط توهین و فقط فحش … فقط کافیه یک نفر تمام نظرات طرفداران سبز را بخواند تا دیدگاه های زشت و دهنشون که چاک و بست نداره رو متوجه بشه ….. میدونید چرا آمریکا و انگلیس از اراذل و اوباش ما دارن دفاع میکنن چون ساده ترین افرادی هستند که خود را زرنگترین و روشنفکرترین افراد میدانند .

  8. خیلی کس خلی.ولی imagination خوبی داری.داستان های خوبی میگی.ولی در داستانها تخیل زیاد استفاده شده. البته تو در زندان بهتر می تونی فکر کنی و داستانهای واقعی بنویسی

  9. ببينيد بينش طرفدارن سبز چيست همه را الاغ ميداند و خودش را آدم برو حيا كن معلومه مشكل شخصيتي داري

  10. هر جا كه لازم باشه ملت غيوريم خر از پل كه گذشت خس و خاشاكيم

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: